اکبر هاشمی رفسنجانی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۸۲
بعضی روزنامههاي غربي نوشتهاند، صدام با واسطه، با آمریکايیها، برای تسلیم شدن و تبعيد به بلاروس و دادن اطلاعات در مورد سلاحهای کشتارجمعی وارد مذاکره شده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۸۲
آقای آقازاده، گزارش مذاکره با البرادعی و نیز پیشنهاد جديد آژانس را داد. در مورد مبدأ تهیه ماشین غنیسازی [= سانتریفیوژ] و افراد سازنده آنها و تبدیل به اورانیوم فلزی، توضیح خواسته است. گفتم، جواب بدهد در حد پیمان ان پی تی همکاری میشود و نیز برای همکاری با سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس، براساس پیشنهاد آنها با تعديل، پیگیری كند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۸۲
در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای، افتضاح دیگری به بار آمد و با فشار آمریکا، کشورهاي عربی قطعنامهای را که برای وادار کردن اسراییل به پيوستن به ان پی تی داده بودند، پسگرفتند و در مقابل، یک بیانیه آبكی صادر شد/ ادواردكندي، برادر رییس جمهور اسبق آمریکا و سناتور ایالت ماساچوست حمله تُندی به سیاست جنگطلبانه بوش كرده و گفته، آبروي آمریکا را برده و اعتبار آمریکا را مخدوش کرده است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۸۲
در عراق، در چند عملیات، تعدادی از اشغالگران کشته و زخمی شدهاند و بار دیگر لوله نفت کرکوک به جيحان منفجر شده و خبری از بيماری شدید صدام داده شده است...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اردیبهشت ۱۳۷۸
تا ساعت یازده در منزل، تاريخ صدر اسلام و بنياميه و مروانيان را براي خطبه جمعه فردا مطالعه ميكردم. به دفتر كوشك رفتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اردیبهشت ۱۳۷۸
پيش از ظهر، مجمع تشخيص [مصلحت نظام] جلسه داشت و بندهاي مهمي تصويب شد. عصر آقايان حسين مرعشي و علي هاشمي آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۷۸
اعضاي ناتو تصميم گرفتند، در جهت توسعه تحريمها عليه يوگسلاوي اقدام كنند؛ براي جلوگيري از رسيدن سوخت و پرواز هواپيما و تجارت و ... به كشورهاي همسايه صربستان، اطمينان بدهند كه در صورت حمله يوگسلاوي از آنها حمايت كنند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۸۲
جرج بوش، دستور تهیه طرح برای مجازات اقتصادی ایران را صادر کرده است / برای بازديد راهآهن در دست ساخت بافق- مشهد-که در زمان سازندگی شروع شده بود- رفتیم. از یک ايستگاه و تونل دوهزار و 400 متری ارتفاعات خماری، نزدیک تربت حيدريه بازدید کردیم. قرار است تا آخر سال آینده، طرح به بهرهبرداری برسد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۷۸
[امروز تاسوعاست.] در خانه بودم. ناهار از نذريهاي خيريه محرم آوردند. بولتنهاي زيادي از دفتر آورده بودم. مطالعه كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اردیبهشت ۱۳۷۸
پيش از ظهر به كارها پرداختم و در مراسم عزاداري كاركنان شركت كردم. هيأت عزاداران از نهاد رياستجمهوري آمدند و عزاداري كردند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اردیبهشت ۱۳۷۸
پيش از ظهر، مجمع [تشخیص مصلحت نظام] جلسه داشت. تعدادي از بندهاي سياستهاي كلي برنامه سوم را تصويب كرديم؛ پيشرفت خوبي داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اردیبهشت ۱۳۷۸
در خانه بودم. وقتم با ورزش و قدم زدن در حياط و مطالعه گذشت. ظهر بچهها جمع بودند، با بحثهاي محفلي، بيشتر بر محور استيضاح آقاي [عطاءالله] مهاجراني و هنوز هم در مورد توقيف روزنامه زن.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۷۸
صبح ساعت یازده به دفتر كوشك رفتيم. جراید و بولتنها را خواندم. از مسایل داخلي، انعكاس وسيع استيضاح آقاي [عطاءالله] مهاجراني، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] و حمله شديد نمايندگان در نطقهاي پيش از دستور به عملكرد ریيسجمهور، مهم است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اردیبهشت ۱۳۷۸
مجمع تشخيص[مصلحت نظام] جلسه داشت. چندين مورد ديگر از سياستهاي كلي برنامه سوم را تصويب كرديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۸۲
امروز با حمله به خط راهآهن در عراق، هنگام عبور قطار حامل نظامیان آمریکایی، فصل جدیدی از مبارزه با اشغالگران روی داد و عملیات متعددی علیه آنها انجام شد. در شورای امینت سازمان ملل، آمریکا با دخالت، قطعنامه پیشنهادی عربها درباره جلوگیری از اخراج یاسر عرفات، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین را وتو کرد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۸۲
روایت فرزندان آسیدعبدالعزیر حکیم از لحظات ترور سید محمد باقر حکیم / «شخصیتهای شیعه امیدی به ادامه حیات ندارند»
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۷۸
[آقای سوگیانو]، سفير اندونزي آمد. امير بازنشسته نيروي دريايي است. اوضاع كشورش را گفت؛ منجمله وضع تيمور شرقي را كه دولت اندونزي، پس از دهها سال مقاومت، تسليم شده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۷۸
[آقای گلاوس سلر]، سفير جديد آلمان آمد. گفت، تلاش دارند كه روابط آسيبديده دو كشور را ترميم كنند. گفتم، آلمان در جريان دادگاه ميكونوس، از سوي آمريكا و صهيونيستها رودست خورد و به روابط خوب دو كشور، آسيب وارد كرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۷۸
ديروز دولت [آتال بیهاری] واجپایی در هندوستان، باكم آوردن يك رأي سقوط كرد. آقاي [غلامرضا] آقازاده، [رییس سازمان انرژی اتمی] خبر داد كه زحمات طولاني در راه به ثمر رساندن يكي از اهداف انرژي هستهاي به ثمر رسيده و اولين محصول آن به دست آمده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۷۸
جلسه مجمع [تشخیص مصلحت نظام] داشتيم. هشت بند ديگر از سياستهايكلي برنامه سوم تصويب شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۷۸
در منزل بودم. بيشتر وقت به مطالعه گذشت. ياسر آمد و گفت، بر ترديد در انتشار نامههاي ما پنج نفر به امام در كتاب خاطرات سال 1360 من، فائق آمده و تصميم به چاپ گرفته است .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۷۸
صبح تا ساعت یازده، در منزل مطالعه كردم. به دفتر كوشك رفتم. ظهر عفت هم آمد؛ بهخاطر مسأله فائزه ناراحت بود و گريه كرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۸۲
بحث قطعنامه شورای حکام [آژانس بینالملی انرژی اتمی] علیه ایران، در رسانههای داخلي و خارجی داغ است. [کالین]پاول، [وزیر امورخارجه آمریکا] و [محمد] البرادعی، [مدیرکل آژانس] گفتهاند، اگر ایران نپذیرد، مسأله به شورای امنیت [سازمان ملل] خواهد رفت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۸۲
در دفتر رهبری، جلسه مشورتی برای راهکار در برابر قطعنامه شورای حکام با همان افراد جلسات قبل بود. احتمال پذیرش قطعنامه يا رد کامل آن مورد بحث قرار گرفت و راهحل میانهای انتخاب شد که به قطعنامه اعتراض شود و در حد ان پی تی همکاری شود و مذاکرات ادامه یابد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۸۲
بعد از چند روز بحث در وین، امشب اعلان شد که شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، قطعنامه پیشنهادی ژاپن، استرالیا و کانادا را به صورت اجماع و بدون رأيگیری، تصویب کرده است. نماینده ايران، آقای علیاکبر صالحی، به عنوان اعتراض، اجلاس را ترک کرده و در مصاحبهای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۷۸
به دفترم رفتم. كارها را انجام دادم. براي برنامه همايش وعاظ و هيأتها براي محرم، به مسجد شهيد مطهري رفتم. آقاي [علیرضا] محمدخاني و [محمود] محمديعراقي، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی] گزارش دادند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۷۸
از منزل به ستاد مشترك ارتش رفتيم. پس از استقبال رسمي نظامي در جمع فرماندهان عالي، آقايان [حسن] فيروزآبادي، [علی] شهبازي، [علی] شمخاني، [مصطفی] ترابي، [عباس] محتاج و ... مذاكره كرديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۷۸
براي همايش بينالمللي دندانپزشكان، از منزل به نمايشگاه بينالمللي رفتيم. ابتدا از دهها غرفه نمايشگاه بازديدكرديم. اكثر مواد مصرفي و بسياري از ابزار دندانپزشكي، دركشور توليد ميشود و در موارد زيادي هم صادرات شروع شده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۸۲
رادیو اسراییل، روی جملهای که دیروز در مسابقات قرآنی گفته بودم که آمریکا به قصد محاصره ایران به منطقه لشکر کشید، ولی اکنون خودآمریکا آسيبپذير و در محاصره ایران است، مانور میدهد.

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۸۲
با درخواست خبرگان، در مراجعت با متروآمدیم. تحت تأثیر عظمت و نظم مترو قرار گرفتند. / در وین، در جلسه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بحث درباره برنامههای هستهای ایران ادامه دارد...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۷۸
هيأت امناي دانشگاه آزاد اسلامي جلسه داشت. دربارة تأسيس واحد دانشگاهی در زابل، قُروه و آمل و افزايش حقوق پرسنل و هيأتهاي علمي تصميم گرفتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۷۸
اول وقت فائزه آمد. توضيحاتي دربارة برنامهاش براي برخورد با ناجوانمردانگيهاي دستگاه قضايي داد. به دفترم رفتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۷۸
در منزل بودم. تمام وقت به مطالعه گذشت.گزارشي از وضع صابئين در خوزستان و عراق و تعدادي از متون اخلاقي و بيشتر وقت به مطالعه كتاب «چارلي بكويث» در مورد حمله نيروهاي آمريكايي براي نجات گروگانها و شكست آنها در كوير اطراف طبس گذشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۷۸
تا ساعت یازده در منزل مطالعه داشتم. به دفتركوشك رفتم و تا ساعت چهار بعد از ظهر، در آنجا بولتنها و روزنامهها، وقتم را گرفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۷۸
آقاي حسين مرعشي آمد و خبر داد كه آقاي [مرتضی] مقتدايي، [دادستان کلکشور] گفته كه هنوز رد اعتراض آقاي كرباسچي را امضا نكرده و خبر روابط عمومي دادگستري تهران دروغ است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۷۸
آمريكا دستور اعزام هليكوپترهاي آپاچي و دو هزار چترباز را به بالكان صادر كرده كه گامي در جهت زمينيشدن جنگ است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۷۸
پيش از ظهر براي مراسم عيد غدير، به دفتر آیتالله خامنهاي رفتم. مطابق معمول، دقايقي در دفتر نشستيم تا مسئولان جمع شدند و سپس به حسينيه امام خميني رفتيم. آقاي [سیدمحمد] خاتمي، [رییسجمهور] تبريك گفت و رهبري هم صحبت كوتاهي كردند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۷۸
همانگونه كه آقاي خاوير سولانا، دبيركل ناتو گفته بود، از ديشب مرحله سوم بمباران صربستان آغاز شده و تعدادي از مراكز دولتي و تأسيسات اقتصادي بمباران شده و كشتي تجسسي روسيه از تنگه بُسفُر عبوركرده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۷۸
[آقایان حسن حبیبی، سیدرضا زوارهای، محمدرضا عباسیفرد، احمد علیزاده، محمدرضا علیزاده و علیآراد]، حقوقدانان شوراي نگهبان آمدند و گفتند، مردم جاي خالي شما را در مديريت كشور حس ميكنند و خواستند كه در مسایل مهم كشور، بيشتر حضور داشته باشم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۷۸
پيش از ظهر در منزل براي خطبهها مطالعه ميكردم. ظهر عفت و محسن به مزرعهاي در جاده ساوه رفتند؛ ياسر و محسن هم سهمي از آن پستهكاري دارند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۷۸
در بالكان، بحران شديدتر ميشود. فشار صربستان بر مردم كوزوو ادامه دارد. فراريان تبديل به معضل شدهاند. سه سرباز آمريكايي، در مقدونيه مفقود شدهاند و در آخرين لحظه محاصره، باز فرستنده سيار اطلاع داده كه تحت تعقيباند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۷۸
آقاي دكتر [فریدون] قاسمزاده، [مدیرعامل شرکت افرانت] آمد. توضيحاتي دربارة انواع كاربردهاي ارتباطي اينترنت داد و نقشي كه در سرعت عمل در بازرگاني، مسایل علمي و تحقيقات، كمشدن هزينههاي بازرگاني و مناقصهها و مزايدهها، حذف كاغذ و مركب و منشي و پست و تلفن و ارتباطات دارد.
ادامه مطلب![در آژانس بينالمللی انرژی هستهای، بحث در مورد ایران ادامه داشت و آقای علی اکبر صالحی، نماینده ایران، تهدید کرد که اگر سختگیری بیمورد شود، ممکن است نتیجه برعكس باشد و آژانس از همکاری ایران محروم شود. آفريقاي جنوبی، قطعنامهای ارایه داده که از ایران خواسته است، سریعتر پروتکل الحاقي را بپذیرد و برنامههای هستهای خود را شفاف نماید. آمریکا هم درصدد [تصویب] چنین قطعنامهای است.](/sites/default/files/styles/max_650x650/public/1405-06/1%20%2812%29.jpg.webp?itok=qn01zi69)
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۸۲
در آژانس بينالمللی انرژی هستهای، بحث در مورد ایران ادامه داشت و آقای علی اکبر صالحی، نماینده ایران، تهدید کرد که اگر سختگیری بیمورد شود، ممکن است نتیجه برعكس باشد و آژانس از همکاری ایران محروم شود. آفريقاي جنوبی، قطعنامهای ارایه داده که از ایران خواسته است، سریعتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۸۲
در وین، در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هستهای، بحث در مورد برنامه هستهای ایران داغ است وآمریکا تلاش دارد، حداقل یک قطعنامه علیه ایران صادر شود؛ گرچه از ارجاع مسأله ایران به شورای امنیت، به خاطر مخالفت غیرمتعهدها منصرف شدند. دکتر حسن روحانی میگوید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۸۲
در عراق، آمریکاییان پذیرفتهاند که امنیت شهر نجف به عهده سپاه بدر باشد. مسئولیت اصلي هم درکربلا و نجف به نیروهاي لهستانی واگذارشده که آمریکا درگیر نباشد. در فرودگاه بغداد، کمی قبل از حضور دونالد رامسفیلد، وزیر دفاعآمریکا، دو موشک به سوی یک هواپیمای ترابری نظامی که درحال برخاستن بود، شليك شد، ولی اصابت نکرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۸۲
صبح برای افتتاح برنامه مسابقات قرآنیکه در سراسر نیروی زمینی سپاه برگزارشده است، از منزل به ستاد سپاه پاسداران رفتم. 10 هزار نفر شرکت کردهاند و 600 نفر به فینال رسیدهاند. سردار [عزیز] جعفری، [فرمانده نیروی زمینی سپاه] خیرمقدم گفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۸۲
در عراق، هنوز حرم حضرت علی (ع) بعد از انفجار بسته است. ديشب هم در اطراف حرم تیراندازی شده و مواد منفجره کشف کردهاند. در اطراف حرمکاظمین هم تیراندازی شده و به مسجدی در شمال شرق بغداد هم حمله شده است. به نظر میرسد، شیاطین توطئه جنگ شيعه و سنی را فراهم میکنند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۸۲
ترور ناموفقآقای سیدعلی واعظ، نماینده آیتالله سیستانی در کاظمين، آنهم با برنامهای وسیع که از سه طرف تیراندازی شده و كشف تعدادی نارنجک و سلاح در حرم کاظمين نشان میدهد كه برنامه وسیعی برای حذف علمای شیعه تدارک ديدهشده و میتواند مقدمهای برای جنگ داخلی و درگیریهای مذهبی و قومی باشد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۸۲
در تهران، افراد ناشناسی پنجگلوله به ساختمان سفارت انگلیس شلیککردند و سفارت موقتاً تعطیل شد. همزمان روزنامهكیهان در سرمقاله خود پیشبینی کرده که اگر مسئولان سیاست خارجی در مقابلگستاخی انگلیس، عکسالعمل مناسبی نشان ندهند، خود مردم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۷۸
امروز هم ظهر و عصر، عمده وقتم با ملاقاتهاي مديران و شخصيتهاي كشور گذشت. با دكتر [علیاکبر] ولايتي، [مشاور رهبری در امور بینالملل]، دربارة مسائل كوزوو و موضوع روسيه بحث شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۷۸
به دفترم رفتم. پيش از ظهر و بعد از ظهر، جمع زيادي از مديران و وزرا و نمايندگان مجلس و كاركنان مجمع [تشخیص مصلحت نظام]، براي ديدار عيد آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۷۸
در منزل بودم. اكثر وقتم به مطالعه كتاب گياه شناسي پايه ، تأليف دكتر [احمد] قهرمان گذشت. براي مسأله زوجيت كه بنا دارم در نماز جمعه آينده به عنوان معجزه علمي قرآن مطرح كنم، مطالب جالبي به دست آوردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۷۸
به دفترم رفتيم. چند گروه از مديران كشور، براي ديدن عيد نوروز آمدند. با آقاي [مرتضی] محمدخان، [معاون اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام]، دربارة طرح نيشكر اهواز و با آقاي [حسین] كمالي، [وزیر کار و امور اجتماعی] دربارة مشكل اشتغال و با آقاي [جلیل] بشارتي، [رییس دفتر امور مناطق محروم ریاستجمهوری]، دربارة طرحهاي مناطقمحروم صحبتكردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۷۸
حملات نظامي به صربستان، در محدوده حمله با موشكهاي كروز و بمباران هوايي ادامه دارد و معمولاً براي نظاميها و صنايع حساس نظامي.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۷۸
ديشب ساعت هشت شب به وقت گرينويچ، حمله به صربستان آغاز شده. دهها مركز حساس را با بمب و موشك زدهاند و دو هواپيماي بی- 52 آمريكا هم كه از ديد رادار مستورند، درحمله شركت دارند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۷۸
تمام وقت پيش از ظهر، به مطالعه و قدم زدن گذشت. بچهها سوار بر موج و قايق، در دريا تفريح ميكردند. نگران غرق شدن بچههاي موجسوار بودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۷۸
در اظهارات آيتالله خامنهاي، در سخنراني [اول فروردین در صحن امام رضا (ع) در] مشهد، تعریضهاي متعددي به مسایل مهم اجتماعي است كه ميتواند مخالفت با سياستهاي دولت به حساب آيد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۷۸
بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب در ساحل قدم زدم. منظره طلوع آفتاب بسيار زيبا و شاعرانه جلوه كرد. با مسئول كلوپ ورزشي در كنار پاويون صحبتكردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۸۲
خبردادند که آقای خاتمی، رییسجمهور یک پیشنهاد ده بندی ارایه داده؛ پس از طرح در دولت، به عنوان ضرورت و نياز ادامه کارش که سه بند از آن مشكل دارد. رهبری همچنان بر مخالفت با امضای پروتکل الحاقی باقی اند و از ضعف عملکرد وزارت امورخارجه در مقابل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۸۲
نواری از صدام در بعضی از شبکههای خبری پخششده که منکر دستداشتن طرفدارانش در انفجار نجف شده و از آنها خواسته که حملات خود را علیه اشغالگران به کارگیرند. / اسامی کابينه مصوب شورای حکومتی عراق منتشر شد: ۱۳ شيعه، پنج كرد، پنج سُنی، يك تركمن و يك مسيحی.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ شهریور ۱۳۸۲
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۷۸
بعد از نماز و مراسم تحويل سال، به استماع اخبار و ديدن گزارشها روي صفحه كامپيوتر پرداختم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۸۲
آقای خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اروپا در ایران است. در مورد عواقب عدم امضای پروتکل الحاقی با گستاخي به آقایان سید محمد خاتمی، رییسجمهور و کمال خرازی، وزير امورخارجه هشدار داده و گفته است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ شهریور ۱۳۸۲
امسال در هفته دولت، تبلیغات وسیع و بیسابقهای از سوی دولت و صداوسيما در مورد سازندگی میشود که افکار عمومی را متوجه صحت راه دولت سازندگي میکند و مايه تعجب شده استکه چرا بعد از ششسال به این مسير برگشتهاند. جالبتر اینکه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ شهریور ۱۳۸۲
بازداشت آقاي عیسی سحرخیز، مدیرکل سابق مطبوعات داخلی وزارت ارشاد و مدیرمسئول ماهنامه آفتاب در تهران و اهانت آقای محسن آرمين به شخص آقای هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه با اتهام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ شهریور ۱۳۸۲
آقای خاتمی، رییسجمهور گفت، رهبری نظر دادهاند که روابط سیاسی و اقتصادی با انگلستان، به خاطر بازداشت هادی سلیمانپور، قطع شود، ولی نظر خود ایشان این است که بهتر است چند روز صبر کنيم. برای آزادی او تلاش میکنند؛ شاید آزاد کردند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۰
اول وقت سر كارم بودم. آخر شب خبر تصرف بياره را دادند؛ شهر كوچكى از عراق كه در مرز به تصرف نيروهاى ما در آمده، ولى هنوز كاملاً تأیيد نشده و معلوم نيست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۶۰
ساعت 9 صبح به مجلس رفتم، گزارش ها را خواندم. شب گذشته به اتومبيل آقاى [علىاكبر] ناطق نورى، تيراندازى كردهاند كه راننده مجروح شده و كس ديگرى در ماشين نبود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ شهریور ۱۳۸۲
دادگستری استان تهران اعلان کرده که دو نفر از کارمندان وزارت اطلاعات، در مسأله زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی-کانادایی در زندان اوین، مجرم شناخته شدهاند و قرار مجرمیت صادر شده است...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ شهریور ۱۳۸۲
در مقابل مزرعه شخصی جرج بوش، تظاهراتی در مخالفت با ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق انجام شده و در یک افکارسنجی مجله نیوزویک، 69 درصد مردم آمریکا، عراق را باتلاق آمریکا دانستهاند و اکثریت مردم با تجدید انتخاب بوش به ریاستجمهوری آمریکا، مخالفت کردهاند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ شهریور ۱۳۸۲
زنان بغداد، به خاطر ناامني و ربودهشدن زنان تظاهرات کردهاند / در آمریکا، چند تظاهرات برای مخالفت با ادامه اشغال عراق انجام شده و بعضی نظرسنجيها از سقوط محبوبيت جرج بوش خبر ميدهد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ شهریور ۱۳۸۲
آقای یزدی گزارش ملاقات شورای نگهبان با رهبری را در خصوص انتخابات داد که ضمن تأکید بر لزوم احراز صلاحیت از تُندروی منع کردهاند و اجازه شکایت از وزارت کشور، در خصوص برخورد با دفاتر نظارتی شورا را دادهاند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۸۲
جرج بوش که جهت جمعآوری اعانه برای انتخابات، به ایالت اورگان در غرب آمریکا سفر کرده ، مواجه با تظاهرات مردم علیه سیاست جنگطلبانه كاخ سفید شده است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۰
پيش از رفتن به مجلس به عيادت آقاى خامنهاى رفتم، حالشان رو به بهبودى است و مسایل جارى را با ايشان در ميان گذاشتم و مشورت كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۰
پيش از رفتن به مجلس، منزلى را كه براى ما در نظر گرفته بودند، در همسايگىمان ديدم، جالب نيست. مىگويند از نظر امنيتى مناسبتر است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، از طرف ستاد ارتش چند نفر كارشناس امنيتى آمدند، براى بررسى وضع امنيتى منزل. پاسدارها گزارش داده بودند كه صداهاى نامأنوسى شنيده مىشود. احتمال نقب زدن دادهاند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۰
فرصتى براى استراحت به دست آمد و توفيقى براى مطالعه. قبل از رفتن به نماز جمعه، مرورى بر مجموعه اخبار و مناسبت هاى هفته - كه ستاد نماز جمعه براى امام جمعه تهران هر هفته تهيه مىكند- نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز عقب ماندگى در نوشتن خاطرات را جبران و ساعتى هم، تفسير مطالعه كردم. با توجه به وضع روحى خود و وضع جامعه، آيات راجع به جنگ احد را انتخاب كردم. سپس به زيارت امام رفتم.

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۰
چون شب در مجلس خوابيده بودم، يك ساعت زودتر مشغول كار شدم. گزارش ها را خواندم و متن خطبه عربى نماز جمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۸۲
مسأله انفجار دفتر سازمان ملل در عراق، هنوز مورد توجه رسانهها و محافل سیاسی است . کوفیعنان، دبیرکل سازمان از بیتوجهی آمریکا به امنیت در عراق و آن دفتر انتقاد کرده و گفته، آمریکا و انگلیس، به وظیفه خود عمل نکردهاند. خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل سابق سازمان ملل هم آمریکا را محکوم کرده است. بعضی رسانهها هم خود آمریکا را متهم کردهاند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۸۲
آیتالله سیدمحمدباقر حکیم و آیتالله سیدعلی سیستانی، انفجار دفتر سازمان ملل در بغداد را محکوم کردهاند. اعلان شده، پنج ایرانی در بغداد به اتهام دخالت در امور عراق بازداشت شدهاند...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۸۲
اعلان شد، طه ياسين رمضان، معاون اول صدام هم بازداشتشده است / دکتر ایرج یزدانبخش، پزشک ایرانی ساکن شهر هایزنبرگآلمان گفت، بسیاری از ايرانيان خارج، منجمله اردشیر زاهدی، وزیر امورخارجه دوره پهلوی مایلاند برای ایران در جهت رفع مشکلات جهانی کمک کنند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۰
دو روز تأخير در نوشتن خاطرات را اول وقت نوشتم. سپس به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. بحث درباره لايحه بودجه بود. پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه علنى بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۰
با كمى تأخير به مجلس رفتم. بحث در جزیيات لايحه بودجه شروع شد و پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى، ادامه بحث در كليات بودجه داشتيم. نيمى از وقت جلسه را من اداره كردم و نيم ديگر را آقاى [على اكبر] پرورش.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۰
به خاطر بودجه كه به موجب آیيننامه، بايد حداقل روزى پنج ساعت جلسه علنى داشته باشيم، وقت جلسه را ساعت شش صبح قرار داده بوديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۰
بعد از صرف سحرى نخوابيدم و دوساعت براى خطبههاى نماز جمعه مطالعه كردم. على، اخوى زاده كه دوماه در جبهه غرب با سپاه پاسداران بوده، آمد و خوشحال شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۰
صبح زودتر از هر روز به مجلس رفتم. آقاى مرادى دادستان انقلاب رفسنجان آمده بود و به خاطر اينكه ايشان را عزل كردهاند، كمك خواست. معتقد است كه نفوذ رقباى محلى، مؤثر بوده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۰
شب خيلى دير خوابيدم و بعد از سحر هم، خواب عميقى نرفتم. جلسه علنى داشتيم و طرح احزاب مطرح بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۰
دير از خواب بيدار شدم. بعد از سحرى خوردن، ساعت سه ونيم صبح خوابيده بودم، نزديك ساعت هشت صبح از خواب پريدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز از خاطرات عقب مانده را نوشتم. جلسه علنى داشتيم و لايحه احزاب مطرح بود. چند ماده تصويب شد. ریيس دفتر جديد را دعوت به كار كردم .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۸۲
جمعی از آزادگان و مسئولان ستاد رسیدگی به امور آزادگان آمدند. آقای عباسعلی وكيلي، رییس ستاد گزارش کار داد. من هم درباره صبر آزادگان و سرنوشت ظالمان که امروز در عراق جریان دارد، صحبت کردم. یکی از آزادگان، از رفتار آقای محمد حسن ابوترابی که بهعنوان جانشین نماینده رهبری، با استفاده از موقعیت برادر مرحومش عمل میکند، انتقاد کرد....
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۰
اول صبح آقاى محسن رضایى به منزل آمد و گزارشى از وضع مبارزه با گروهك ها داد. معلوم شد كه عامل انفجار دفتر حزب جمهورى اسلامى، (منافق فرارى [محمدرضا] كلاهى) از [نيروهاى سازمان] مجاهدين خلق است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى نداشتيم. حدود ساعت نه ونيم به مجلس رفتم. براى كميسيون آیيننامه مدتى انتظار كشيدم. نصاب لازم به دست نيامد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۰
روزه گرفتم؛ ولى بعدازظهر از طرف مراجع اعلام شد كه ثابت نشده، امروز ماه رمضان باشد. عدهاى صبح زود به خانه آمدند و آقاى تحريريان خبر بازداشت آقاى ميناچى را داد و كمك خواست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۰
بعد از آسيب ديدن آقاى خامنهاى، امام من را مأمور اقامه نماز جمعه فرمودهاند. براى برگزارى نماز جمعه از تحريرالوسيله قدرى مسائل نماز جمعه را مطالعه نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۸۲
در عراق، درگیریها و تظاهرات ادامه دارد. امراضگوناگون ناشی از اورانیوم که در جنگ بهکار رفته و کمبودها و گرما زیاد شده است. وضع کودكان بیسرپرست، تبدیل به فاجعه شده و مراجع به آمریکا اخطار کردهاند که صبر مردم رو به پایان است....
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اسفند ۱۳۷۰
در منزل بودم. گزارش ها را مطالعه مى کردم. عفت و یاسر هم بودند. فاطى و بچه هایش در آذربایجان هستند. فائزه هم به کیش رفته است. بعد از نماز ظهر، براى تماشاى مراسم سال تحویل، پاى تلویزیون نشستم. محسن و اعظم و عماد و على هم آمدند. به هر یک از بچه ها،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اسفند ۱۳۷۰
امروز در خانه بودم. براى ایام تعطیلى، کار زیادى به خانه آورده ام. بعد از نماز صبح تا ساعت هشت خوابیدم. دکتر [حسن]روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی]و دکتر [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امور خارجه]، تلفنى از تبلیغات شدید علیه ایران خبر دادند و چاره جویى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در راه باران مى بارید. تا ساعت نُه صبح کار کردم. از صداوسیما آمدند و پیام نوروزی ضبط شد. آقاى محمدعلى انصارى، [قائم مقام دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی] آمد و براى تکمیل مرقد امام کمک خواست. گفت بودجه کافى نیست. براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اسفند ۱۳۷۰
سحر بیدار نشدیم و بدون سحرى روزه گرفتیم. عصر کمى ضعف داشتم. [آقایان زیدان البرعمی و پی ریدا اپیراد]، سفیران جدید عمان و تایلند، براى تقدیم استوارنامه آمدند. آقایان [عبدالرضا] هاشم زایى و [احمد]رمضانى آمدند. آقای رمضانى چند سالى است که با شوروى تجارت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۷۰
تا صبح باران مى بارید. ساعت هشت صبح در دفترم بودم. سحر کمى دیر از خواب برخاستم. با عجله غذا خوردیم. سه نفر از ستاد امداد آیت الله گلپایگانى آمدند. گزارشى از درمانگاه ها و خانه هاى بهداشت دادند که در مناطق زلزله زده ساخته اند. حدود هفتاد میلیون تومان خرج
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۷۰
دیشب باران خوبى باریده و امروز هم تا شب ادامه داشته است. هنوز هم که ساعت ده شب است، مى بارد. [ آقایان کارلوس آلبرتو و هانس اندرسون]، سفیران برزیل و سوئد، براى تقدیم استوارنامه آمدند؛ صحبت ها تشریفاتى بود. آقاى [شیخ حسین]انصاریان - واعظ- آمد. از شلوغى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۷۰
صبح به سوى دفتر حرکت کردیم. در جماران برف مى بارید و کمى پایین تر باران و در شهر آفتاب بود. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی و مدیران بخش مرغدارى آمدند. گزارش وضع را گفتند و خبر از بالا رفتن تولید دادند، اما نتوانستند توجیهى براى گرانى بى حساب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۷۰
مطابق معمول همه سحرهاى دیگر، یک ساعت قبل از طلوع فجر با زنگ ساعت بیدار شدم. غذاهاى سحر را که عفت قبلاً آماده کرده بود، گرم کردم و چاى درست کردم. سپس یاسر را بیدار کردم. یاسر مطابق معمول، سفره را آماده کرد. سحرى خوردیم. دعایى خواندم و نماز و سپس استراحت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۷۰
امروز کشتى دوم در چابهار به اسکله بسته شده است. به نظر مى رسد براى دولت آمریکا مشکل سیاسى پیش آمده و در کنگره مورد سئوال واقع شد که چرا 22 ناو جنگى، نتوانسته اند یک کشتى بارى را کنترل کنند. آقایان [سیدعلی اکبر] اجاق نژاد و احمدى از ستاد پشتیبانى فرهنگى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۷۰
آقایان [سید مهدی] امام جمارانى، [رییس سازمان اوقاف] و [محمدعلی] نظام زاده آمدند. گزارش وضع اوقاف، درآمدها و هزینه ها و کارها را دادند و براى مساجد کمک خواستند. [آقای امام جمارانی]، تقاضا داشت که تلاش کنیم شوراى نگهبان افرادى را حذف نکند. براى بعضى ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۷۰
دیشب برف زیادى باریده است. در راه به دفترم، انبوه برف در سراسر تهران، در پایان فصل را جالب یافتم. در مواردى راه بندان بود. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [مرتضی] محمدخان، [رییس کل گمرک] و [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۷۰
[آقای سید رضی حسینی]، نماینده لامرد آمد. تقاضاهایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داشت و از درگیرى هاى رقبایش در لامرد شکایت داشت؛ این درگیری ها، منجر به زد وخورد هم شده است. آقاى [محمدرضا] شفیعى، نماینده فومن آمد و براى امور عمرانى و جبران خسارات زلزله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۷۰
آقاى [یوسف بن]علوى، وزیر امور خارجه عمان با دکتر ولایتى آمدند. پیشنهاد اصلاح روابط با مصر و الجزایر و آمریکا و همکارى براى کمک به جمهورى هاى اسلامى جدا شده از شوروى را داشت. در مورد الجزایر و مصر اظهار آمادگى کردم و در مورد آمریکا گفتم قبل از هر چیز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم در دفترم بودم. ساعت نُه صبح مدیران شرکت هاى جدید آب و فاضلاب سراسر کشور آمدند. وزیر نیرو و معاونش توضیحاتى در مورد سیاست جدید تشکیل شرکت هاى غیر دولتى براى آب و فاضلاب شهرها دادند؛ تأیید کردم. آقاى [حمید] میرزاده براى امور کیش و بازسازى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۷۰
شب کم خوابیدم. با یاسر سحرى خوردیم. بعد از نماز صبح، تا ساعت نُه خوابیدم. تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. ضمن خطبه ها برف و رعد و برق بود. خطبه ها را مختصر کردم. یکى دربارة ماه رمضان و دیگرى جمع بندى وضع سال جارى که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. گزارش کار مقدمات انتخابات و مساله نهضت آزادى را داد. مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. مشکلات زمین شهرى رفع شد. در چند جلسه، مصوبات جامعى داشتیم و مشکلاتى که دادگاه ها با لغو آیین نامه ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۷۰
به مناسبت سالروز تأسیس کمیته امداد امام خمینی(ره)، مدیران کمیته آمدند و گزارش کار دادند. صحبت هاى تشویق آمیزی نمودم. [آقای دیوید انروز]، وزیر امورخارجه ایرلند آمد. مذاکرات معمولى بود. سئوالاتى دربارة انتخابات ایران و برنامه پنج ساله داشت. من هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. پس از انجام کارها، سران حزب الله لبنان آمدند. گزارش امور پس از شهادت سید عباس[موسوی] را دادند. آقاى سید[حسن] نصرالله، رهبر جدیدشان، وضعی شبیه به سیدعباس دارد و از همدردى مردم و مسئولان و احزاب لبنان و حمایت ایران، اظهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و ربع در دفترم بودم. تا ساعت هشت صبح کارهاى عقب مانده انجام شد. به جلسه مجلس خبرگان رفتم. تا ظهر کار کردیم؛ با یک تنفس کوتاه. قرار شد از این به بعد، حداقل مدت اجلاسیه هاى سالانه دو روز باشد؛ قبلاً پنج روز بود که معمولاً عمل نمى شد. تا ساعت چهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۷۰
زودتر از روزهاى دیگر به دفترم رفتم. ساعت هفت و نیم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم و سپس براى شرکت در اجلاسیه مجلس خبرگان، به حسینیه امام خمینى(ره) رفتم. تا ظهر کار کردم. ظهر ضیافتى به احترام نخست وزیر یونان دادم. مذاکرات ضمن ناهار، دوستانه و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت صبح، بعد از صرف صبحانه به فرودگاه رفتیم. بلافاصله پس از مراسم، پرواز کردیم. همراهان را ساعت شش و نیم صبح برده بودند و معطل شده بودند. در مسیر با آقایان [محسن]رضایى و [حمید] میرزاده و [علی] فلاحیان، راجع به مسایل سفر و کارهاى جزایر و کیش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح، آقایان [حمید] میرزاده و [محسن] مهرعلیزاده، مدیران کیش آمدند. گزارش کارها را دادند و من تشویق شان کردم. بر توسعه امکانات تفریحى و سرگرمى سالم و رفاهى تأکید نمودم. براى بازدید طرح هاى عمرانى جزیره و افتتاح نیروگاه جدید 37 مگاواتى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۷۰
تا ساعت هشت و نیم صبح، در اقامتگاه به استماع اخبار و استراحت و صبحانه و استحمام پرداختم. سپس با هواپیماى سی- 130 به جزیره سیرى پرواز کردیم. پس از مراسم استقبال، با هلی کوپترها به سکوی نصر رفتیم. این سکو در اواخر جنگ، توسط آمریکایى ها بمباران و منهدم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۷۰
آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمد و گزارش تصمیمات در خصوص اجراى خواسته ها را داد. به پایگاه نیروى دریایى رفتیم. مراسم پرده بردارى و صبحگاه مشترک بود. بعد از گزارش اقدامات، من صحبت کردم و رژه برگزار شد. سپس به جزیره مینو رفتیم و با اتومبیل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۷۰
همراه عفت ساعت هفت صبح به فرودگاه [مهرآباد]رسیدیم و به سوی دزفول حرکت کردیم. جمعى از وزیران، معاونان و محافظان همراه بودند. در پایگاه هوایى دزفول استقبال رسمى بود. به خاطر باران زیاد و هواى ابرى، هلی کوپترها نیامدند. بلافاصله براى مراسم شروع عملیات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى نیّرى، [رییس کمیته امداد امام خمینی] آمد طرحى براى کمک نهایى به آزادگان آورد که ناقص بود؛ قرار شد تکمیل کنند. آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. در مورد تقاضاى رسمیت نهضت آزادى به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقای ارلینگ هاریلد نیلسون]، سفیر جدید دانمارک براى تقدیم استوارنامه آمد. [آقای کنستانتین ماسیک]، معاون نخست وزیر اوکراین آمد. دو نامه از رییس جمهورشان، مبنی بر درخواست تسریع در توسعه روابط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفتر رسیدم. جمعى از سران مؤتلفه و انجمن هاى اسلامى اصناف آمدند. مطابق معمول از وزارت بازرگانى و مالیات و کارهاى شهردار انتقاد داشتند؛ بدون راه حل مشخص. آقاى [علی اصغر] باغانى آمد. از کُندى کار شوراى انتخاب خبرگان، بدون مدرک و دلیل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۷۰
در خانه بودم. پیش از ظهر، به مطالعه و انجام کارها و بعد از ظهر و شب، به تماشاى تلویزیون گذشت. شب با آقاى حافظ اسد، رییس جمهور سوریه، دربارة حوادث اخیر لبنان، شهادت سیدعباس موسوى، حمله موشکى حزب الله به شمال اسراییل و تجاوز اسراییل به جنوب لبنان ودر خانه بودم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ملاقات نگذاشته بودیم. به آقاى زنگنه، [وزیر نیرو] گفتم که فکر لوله کشى به جاى ساخت کانال براى آبیارى در اراضى زیرِ سدها را جدى بگیرند. طرح نیشکر خوزستان، این راه را انتخاب کرده است. آقاى [مرتضی] الویرى، [رییس کمیسیون برنامه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۷۰
امروز نیمه شعبان، تعطیل است. در خانه بودم. به انجام کارها و قدم زدن در حیاط و تماشای تلویزیون گذشت. پیام برای اجتماع افغان ها [= سومین مجمع شیعیان افغانستان] را اصلاح کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه و نیم صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. برای بدرقه میهمانان اکو به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. رؤسای جمهور آذربایجان، ترکمنستان، ترکیه و نخست وزیر پاکستان را با سان و سرود بدرقه کردم. قبل از حرکت، با همه آنها مذاکرات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۷۰
نزدیک ساعت هشت صبح، برای ملاقات با میهمانان اجلاس اکو، به دفتر مطالعات وزارت امور خارجه رفتم. [آقای ارکی بایف]، معاون نخست وزیر قرقیزستان آمد. گفت رییس جمهور یک استاد دانشگاه است که در گذشته سابقه سیاسی نداشته و خود او هم همکار دانشگاهی اوست و به خاطر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۷۰
ساعت نُه صبح، برای استقبال میهمانان اجلاس سران اکو به فرودگاه[مهرآباد] رفتیم. آقای [ایاز] مطلب اف، رییس جمهور آذربایجان آمد؛ قبلاً نخست وزیرشان آمده است، چون او در پکن بوده و زودتر از موعد، جلسه شان تمام شده و خودش را به تهران رسانده است. سان و رژه و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۷۰
به خاطر آماده شدن برای امور میهمانان اجلاس سران سازمان اکو، تا ساعت ده صبح را آزاد گذارده بودند. ساعت ده، آقای [سید عبدالله]شیرازی، امام جمعه مشهد آمد. از سفر عُمره برگشته بود. با کاروان های آزاد رفته اند. از سفرش راضی است. برای تکمیل لوله کشی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۷۰
امروز در خانه بودم. به اندازه کافی کار از دفتر آورده بودم که تمام وقت را پُر کرد. ظهر محسن و بچه هایش اینجا بودند. برف خوبی هم باریده است. عصر دکتر ولایتی، مدیران تشریفات، حفاظت، روابط عمومی وزارت امورخارجه و دفترم، برای تنظیم برنامه برگزاری اجلاس سران اکو
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت در دفتر بودم. ساعت نُه صبح، رییس مجمع خلق لیبی آمد. از حمایت های سیاسی ایران از لیبی در جریان تهدید آمریکا و فرانسه و انگلیس تشکر داشت؛ خیلی ترسیده اند. دلداری شان دادم. آقای [رجبعلی] حیدرزاده، نماینده رهبری در جهادسازندگی آمد. از وجود افکار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۷۰
در راه دفتر، به اصرار فاطی، از نمایشگاه تشخص زن بازدید کردم؛ خوب است. دکتر [عبدالله]جاسبی، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی] برای امور دانشگاه آزاد اسلامی آمد و مطابق معمول کمک خواست و از دکتر [مصطفی]معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] شکایت کرد. دکتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۷۰
دیشب برف آمده و امروز هم در شمیران می بارید و هوا سرد بود. برای شرکت در مراسم راهپیمایی[بیست و دوم بهمن]، تا نزدیک میدان آزادی با ماشین رفتیم و در میان مردم راهپیمایی کردیم. مردم خیلی پرشور برخورد نمودند. جمعیت خوبی آمده بودند و مراسم با حالی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت در دفترم بودم. ساعت نُه صبح آقایان [حسن] فیروزآبادی و فروزنده آمدند. از کم شدن سهمیه ارزی نیروهای مسلح گله داشتند که گفتم به نسبت درآمدها تخصیص می دهیم و اگر از سهم شما کم نشود، باید از سهم دیگران بیشتر کم شود که مشکل آفرین است. سفیران و کارداران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۷۰
وزیر دفاع امارات متحده عربی آمد. به آقای شیخ زاید پیغام دادم که برای حفظ قیمت نفت، از راه کم کردن تولید همکاری کند. او هم گفت با تولید زیادی مخالف است. خانواده های شهدا و ایثارگران دفتر نهاد ریاست جمهوری آمدند. به هر یک قرآنی هدیه شد. برایشان صحبت کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۷۰
دیشب کمی برف بارید. روز کم کاری داشتیم. ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در مراسم جشنواره خوارزمی، به هتل استقلال رفتیم؛ کوتاه برگزار شد. اسامی برندگان از محققان قرائت شد. دکتر معتمدی گزارش داد. جوایز اعطا شد و بعد از سخنان کوتاه، به دفتر رفتم. قرار بود
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۷۰
تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه ها کار کردم. احمدآقا آمد که برای اقامه جمعه، با هم به مرقد مطهر برویم. به محوطه چمن سعدآباد رفتیم و با هلی کوپتر به مرقد رفتیم. در بین راه، احمدآقا از آقای [محمد]عبایی[خراسانی، رییس دفتر تبلیغات اسلامی قم] نقل کرد که رهبری
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفتر رسیدم. شروع زدوخورد در بعضی نقاط الجزایر قابل توجه است. آقای [محمد]رحمتی، مسئول جهاد دانشگاهی آمد. نظر من را راجع به بقا یا عدم بقای جهاد خواست؛ گفتم اگر هماهنگ با سیاست های نظام باشد، بهتر است بماند و هماهنگ با دانشگاه ها کار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۷۰
دیشب برف خوبی باریده است. ساعت هشت به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح گزارش ها را مطالعه کردم. جمعی از خانواده های چند شهید داده آمدند. آقای [محمدحسن] رحیمیان، [قائم مقام بنیاد شهید] صحبت کرد. دختران شاهد، دو سرود خواندند و من در شأن منزلت شهید و خانواده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. آقایان [محسن] نوربخش، [محمدحسین] عادلی و [سراج الدین] کازرونی آمدند و راجع به وام مسکن تصمیم گیری شد؛ اختلاف نظرشان را برطرف کردم. آقای نوربخش، پیشرفت مذاکرات با بانک جهانی برای اعتبارات پروژه ها را گفت. آقای موحدی،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۷۰
آقای [اسحاق] جهانگیری از مجلس آمد. راجع به راه آهن و دفتر گفت و در مورد کاندیدا شدن برای مجلس آینده از جیرفت مشورت کرد. گفتم اگر امید به رأی مردم دارد، کاندیدا شود. توصیه داشت، از همین حالا به فکر رییس آینده مجلس باشیم. نظرش به آقای [مهدی]کروبی است؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۷۰
آقای [اکبر] ترکان، [وزیر دفاع]، تلفنی اطلاع داد که ستاد مربوطه، خرید کالاهای مورد نظر را با پذیرش ریسک آن تجویز کرده است. قرار شد با احتیاط بیشتر عمل شود. تلفنی به آقای فلاحیان گفتم که با احتیاط عمل شود. قبلاً به صورت کلی تر با رهبری صحبت کرده بودم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. خیابان ها به خاطر تعطیلی[به مناسبت دهه فجر]، خلوت بود. با اینکه برف زیادی باریده است، اکثر خیابان ها را تمیز کرده اند. [آقایان هادی آرنگ نایب و یحیی عثمان]، دو نفر از رهبران حزب اسلامی [پان] مالزی آمدند. از میهمانان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. فائزه و فاطی هم آمدند. در اخبار، سفر جرج حبش، [دبیرکل جنبش خلق برای آزادی فلسطین] به فرانسه برای معالجه و ایجاد بحران سیاسی در فرانسه و کناره گیری جمعی از رجال فرانسه و سپس اعلان بازداشت او که رسماً پذیرفته شده،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۷۰
مطابق معمول، زودتر به پایین آمدم و صبحانه را آماده کردم. قرار بود عفت هم بیاید که نیامد، گویا خواب رفته بود. صبحانه خوردم و ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. دکتر [محمدعلی] هادی آمد. برای سفارت، عازم عربستان سعودی است. مشورت و خداحافظی کرد. دکتر [محمدعلی]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در کنفرانس اندیشمندان، به هتل استقلال رفتیم. بعد از تلاوت قرآن و اجرای سرود و خیرمقدم آقای [احمد] جنتی، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی]، سخنرانی افتتاحیه را انجام دادم. ساعت ده ونیم به دفترم رسیدم. کارها انجام شد. [آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۷۰
دکتر ولایتی، [وزیر امور خارجه] و نمایندگی های واقع در کشورهای خلیج فارس آمدند.گزارش و جمع بندی کارها را در جهت تحسین روابط دادند. بالاخره به این نتیجه رسیده اند که راه ممکن، توسعه روابط دو جانبه با هر یک از آنها است و همکاری دسته جمعی با شورا مشکل است؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۷۰
دیشب برف بارید ولی خیابان ها مشکلی نداشت. ساعت هشت و ربع به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، اعضای کمیته [حمایت از انتفاضه] فلسطین آمدند. دربارة تشکیل دبیرخانه دایم بحث شد. قرار شد صبر کنیم تا شورای نگهبان نظر بدهد؛ مُحتمل است که به دلیل تداخل وظایف، مخالفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای کمال خرازی، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل] آمد. دربارة سیاست غربی ها نسبت به برخورد با اسلام و اصولگرایی گفت. پیشنهاد داشت تاکتیکی اتخاذ شود که این مرحله را به خوبی بگذارانیم و بهانه ای به دست آنها ندهیم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۷۰
در الجزایر، فشار بر جبهه نجات اسلامی و مقاومت آنها ادامه دارد. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. راجع به سیاست اوپک و مذاکره با عربستان سعودی برای بالا بردن قیمت نفت گفت. پیشنهاد من این است که نامه ای به فهد، [پادشاه عربستان سعودی] بنویسم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۷۰
در خانه بودم. کار زیادی آورده بودم که به استراحت نرسیدم. پیش از ظهر احمدآقا آمد. از امکان رد[صلاحیت] بعضی از چهره های خط تندرو توسط شورای نگهبان در انتخابات اظهار نگرانی نمود و گفت بنا دارد با رهبری در این خصوص مذاکره کند. گفت آقای [مهدی]کروبی، [رییس مجلس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۷۰
در گزارش ها، اخبار الجزایر و فشار کودتاچیان بر جبهه اسلامی در رأس است. دکتر [مصطفی] معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] آمد. گزارش کارها را داد و از مشکلات مالی اظهار ناراحتی کرد. آقای [سید محمود] دعایی آمد. تقاضای آقای سید ابوالفضل موسوی زنجانی را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۷۰
جمعی از مدیران سازمان اقتصادی بنیاد شهید آمدند و گزارش وضع کارخانه ها وکشاورزی و دامداری را دادند؛ حدود بیست میلیارد تومان گردش کار و حدود بیست میلیارد ریال سود دارند. برایشان صحبت طولانی نمودم. آقای [رضا]امراللهی، [رییس سازمان انرژی اتمی] برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کم کم باران و برف می بارید. هیأت سوری آمد. حدود یک ساعت با [عبدالحلیم]خدام، [معاون رییس جمهور] و فاروق[الشرع، وزیر امور خارجه سوریه]، صحبت کردیم. گفتند کودتای الجزایر شکست خواهد خورد و مردم پیروز می شوند. گفتند که بنا ندارند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح، مسئولین سازمان عقیدتی ـ سیاسی ناجا[=نیروی انتظامی جمهوری اسلامی] آمدند. آقای [محمدعلی]رحمانی گزارش داد و من هم صحبت کردم. جمعی از وزیران و معاونان آمدند. راجع به برنامه های [سازمان همکاری اقتصادی] «اکو» برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۷۰
[امروز به مناسبت ولادت امام علی(ع) تعطیل بود.] در گزارش ها، مساله الجزایر و سردی روابط الجزایر با ایران، به خاطر حمایت های رسمی ایران از جبهه نجات اسلامی و همچنین شروع جنگ داخلی در گرجستان است. زود بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بیشتر وقت به مطالعه و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح صبحانه خوردم و با هلی کوپتر به دفترم رفتم. عفت و اقدس خانم در لتیان ماندند. بچه ها برای کارهایشان و مدرسه فرزندان شان، همگی شب رفته بودند. آقای [عبدالله]نوری، وزیر کشور آمد. گله مجمع روحانیون مبارز را به خاطر مطالب تندی که در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۷۰
دیشب برف سنگینی بارید. دو سه ساعتی در محوطه باز جلوی ساختمان، با بچه ها با برف، بهمن های بزرگ درست کردیم و تا لب سد غلطاندیم. به خاطر سرما و فشار زیاد، کمرم درد گرفت که با قرص دیکلوفناک تسکین دادم. با استراحت، مطالعه گزارش ها، تماشای تلویزیون و قدم زدن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۷۰
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. اعضای سازمان فداییان اسلام، به مناسبت سالگرد شهادت سران شان آمدند؛ برایشان صحبت کردم. آقای [سیدمنصور]رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور]، برای امور جاری آمد. آقای [غلامحسین] محسنی[اژه ای]، قاضی شرع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۷۰
سفیر جدید بنگلادش برای تقدیم استوارنامه آمد. درباره خرابی های طوفان و بازسازی پرسیدم. آقای [غلامرضا]فروزش، [وزیر جهاد سازندگی] برای گزارش کارهای جهاد در داخل و خارج و طرح مشکلات در تقسیم وظایف با وزارت کشاورزی آمد. آقای [جلیل] بشارتی، [رییس دفتر مناطق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۷۰
آقای [علی]رازینی آمد. گزارش محاکمه باند رشوه گیر شهردار سابق تهران و مجازات ها را داد. برای عمران محل دادگاه و رسیدگی به خانواده های زندانیان فقیر و پرداخت دیه محکومان فقیر اجازه خواست. اعضای هیأت امنای دانشگاه غیرانتفاعی مازندران آمدند و کمک خواستند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای آتاتاسیوس چالداریس]، رییس مجلس یونان آمد. مذاکرات بیشتر دربارة اوضاع بالکان بود. در مورد ترکیه حساسیت دارند؛ خطر توسعه طلبی آنها را گوشزد می کردند. از مستقل شدن جمهوری مقدونیه از یوگسلاوی نگران اند و با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۷۰
خبر استعفای رییس جمهور الجزایر و انحلال مجلس و اعلان وضع استثنایی، در اخبار جلب توجه می کند که ظاهراً به منظور جلوگیری از پیروزی جبهه نجات اسلامی صورت گرفته است. دیشب خبر رسید که اعلان توقف انتخابات شده که حدث زده می شد؛ آینده الجزایر نگران کننده است. برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۷۰
آقای [مصطفی]پورمحمدی از [وزارت]اطلاعات آمد. راجع به مسایل ایرلند و انگلستان، پ.ک.ک و ترکیه، منافقین در امارات، آذربایجان شوروی سابق و انتخابات رفسنجان مطالبی داشت. آقای [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، برای امور بازسازی و طرح عمرانی بوشهر و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۷۰
پیش از ظهر در خانه برای خطبه ها مطالعه می کردم. گزارش ها را آوردند. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. ظهر بچه ها همه جمع بودند. عصر و شب با برنامه های تلویزیون مشغول بودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۷۰
بعد از نماز صبح تا ساعت هشت و نیم کار کردم. آقای [یعقوب] انتصاری آمد. طراح و مبتکر ساخت هواپیماهای کوچک کمپوزیت است که با همکاری نهاجا[=نیروی هوایی ارتش] می سازد. مدعی است تا چند ماه دیگر پرواز خواهد کرد و می خواهد کمک کنیم که خودشان بسازند؛ موافقت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۷۰
دیشب برف خوبی بارید. دیروز هم تا ظهر در تهران می بارید. [آقایان کورکماز حاکتانیر، جیبری اسوالت و عُمر دیابه]، سفیران ترکیه، چکسلواکی و سنگال برای تقدیم استوارنامه آمدند. با هر یک، به تناسب مسایل مخصوص شان صحبت کردم. سفیر چکسلواکی نطق خود را به زبان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. فرماندهان سپاه آمدند. سمینار اقتصادی برای موضوع شرکت بیشتر سپاه در بازسازی کشور دارند. طرح های مهمی چون اتوبان تهران ـ ساوه، سد کرخه، راه آهن سرخس ـ مشهد را اجرا می کنند. آقای [محسن]رضایی، [فرمانده کل سپاه پاسداران]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۷۰
آقایان [اسدالله] بیات، [نماینده زنجان] و قهرمان [رحمانی، نماینده تاکستان] آمدند. از استاندار زنجان شکایت داشتند وخواستار تعویض او بودند. نمایندگان تبریز آمدند. خواستار تعویض استاندار و امام جمعه و مخالف با جدا شدن اردبیل از استان[آذربایجان شرقی] بودند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۷۰
عفت هنوز تب داشت. صبحانه را برای او و خودم آماده کردم. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه و نیم صبح از سمینار تحول اداری آمدند. آقای [سید منصور] رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] گزارش داد و من صحبت کردم. آقای دکتر [حسن] توفیقی، رییس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۷۰
دیشب برف خوبی باریده است. کسالت عفت ادامه داشت. تنهایی صبحانه خوردم و برای عفت شیر گرم کردم. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [حسین]محلوجی، [وزیر معادن و فلزات]، مدیرعامل کارخانه ذوب فولاد اصفهان و مدیرعامل فولاد مبارکه آمدند. برای انعقاد قرارداد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۷۰
در خانه بودم. کار زیادی نبود. یک جزوه دربارة منظومه شمسی و نیز خاطرات [ابوالحسن] ابتهاج و گزارش ها را مطالعه کردم. عفت تب داشت. فائزه و فاطی ناهار آمدند. عصر محسن هاشمیان و عباس فرحبخش آمدند و توضیحی دربارة وضع صدور پسته و عملکرد کارخانه بسته بندی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به مهمانسرای جدید سعدآباد رفتم. هیأت دولت در آنجا جلسه داشت. به خاطر چک آپ [پزشکی] وزرا، جلسه را امروز آنجا تشکیل داده ایم.در مورد مسایل مربوط به رفتن کارگران ایرانی به ژاپن مذاکره شد؛ این امر مشکلاتی را ایجاد کرده است. ساعت ده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۷۰
[آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری برای گزارش کارها آمد. آقای [سیدشرف الدین] ملک حسینی، از علمای شیراز آمد. مقداری از استاندار یاسوج[=کهکیلویه و بویراحمد] بد گفت. آقای [سیدمنصور]رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی]، برای کارهای اداری آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۷۰
مقداری شلغم که آقاجلال از نایین آورده بود، با پزنده اشعه ای[=مایکرویو] پختم؛ خوشمزه نشد. ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. آقای [غلامرضا]شافعی آمد. برای معرفی او به عنوان وزیر تعاون، با هم به مجلس رفتیم. آقای [سیدمحمود]دعایی، [نماینده تهران] در مجلس آمد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه و نیم صبح کارها انجام شد. جلسه ستاد امور جمهوری های مسلمان نشین شوروی سابق داشتیم. آقای [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، گزارش سفر به باکو را داد و آقای [محمود]واعظی، [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۷۰
فرزندان شاهد فارغ التحصیل از دانشگاه ها آمدند و گزارش وضع تحصیلی را دادند. صحبت کردم و تشویق شان نمودم. آقای سید احمد موسوی، [سفیر ایران در لبنان] و آقای [محمدحسن]اختری، [سفیر ایران در سوریه] آمدند. دربارة گروگان های آلمانی نظرم را خواستند. گفتم اگر ممکن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۷۰
شورای پشتیبانی نهضت سواد آموزی جلسه داشت. گزارش موفقیت ها و جلو افتادن از برنامه پنج ساله را دادند و برای برنامه آینده بحث شد. پیشنهاد کردم که به صورت مقاطعه و پیمانکاری هم عمل کنیم؛ مبلغ معینی دریافت کنند. چیزی حدود 90 درصد هزینه جاری باسواد کردن یک فرد،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقتم به مطالعه کتاب «بیراهه» ، نوشتة بوریس یلتسین، رییس جمهور فعلی روسیه گذشت. به نظر می رسد آدم پُرکار، تندخو و نق زنی است و آرای فعلی خود را مرهون انتقادات صریح خود از وضع حکومت و خرابی های شوروی در سال های اخیر می داند؛ چون
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۷۰
بعد از نماز صبح، کارهای مانده را انجام دادم و مطابق معمول، کمی ورزش کردم. سپس با عفت صبحانه خوردم: پنیر و کشمش و پسته. دکتر [حسن]روحانی، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. توصیه کرد که سفیران نیرومندی برای جمهوری های مسلمان تازه استقلال یافته شوروی و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. جمعی از زنان کارگر و زنان عضو هلال احمر آمدند. کارگران نمونه زن را معرفی کردند. دکتر [سیف الله]وحید[دستجردی، رییس سازمان هلال احمر]، از اقدامات سازمان در ترویج اخلاق و تربیت زنان، گزارشی داد. برای آنها دربارة سیاست
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۷۰
جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها آمدند؛ در واقع ادامه وجود دفتر تحکیم وحدت است. از امکان حذف جناح آنها اظهار نگرانی داشتند و نظراتی دربارة دانشگاه ها و برنامه[پنج ساله اول] اظهار داشتند. از اتخاذ مواضع افراطی که به انزوای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۷۰
کشاورزان نمونه آمدند. گزارش دادند و من صحبت کردم. جایزه هایشان اعطا شد. [آقای ذبیح الله نوفرستی]، سفیر جدیدمان در کُره جنوبی، برای خداحافظی و مشورت آمد. هیأت مجمع نمایندگان نقاط محروم آمدند. از توجه من به مناطق محروم تشکر کردند و برای بالابردن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۷۰
آقای [مجید]عباسپور، [مشاور فنی رییس جمهور] آمد. گزارش سفر به کُره شمالی را داد؛ برای انتقال تکنولوژی مورد نظر نتیجه ای نگرفته است؛ پول زیادی خواسته اند. گزارش پیشرفت کار خود را داد. [آقای علی اکبر صالحی]، رییس و معاونان دانشگاه صنعتی شریف آمدند. گزارش وضع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آذر ۱۳۷۰
دکتر ولایتى و جمعى از وزارت امورخارجه و هلال احمر و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملى آمدند. گزارش کار براى اجراى قطعنامه را که منجر به اعلان متجاوز بودن عراق شد، دادند. از آنها تشکر کردم. قرار شد براى گرفتن خسارت از طریق شوراى امنیت سازمان ملل و با طرف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۷۰
کارى نداشتم و براى خطبه ها هم لازم نبود مطالعه کنم. به دانشگاه تهران رفتم. یک خطبه در گزارش سفر به آفریقا و خطبه اى در مسایل روز ادا شد. مردم خیلى گرم از دستاورد هاى سفر و پیروزى ها، اظهار خوشحالى و استقبال کردند. عصر هم یک فیلم دیدم و تا آخر شب برنامه هاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۷۰
ساعت هشت ونیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح وزیر کشور و استانداران و فرمانداران آمدند. برایشان صحبت کردم و تشویق شان نمودم. [آقای الکساندر روتسکوی]، معاون یلتسین، رییس جمهور فدراسیون روسیه آمد؛ نظامى است و در مسایل سیاسى و دیپلماسى خام است. نامه یلتسین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۷۰
تا ساعت ده ونیم صبح بقیه کارها را انجام دادم که تقریباً تمام شد. آقایان واعظى و خرازى آمدند. گزارش کار با دبیرکل درباره حل مساله گروگان ها و قطعنامه را دادند. از آنها تشکر کردم و قرار شد براى تکمیل کار ادامه دهند. پیامى از آمریکایى ها آورده بودند که در مورد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آذر ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح در منزل گزارش ها را خواندم. در راه دفترم به دیدن آیت الله خامنه اى رفتم. گزارش سنگال را دادم؛ ایشان از جریان کار خوشحال اند و مخصوصاً از متجاوز معرفى شدن عراق و چون وقت کم بود، مسایل سودان را به دیدار بعدى محول کردیم. نظر ایشان این است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۷۰
چمدان ها را براى مراجعت بستیم و زودتر صبحانه خوردیم. براى بازدید از رود نیل که قبلاً در دستور کار نبود، ژنرال بشیر آمد و با هم به رود نیل رفتیم. سوار یک کشتى کهنه و رنگ و رو رفته شدیم. کف آن را مفروش و مبل گذارى کرده بودند. کمى هم سرد بود که همراهان به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۷۰
حمامى گرفتم و گزارش ها را خواندم. احتمال کناره گیرى گورباچف قابل توجه است؛ این به معنى پاشیدن کامل اتحاد جماهیر شوروى است. ساعت هشت صبح، عمر البشیر آمد که با هم به «حصارحیصا» برویم. سوار اتوبوس شدیم و همراهان هم آمدند. بیرون شهر با برخورد با اولین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۷۰
بعد از نماز و صبحانه، خاطرات دیروز را نوشتم. آقاى «عُمرالحسن احمدالبشیر» آمد نیم ساعتى مذاکره خصوصى دربارة وضع سودان و همسایه ها و سومالى داشتیم. با هم به قصر جمهورى رفتیم. با حضور جمعى از وزیران و همراهان دو طرف، مذاکرات رسمى در مورد مسایل کلى، در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۷۰
بعد از نماز صبح، وزیر همراه و همسرش آمدند. به فرودگاه رفتیم. آقاى عبدودیوف و جمعى از وزیرانش در فرودگاه بودند. ما را بدرقه کردند و بلافاصله پرواز کردیم. گفت از میان سران، فقط براى بدرقه من به فرودگاه آمده است. مراسمى نبود و صحیح هم همین بود، چون براى آن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آذر ۱۳۷۰
بعد از نماز و صبحانه، خاطرات دیروز را نوشتم. خیلى مفصل و وقت گیر شد. بسیارى از صفحات نیمه خالى سابق را پُر کرد. از تهران خبر دادند که باران خوبى مى بارد و رهبرى از جریان امور در کنفرانس سنگال خوشحال است و قرار شده امشب جشن پیروزى به خاطر اعلان متجاوز بودن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح در اقامتگاه بودم. گزارش ها را مى دیدم؛ انعکاس سخنرانی ام و حرکت دو زن منافق و شناخته شدن عراق در جنگ با ایران به عنوان متجاوز، از سوى دبیرکل سازمان ملل مورد توجه است. پیام تبریکى تهیه شد که به رهبرى مخابره شود و توصیه شد که در ایران جشن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۷۰
خواب خوب دیشب، جبران کم خوابى پریشب را کرد. صبحانه خوردم و بخشى از خاطرات دیروز را نوشتم و بعد از استحمام، به سوى هتل حرکت کردیم. دیر رسیدم. قرار ملاقات با هیأت عمانى به هم خورده بود. رییس جمهور سیرالئون آمد. از لیبى به خاطر حمایت از شورش هاى کشورش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۷۰
ساعت پنج به وقت تهران و یک ونیم به وقت داکار، بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. روى تراس آمدم و بقیه خاطرات دیروز را نوشتم که خیلى هم طولانى شد و اکثر جاهاى خالى دفتر را که از خاطرات روزهاى ماه آذر، نیمه خالى مانده بود، پُر کرد. فکر مى کنم براى ثبت خاطرات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آذر ۱۳۷۰
خاطرات امروز را در تراس طبقه دوم رزیدانس[= اقامتگاه] سفارت ایران در شهر داکار، پایتخت سنگال ، در ساعت هفت و نیم صبح به وقت اینجا و یازده شب به وقت تهران مى نویسم. ساختمان رزیدانس را به تازگى از یک شیعه لبنانى به مبلغ یک میلیون دلار خریده ایم. یک هزار و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۷۰
ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح براى تقدیم بودجه به مجلس رفتم. سخنرانى از روى نوشته حدود نود دقیقه طول کشید. ارقام و شاخص هایى که نشان اصلاح وضع اقتصادى کشور است، در سخنرانى آمده بود. نمایندگان مراجعات زیادى داشتند. به دفترم برگشتم. مصاحبه اى براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۷۰
امروز در خانه بودم. وقت، کمى به استراحت و بیشتر به مطالعه گزارش ها گذشت. ظهر محسن و فائزه و عصر فاطى و سعید اینجا بودند. محسن، حساب درآمدها و هزینه های شخصی مان را ارایه داد که معلوم شد على رغم فروش محصول پسته، حدود سه میلیون تومان بدهکاریم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۷۰
مدیران وزارت نفت و جمعى از آنها که در کویت چاه هاى نفت را خاموش کرده بودند، آمدند؛ تحسین شان کردم. [آقای سیدعلی محمودی]، سفیر جدیدمان در فنلاند آمد. آدم مطلع و مسلطى است؛ توصیه هایى نمودم. [آقای حسن امینیان]، سفیرمان در امارات[متحده عربی] براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۷۰
از ساعت شش تا نُه صبح، کارهاى عقب مانده را انجام دادم و با عفت و یاسر صبحانه صرف شد. پاسدارها براى صبحانه حلیم خریده بودند. آقایان [سیداسماعیل] موسوى و [هادی] باریک بین، ائمه جمعه زنجان و قزوین آمدند. از تعرض هاى استاندار نسبت به مأموران گله داشتند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آذر ۱۳۷۰
آقاى [محمدحسن]زورق، [عضو شورای سیاستگزاری سازمان صدا و سیما] آمد و تحلیلى از وضع تبلیغات کشور داد. معتقد است تبلیغات ضعیف و تسلط بر رسانه ها ناکافى و شیطنت هاى تبلیغى زیاد است و نمونه هایى را گفت و نتایج تحقیقات در این باره را توضیح داد. قرار شد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۷۰
دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور و رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی]، براى امور جارى و اجازه پرداخت اجرت به اعضای فرهنگستان و تعیین تکلیف مشکل پوشش بعضى از مأموریت هاى اطلاعات آمد. نماینده فریدن اصفهان آمد و براى منطقه اش کمک گرفت. احمد ناطق نورى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۷۰
در گزارش ها، حرکت استقلال طلبانه اوکراین از شوروى و هشدار و اعلان خطر گورباچف جلب توجه مى کند.آقایان دکتر [محمدحسین]عادلى، [رییس بانک مرکزی] و [محسن]نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمدند. گزارش سفر به ژاپن را دادند. در مورد مشکلاتى که کارگران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آذر ۱۳۷۰
در اخبار، موضوع اعلام بانک مرکزى شوروى درخصوص عجز از پرداخت پول هزینه هاى کشور و اعلان [سلیمان]دمیرل، در ترکیه، درخصوص مشکل جارى اقتصادى با سیاست هاى حکام سابق جلب توجه مى کند. آقایان [رضا] ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] و معاونش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۷۰
صبح زود از [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور دربارة آثار زلزله پرسیدم. گزارش داد تلفات جانى نداشته است و حدود هفتاد نفر زخمى شده اند. مقدارى خرابى بوده؛ برق وصل شده و جاده ها باز شده است. با فائزه و مونا و حسن صبحانه خوردیم. تا ساعت ده ونیم صبح براى خطبه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۷۰
ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. در اخبار، فشار آمریکا بر اسراییل و همسایه هایش براى شروع مذاکرات در آمریکا و فشار آمریکا و فرانسه و انگلیس بر لیبى براى مساله سقوط هواپیما مهم اند. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. تیمسار [علی]شمخانى و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۷۰
آقاى فقیهى، نماینده رهبرى در حفاظت سپاه آمد و در مورد بعضى از محافظان نظرخواهى کرد. آقاى [محسن]رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان] آمد. گزارشى از کار بنیاد مستضعفان داد و براى اقداماتش در آفریقا براى سرمایه گذارى و ایجاد سردخانه و مراکز تجارى استمداد کرد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۷۰
آقاى [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد رسیدگی به امور آزادگان] آمد. گزارش امور آزادگان را داد و براى تهیه زمین مسکن آزادگان اعتبار زیادى خواست و براى ستاد اتومبیل تقاضا کرد. آقاى [اصغر]ابراهیمى، مدیرعامل شرکت متروی تهران آمد و گزارش پیشرفت کار مترو را داد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۷۰
از منزل براى بازدید از دانشکده علوم پزشکى دانشگاه آزاد اسلامى در [محله] زرگنده [در شمال تهران]رفتیم. مراسم افتتاح ساختمان جدید با زیربناى هجده هزار- - مترمربع و زمین بیست هزار مترمربع است. از آزمایشگاه ها و کلاس ها و سالن تشریح بازدید کردم و با اساتید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۷۰
با هلی کوپتر از سعدآباد به سوى کرج پرواز کردیم. فرماندار و نماینده کرج هم بودند. در راه توضیحات دادند. اطراف کرج دور زدیم و نقاط مهم شهر و اطراف را معرفى کردند. شهرک هاى بزرگ فردیس، مهرشهر، اسلامشهر، عظیمیه و حصارک توجهم را جلب کرد. پارکینگ عظیم ماشین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آذر ۱۳۷۰
ساعت هشت به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح، ملاقات ها مطابق معمول شروع شد. جلسه شوراى تعیین الگوى مصرف داشتیم. گزارش جلسات فرعى را دادند. در مورد الگوى مسکن، پیشنهاد مشخصی آورده بودند و موارد دیگر لباس و غذا و دارو و حمل و نقل را در دست بررسى دارند. تصویب کردیم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۷۰
امروز در خانه بودم. دیشب باران خفیفى بارید؛ امسال بارندگى در تهران کم است. با آشیخ محمد صبحانه خوردیم؛ شب مانده بودند. مقدارى از وقت به خواندن گزارش ها و مقدارى به پیاده روى و ورزش و استراحت گذشت. آقاى محسن رضایى، [فرمانده سپاه پاسداران] آمد. دربارة
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۷۰
هنگام حرکت از منزل، عموزاده آشیخ محمد هاشمیان رسید که قرار شد شب بیاید. من به دفترم رفتم؛ بعداً احمدآقا هم به ایشان ملحق شده و در منزل با عفت دربارة مساله اخیر آشیخ حسین صحبت کرده بودند. عفت تعجب دارد از اینکه براى اولین بار بعد از حدود ده سال همسایگى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى [حمید]میرزاده آمد و نیازهاى اعتبارى دانشگاه ها و بازسازى را توضیح داد. آقاى جلیل بشارتى، [رییس دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری]، براى امور عمرانى نقاط محروم آمد. آقایان [عبدالله]نورى و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آبان ۱۳۷۰
تا ساعت نُه و نیم صبح در منزل ماندم و سپس براى شرکت در کنفرانس آنکتاد، همراه خانواده به محل [سالن همایش های]صداوسیما رفتیم. در آنجا آقاى [عبدالحسین]وهاجى توضیحات داد و سپس هیأت رییسه براى استقبال از من به اتاق آمدند و با هم به سالن اجلاس رفتیم. وزیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آبان ۱۳۷۰
آشیخ حسین هاشمیان تلفنى صحبت کرد. دربارة دادن بیانیه و رفتن به دادگاه براى ختم ماجرا صحبت شد. جمعى از فرماندهان بسیجى سراسر کشور آمدند. آقاى [علیرضا]افشار، [فرمانده بسیج مستضعفین] گزارش داد و من برایشان صحبت کردم. آقایان [محسن] نوربخش، [مسعود
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۷۰
براى شرکت در مراسم فارغ التحصیلى خلبان ها، از منزل یکسره به دانشگاه هوایى رفتیم. بعد از تشریفات ورود و دیدن سان و استماع گزارش و سرود و اهدای جوایز، مراسم تحلیف انجام شد. سخنرانى کوتاهی کردم و پس از گرفتن رژه، به سوى دفتر حرکت کردیم. متن نطق افتتاحیه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۷۰
ساعت نُه صبح، [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. در مورد پیشرفت حفارى هاى گاز پارس جنوبى در خلیج فارس و پیش فروش نفت گزارش داد. گفتم در زمان جنگ ما نتوانستیم کاری در آن مخزن عظیم مشترک گاز داشته باشیم و قطر از ما جلو افتاده است؛ با اولویت باید کار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه و استراحت و پیاده روى در حیاط خانه گذشت. ظهر بچه ها به مهمانى رفتند. من و سعید[لاهوتی] ناهار خوردیم. عصر دکتر [سیدمحمود]طباطبایى، رییس دانشگاه پزشکى شهید بهشتى آمد. گزارشى از وضع دانشگاه و مزاحمت هاى تندروها داد و گفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آبان ۱۳۷۰
جمعى از دفتر تبلیغات[اسلامی قم] و گروه فرهنگ و معارف قرآن آمدند. بر روى پروژه «تبدیل یادداشت ها و فیش های نگاشته شده در زندان، برای تهیه تفسیر راهنما و کلید قرآن» کار مى کنند. توضیح کار دادند و کمک گرفتند. مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. پیشنهاد آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۷۰
جمعى از نمایندگان مجلس، براى مشورت در ارتباط با برنامه سفرشان آمدند؛ عازم جمهورى هاى مسلمان نشین در شوروى بودند. توضیحاتى دادم که منجر به تغییر برنامه سفرشان شد. آقایان [حسین]محلوجى و کلاهدوز آمدند. گزارش پیشرفت کار کارخانه تولید آلومینیوم بندرعباس را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۷۰
صبح جمعى از پرستاران آمدند. دکتر [رضا]ملک زاده[ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]، گزارش وضع پرستاران و نیازها را گفت و من صحبت تشویق آمیز نمودم. روحانیت کرمان آمدند. [آقای سیدیحیی جعفری]، امام جمعه[کرمان]، از سوى آنها صحبت کرد و من مقدارى از اوضاع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۷۰
مطابق معمول هر روز، زودتر از عفت به پایین آمدم و سماور را روشن کردم و چاى را آماده نمودم. عفت آمد. صبحانه خوردیم و رفتم. مطابق معمول، عفت معترض است که چرا براى رفتن عجله دارم. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای سولانکی]، وزیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۷۰
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. مطابق معمول روزانه، خواندن گزارش ها، استماع اخبار داخلى و خارجى و انجام کارهاى جارى دفتر و جواب تلفن ها وقتم را گرفت. آقاى صباح زنگنه آمد. عازم عربستان سعودی است؛ اخیراً به عنوان سفیر [و نماینده دایم]ایران در مرکز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۷۰
آقاى [غلامرضا]فروزش، [وزیر جهاد سازندگی]، گزارشى از وضع شیلات، دام، لبنیات، مرغ، تخم مرغ، زنبور عسل و مراتع داد و براى توسعه صنایع تبدیل لبنیات و علوفه دام استمداد کرد. اعضاى شوراى مرکزى جامعه حضرت زینب(س) آمدند. خانم [مریم]بهروزی گزارش داد و من برایشان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۷۰
ساعت هفت و ربع صبح، به زمین چمن کنار کاخ سعدآباد رفتیم. با هلی کوپترها به سوى شهرک صنعتى کاوه، کنار ساوه پرواز کردیم. وزیران صنایع و صنایع سنگین و رییس کل بانک مرکزى هم بودند. ساعت هشت صبح در شهرک فرود آمدیم. در سالن هتل جلسه توجیهى بود. بعد از خیرمقدم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آبان ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [عبدالله] نورى، وزیر کشور آمد. از احضار بعضى از تندروها به دادگاه ویژه روحانیت، به خاطر تحریک مسأله آقاى منتظرىاظهار نگرانى کرد. فرماندهان نیروهاى انتظامى آمدند آقاى نورى، [وزیر کشور] گزارش داد و من صحبت تشویق آمیز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۷۰
ساعت پنج صبح، مهدى و فرشته، براى سفر به استرالیا جهت ادامه تحصیل، به فرودگاه مهرآباد رفتند. عفت هم براى بدرقه رفت. [آقای عثمان بدربخش]، کاردار عربستان[سعودی] آمد. قطعه اى از کتیبه هاى پوشش کعبه مقدسه را از طرف شاه فهد براى من هدیه آورد. از کنفرانس صلح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى آصف نواز، فرمانده نیروى زمینى ارتش پاکستان با فرمانده سپاه آمد؛ مذاکرات معمولى بود. پیشنهاد همکارى از طریق امکانات مهندسى و حمل و نقل ارتش پاکستان را با ایران داد. مدیران و هنرمندان حوزه هنرى سازمان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. دور دوم مذاکرات مادرید، به صورت دو جانبه بین اسراییل و سوریه و لبنان و فلسطین و اردن انجام شده و به بن بست رسیده و ادامه کار، بدون تعیین وقت و محل و برنامه، به بعد موکول شده است. نماینده نجف آباد آمد و براى عمران نجف آباد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۷۰
امروز مرحله دوم مذاکرات فلسطینى ها و اردنى ها با اسراییل شروع شده است، ولى سوریه و اردن، هنوز از شروع مرحله دوم خوددارى مى کنند. آقاى رضا گائینی آمد. از مزاحمت یک نفر در مراکز کشاورزى اش شکایت کرد. در سال 1345 با من در زندان بود؛ عضو حزب ملل اسلامى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۷۰
مرحله اول کنفرانس [صلح] مادرید تمام شده و پذیرفته اند که مرحله دوم در مادرید شروع شود. آمریکایى ها از شکستن تحریم مذاکره با اسراییل خوشحال و ظاهراً نگران بى ثمر شدن مذاکرات اند ، و ضمناً به صورت غیر مستقیم ایران را تهدید مى کنند؛ با مطرح کردن احتمال
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آبان ۱۳۷۰
باز هم گزارش ها بیشتر دربارة کنفرانس صلح مادرید است. دیروز همه طرف ها ادعاهاى گذشته خود را تکرار کرده اند. در دنیا، موافقان و مخالفان کنفرانس، با تظاهرات اظهار وجود مى کنند. ساعت نُه و نیم صبح، همراه آقای یانگ شان کن، رییس جمهور چین، از مهمان سراى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۷۰
اخبار کنفرانس مادرید در صدر است. دیروز مذاکرات کلى بوده، در حد سخنرانى هاى آمریکا و شوروى و اسپانیا و نوعى توجه به خواسته هاى اسراییل در اظهارات بوش که اعراب را نگران کرده است. تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت گزارش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آبان ۱۳۷۰
امروز اخبار کنفرانس صلح مادرید، اوج بیشترى گرفته و مخالفت ها کمرنگ و محدود به گروه هاى انقلابى است، نه دولت ها. ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى [محمد]سعیدى کیا، [وزیر راه و ترابری] آمد. دربارة پروژه های راه آهن بافق- بندرعباس، قطارهای سنگین،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آبان ۱۳۷۰
اخبار مربوط به کنفرانس[صلح] مادرید ، همه رویدادها را تحت الشعاع گرفته و به نظر مى رسد مانع عمده و مشکلى در راه است. ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، ورزشکاران و مدیران ورزش آمدند. دکتر [حسن]غفورى[فرد، رییس سازمان تربیت بدنی] گزارش داد و من
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۷۰
در گزارش ها، مسأله کنفرانس صلح مادرید در رأس است. آقاى [عبدالله]جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی]، براى امور دانشگاه آزاد اسلامى آمد و از وزارت علوم شکایت کرد. آقاى سید احمد موسوى، [سفیر ایران در بیروت] آمد و راجع به مسایل لبنان گفت. آقاى [رضا]امراللهى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۷۰
[آقایان گزا پالمیا، فوب، بارون دوپتیت]، سفیران جدید کشورهای مجارستان، بلژیک و اُروگوئه براى تقدیم استوارنامه آمدند؛ تشریفاتى بود. مقدارى سئوال و جواب از سفیر بلژیک دربارة ارتش خاص اروپا پرسیدم؛ گفت به جز انگلیس، همه موافق اند. از سفیر مجارستان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۷۰
اعضای جامعه [اسلامی] مهندسین آمدند. دکتر [حسن] غفورى[فرد] و مهندس [محمدرضا] باهنر توضیحات دادند و من برایشان صحبت کردم. گروه سیاسى ـ فنى تشکیل داده اند و نشریه اى خواهند داشت؛ تشویق شان کردم. دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]، براى امور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آبان ۱۳۷۰
امروز در خانه بودم؛ کارکمى داشتم. صبح فائزه آمد؛ از برگزارى کنفرانس ورزشى بانوان کشورهاى اسلامى راضى است. ظهر، محسن، اعظم، عماد و علیرضا اینجا بودند. دربارة صنایع سیمان و مسایل دیگر، در مأموریت بازرسى ویژه مذاکره شد. شب فاطى و بستگان دیگر اینجا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آبان ۱۳۷۰
سه نفر از رهبران سازمان «حماس» ، بزرگ ترین گروه اسلامى مبارز فلسطین آمدند. از مواضع ایران و کنفرانس و سخنرانى من تشکر کردند و خبر دادند که ده گروه فلسطینى، بر وحدت مواضع و ادامه مبارزه تا محو اسراییل و نپذیرفتن موجودیت اسراییل و طرد عرفاتى ها توافق کرده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۷۰
هشت صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. اعضای هیأت پارلمانى سوریه به ملاقات آمدند؛ قرار بود همه رؤساى پارلمان هاى شرکت کننده بیایند، اما چون به شهرهاى دیگر سفر کرده اند، نرسیدند. شوراى عالى ادارى جلسه داشت. تصویب شد که اگر مسافران خارجى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۷۰
[آقای عبدالعلی توکلی]، سفیر جدیدمان در تانزانیا براى خداحافظى و مشورت آمد؛ قبلاً در سومالى بود. گفت [محمد]زیاد باره ، رییس جمهور قبلى سومالى که اخیراً با شورش مواجه شد و فرار کرد، در دهکده اى در مرز سومالى با کنیا، با نیروى کوچکى مستقر است. دربارة کیفیت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۷۰
تا ساعت نُه صبح، همه کارهاى مانده دیشب را انجام دادم. از نُه صبح تا ظهر، مرتباً نمایندگان مجلس آمدند. آقاى [سیدفخرالدین]هاشمى، نماینده جهرم وآقاى [سیدمصطفی] فارغ، نماینده دزفول و نیز آقاى بریانک، نماینده اهواز، براى حوزه انتخابیه خود کمک هاى عمرانى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۷۰
ساعت هشت ونیم صبح به دفترم رسیدم. قرار بود وزیر سریلانکایى، نامة رییس جمهورش را بیاورد؛ تأخیر داشت، ملاقات را لغو کردم. آقاى سید محمد هاشم دستغیب، [فرزند شهید دستغیب] آمد. تقاضاهایى در مورد زمین براى مدارس علمیه تحت مدیریتش داشت. آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. به خاطر تعمیر پل ها و حرکت مهمان ها، مسیر شلوغ بود. ساعت هشت و نیم، براى شرکت در مراسم افتتاح کنفرانس بین المللى حمایت از انقلاب اسلامى مردم فلسطین به مجلس رفتم. قبل از شروع جلسه،آقاى [عبدالواحد]موسوى لارى، توضیحاتى از برنامه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح، براى شرکت در کنگره همبستگى علمى، ورزشى بانوان کشورهاى اسلامى، به محل وزارت کشاورزى رفتیم. این برنامه به مدیریت فائزه برگزار شده و با اصرار او پذیرفتم که شرکت کنم؛ گرچه معمولاً در این گونه کنگره ها شرکت نمى کنم. سروقت تعیین شده، آماده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۷۰
عفت اظهار ناراحتى مجدد در ارتباط با بیماری اش نمود. [آقای عبدالعزیز اینداو]، رییس مجلس سنگال و همراهان آمدند. دربارة نشست سران سازمان کنفرانس اسلامى در سنگال و مسأله فلسطین و کنفرانس صلح مذاکره کردیم. مقدارى با شوخى سر به سر او و بعضى از همراهانش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مهر ۱۳۷۰
بعد از نماز براى انجام کارها و شنیدن اخبار به دفترم رفتم و براى صبحانه برگشتم. اعضای شوراهاى اسلامى کار آمدند. آقاى [علیرضا]محجوب گزارش داد و از حمایت هاى من براى تصویب قانون کار و دادن سهام به کارگران تشکر کرد. صحبت مفصلى نمودم. آقاى [حمید] میرزاده براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۷۰
جمعى از نابینایان آمدند. بعد از سرود و شعر و قرآن، گزارشى از پیشرفت کارهاى پشتیبانى در دوره دو ساله اخیر و توسعه مرکز آموزشى و تأمین ابزار مدرسه آموزش براى روشندلان دادند. من هم صحبت تشویق آمیز نمودم . آقاى [محمد]اسحاق مدنى، [مشاور رییس جمهور در امور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۷۰
براى بازدید از مؤسسه استاندارد و نمایشگاه کالاهاى داراى مهر استاندارد، به مناسبت روز جهانى استاندارد، از خانه یکسره به کرج رفتیم. وقت زیادى صرف دیدار غرفه ها و گفت وگو با صنعتگران کردم. سپس در جمع مدیران سخنرانى کردم و جوایز را دادم. سپس از آزمایشگاه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۷۰
ساعت نُه صبح، سران صنوف تولیدى آمدند و مشکلات شان را با شهردارى [تهران] و [وزارت امور اقتصادی و] دارایى، از جمله مشکل اخراج صنوف مزاحم و مخرّب محیط زیست از تهران [= اجرای طرح ساماندهی صنایع و مشاغل] را گفتند. آقاى [علی]فلاحیان، [وزیر اطلاعات] آمد. حواشی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۷۰
ساعت هشت ونیم صبح، براى شرکت در مراسم فارغ التحصیلى دانشجویان دانشگاه علوم انتظامى، با هلی کوپتر به پرندک رفتیم . مراسم انجام شد. جوایز را دادم و ورزش هاى ویژه را تماشا کردم. ظهر به دفترم رسیدم. عصر شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. در مورد سیاست برگزارى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۷۰
در خانه بودم. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم. خطبه اى براى نماز و خطبه اى براى مسایل روز خواندم. ظهر بچه ها جمع بودند. فائزه اصرار دارد که در افتتاح سمینار ورزش بانوان شرکت کنم؛ نمایندگان بیست کشور اسلامى حضور دارند؛ مناسب نمى بینم، ولى او با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۷۰
جمعى از دانشجویان عضو انجمن هاى اسلامى و فارغ التحصیلان آمدند. برایشان صحبت کردم و توصیه نمودم که متعبد به اسلام باشند. محسن[هاشمی، رییس دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور] و همکارانش آمدند و گزارش وضع راه آهن و نابسامانى هاى آن را گفتند. [آقای جارالله عزور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۷۰
مدیران شرکت پست، به مناسبت روز جهانى پست آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم. آقاى سید على اصغر هاشمى چیذرى آمد. از خدمت هاى خود قبل و بعد از انقلاب گفت و براى مدرسه علمیه[چیذر] کمک خواست. از دادگاه نظامى به خاطر بازداشت یکى از بستگانش شکایت کرد. شخصى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. [محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری و معاونان آمدند. گزارش پیشرفت کار راه آهن بافق- بندرعباس و نیازها را دادند؛ تا نیمه سال آینده، مسیر تا حاجى آباد و تا سال 1372 تا بندرعباس، عملیاتى مى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۷۰
اول وقت، در راه دفترم، براى بازدید از نمایشگاه [طرح های آماده سازی زمین و شهرهای جدید]، به مناسبت «روز اسکان بشر» به فرهنگ سراى نیاوران رفتم. مصاحبه اى هم به منظور توضیح برنامه ساخت مسکن انجام دادم. در دفترم به انجام کارهاى مانده از روزهاى سفر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۷۰
صبح به مطالعه گزارش ها و گرفتن اخبار و نوشتن خاطرات و صرف صبحانه پرداختم. بعد از ملاقات با [آقای اکبر پرهیزکار]، استاندار آذربایجان شرقی و استماع مطالب او دربارة امور استان و نیازها، جلسه ای با مدیران کشت و صنعت مغان داشتم؛ تشویق شان کردم. خبر دادند که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مهر ۱۳۷۰
بعد از نماز صبح، گزارش هاى داخلى و خارجى را دیدم و به اخبار گوش دادم و خاطرات دیروز را نوشتم و در اتاقم به تنهایى صبحانه خوردم: سرشیر و عسل خوب اردبیل. با هلی کوپترها به سوى مشکین شهر پرواز کردیم. با استقبال پرشور و وسیع مردم در ورزشگاه شهر در اجتماع مردم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۷۰
اخبار و گزارش هاى داخلى و خارجى را بررسى کردم. اوج گرفتن بحران یوگسلاوى با کودتاى سیاسى مورد توجه است. به خاطر مه گرفتگى هوا، هلی کوپترها نمى توانستند پرواز کنند. با اتومبیل به محل سد میل مغان رفتیم. سد انحرافى که با همکارى ایران و شوروى ساخته شده و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم همه کارهاى مانده را انجام دادم که آماده سفر باشم. آقاى [عبدالرضا]هاشم زایى، مسئول امور اقتصادى بنیاد شهید آمد. گزارشى از عملکرد اقتصادى در بخش هاى کشاورزى، صنعت، پیمانکارى، دامدارى و تجارت را داد و از ضعف بخش پیمانکارى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۷۰
آقاى [سیدعلی]غیورى، [نماینده ولی فقیه در هلال احمر] آمد. گزارشی از کمک های شان به ساخت مدارس داد و براى تکمیل مدارس مناطق زلزله زاده کمک خواست که قبول کردم. مدیران هلال احمر آمدند. دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی]، رییس سازمان هلال احمر گزارش داد. من
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح، کارهایى که از دفترم آورده بودم، در خانه انجام دادم. سپس براى افتتاح هفدهمین نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم. مراسم انجام شد. صحبت کردم و مشعل را روشن نمودم. از غرفه هاى صنایع بخش خصوصى و صنوف و همچنین صنایع خصوصى صنایع سنگین بازدید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۷۰
چند نفر از نمایندگان مجلس آمدند. آقاى [غلامرضا]تاج گردون، نماینده گچساران براى عمران بیشتر منطقه استمداد کرد و از استاندار تعریف کرد. آقاى [محمود]آستانه، نماینده سربند آمد. راجع به سپاه، عمران منطقه، آموزش و پرورش و مفقودان مطالبى داشت. او خواستار حضور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۷۰
آقاى [سید ابوالفضل]موسوى تبریزى، دادستان کل کشور آمد. راجع به امنیت شرق کشور و مشکل قاچاق مواد مخدر صحبت کرد و براى ساخت مهدکودک براى فرزندان خانم هاى زندانى کمک خواست؛ قول کمک دادم. آقاى [عبدالحسین]وهاجى، [وزیر بازرگانی] و آقاى مهندس [مصطفی]هاشمى[طبا،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۷۰
ساعت هفت و چهل دقیقه صبح به دفترم رسیدم. قرار بود آقاى کلیم صدیقى، [رییس پارلمان مسلمانان انگلستان] به ملاقات بیاید؛ گفتند به زمین خورده و آسیب دیده است. آقاى حکمت شهابى، رییس ستاد ارتش سوریه آمد. حرف ها دوستانه و معمولى بود. [آقای محمد خلیفه]، سفیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۷۰
در خانه بودم. کارها را از دفترم آورده بودند؛ تقریبا تمام وقتم را پُر کرد. ظهر بچه ها جمع بودند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۷۰
ساعت بیست دقیقه به هشت صبح، به فرودگاه [مهرآباد] رسیدیم. به سوى اصفهان پرواز کردیم. مهدى هم با من بود. در فرودگاه اصفهان، هلی کوپترها آماده بودند. [آیت الله سید جلال الدین طاهری]، امام جمعه و [آقای سید محمدرضا واقفی]، استاندار اصفهان آمده بودند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارهاى دیروز را انجام دادم. [آقای عمر علی جمعه]، نخست وزیر زنگبار آمد. نامه آقاى مووینی، رییس جمهور تانزانیا را آورد. توضیحاتى از وضع کشورش داد و استمداد کرد؛ قول همکاری دادم. محسن و [فریدون] قاسم زاده،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح براى شرکت در مراسم شروع سال تحصیلى دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، به دانشگاه تهران رفتم.گزارش دادند. جوایز را دادم و سخنرانى کردم. به دفترم رفتم. سفیران مان در یونان، هند و مالزى آمدند؛ گزارش دادند و مشورت کردند. [دکتر دیاز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۷۰
صبح زود، [آقای محمدعلی نجفی]، وزیر آموزش و پرورش به منزل آمد. با هم به مدرسه شهید مطهرى در شرق تهران رفتیم. زنگ مدرسه را به صدا درآوردم و سپس صحبت کوتاهى نمودم. مصاحبه اى انجام شد. از آنجا به مدرسه دخترانه [جانبازان در شرق تهران] رفتیم. صحبت کوتاهى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۷۰
امروز ساعت ها یک ساعت به عقب کشیده شد. ساعت هفت صبح به دفترم رفتم و تا هشت ونیم کار کردم. سپس براى شرکت در مراسم رژه نیروهاى مسلح به میدان آزادى رفتم. برایشان صحبت کردم و رژه را تحویل گرفتم. سپاه مسئول اداره رژه بود؛ در گذشته معمولاً ارتش مسئول بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۷۰
به دفترم رفتم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. براى سفر به [وین، برای شرکت در اجلاس] اوپک نظر خواست. گفتم روى قیمت 21 دلار در هر بشکه تأکید کنند. آقاى مسیح مهاجرى، [مشاور اجتماعی رییس جمهور]آمد. راجع به قرارداد کویت و آمریکا و کاغذ روزنامه ها و سفر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۷۰
در خانه بودم. گزارش هاى زیادى براى خواندن آورده بودم که تمام وقتم را گرفت. در اثر کار زیاد، توفیق ادامه کارهای تحقیقاتی ام کم شده است. آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد. براى استخلاص از زندان و یا مرخصى براى تکمیل کار «فرهنگ نهج البلاغه» استمداد کرد. توصیه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۷۰
اساتید معارف اسلامى دانشگاه ها و نمایندگان رهبرى در دانشگاه ها آمدند. برایشان مفصل صحبت کردم و خواستم جوابگوى نیازهاى دانشجویان باشند. مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. مصوبه مربوط به لزوم وکیل در دادگاه ها اصلاح و تصویب شد. عصر [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۷۰
مدیران فولاد مبارکه آمدند. آقاى محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] گزارش داد و من هم تشویق شان کردم. آقاى [سید عبدالله]شیرازى، امام جمعه مشهد آمد و براى ساختمان هایى که مى خواهد براى محرومان بسازد، حواله مصالح ساختمانى گرفت. آقاى پریماکف، پیک ویژه گورباچف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۷۰
ساعت هشت و ربع، به حسینیه امام خمینى رفتم و در جمع ائمه جمعه سراسر کشور سخنرانى کردم. تحلیلى از اوضاع سیاسى و اقتصادى کشور ارایه دادم. فرماندهان نیروى قدس سپاه آمدند. گزارش تشکیلات و اهداف نیرو را دادند و کمک خواستند. ستاد هماهنگ کننده مسایل شوروى و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۷۰
از خانه یکسره به مرکز سپاه [پاسداران انقلاب اسلامی] رفتم و در اجتماع فرماندهان سپاه صحبت کردم. به دفترم رفتم. نمایندگان اصفهان، زنجان و بهار همدان، براى مسایل حوزه انتخابیه خود آمدند. [آقای فارِس بویز]، وزیر امورخارجه لبنان آمد. در مورد یکپارچگى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۷۰
تا ساعت هشت و نیم صبح کارها را انجام دادم. آقای غلام اسحاق خان براى دور دوم مذاکرات آمد. کمیسیون هاى مربوط، گزارش توافقات را دادند. سپس توافقنامه ها در ابعاد سیاسى، فنى، اقتصادى، تجارى و امنیتى، در حضور ما امضا شد. سرماخوردگی دارم و مُسکن مصرف مى کنم. عصر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۷۰
با احساس سرماخوردگى به دفترم رفتم. [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران آمد. از فشار تبلیغاتى که علیه او ایجاد شده شکایت و براى مقابله با آن استمداد کرد؛ توصیه به صبر و مقاومت و مدارا با مردم نمودم. گفتم این وضع به خاطر قرار گرفتن در آستانه انتخابات است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۷۰
آقاى [علاءالدین]بروجردى، [معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه]، تلفنى گفت وزارت امورخارجه ترکیه با احضار سفیر به استفاده پ.ک.ک از خاک ایران اعتراض کرده و خبر را به رسانه ها داده اند؛ گفتم مقابله به مثل کنند. محسن[هاشمی] براى کارهاى بازرسى و دادن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۷۰
امروز صبحانه و ناهار نخوردم. شب هم غذاى سبک خوردم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم.ساعت ده و نیم صبح، براى استقبال از آقاى غلام اسحاق خان، رییس جمهور پاکستان که به دعوت من، با چند وزیر آمده است، به فرودگاه رفتیم. مراسم رژه نیروهاى مسلح و تشریفات و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. با [دکتر شوارتز شیلینگ]، وزیر ارتباطات آلمان ملاقات داشتم. از وضع آلمان شرقى پرسیدم. برای توسعه همکاری ها مذاکره شد. آیت الله [سیدمحمدباقر]خوانسارى، پیشنماز مسجد امام آمد. گفت بنا دارد با کمک افراد خیّر، یک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۷۰
آقاى [جمال]ساداتیان، گزارش عملکرد تامین نیازهاى عراقى های مقیم ایران را داد. آقاى [محمدباقر] حکیم، [رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق]، دیروز از عدم تامین نیازها گله کرده بود.آقاى [عبدالله]نورى، [وزیر کشور]آمد وگزارش امور کشور را داد. گفت باقیمانده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۷۰
به مناسبت سفر رییس جمهورى پاکستان به ایران، مصاحبه اى با تلویزیون[دولتی] پاکستان نمودم. نماینده فارس آمد و براى امور منطقه استمداد کرد. تذکراتى راجع به مسایل جارى کشور، در جهت منزوى کردن افراطی ها داد. [سیدنورمحمد محمودیان]، نماینده یاسوج آمد. از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به پایگاه یکم شکارى در مهرآباد رفتم و از «طرح اوج» بازدید کردم. به ابتکار مهندس [مهدی] سنایى، هواپیماى جنگى اف-5 کپى سازى مى شود. پیشرفت خوبى کرده اند. بالن ها و بدنه و دماغه را می سازند و موتور و وسایل الکترونیک را مى خرند. از تمام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۷۰
حال عفت کمى بهتر است. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. مدیران وزارت نیرو و بانک مرکزى و سازمان برنامه آمدند. برنامه تولید برق را توضیح دادند و نیازها را گفتند. قرار شد طبق برنامه پنج ساله عمل شود. استاندار فارس آمد. گزارش استان را داد و از مشکل حمل غلات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۷۰
در منزل بودم. براى نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. عفت بسترى است و بعضى از بستگان براى عیادت مى آیند. [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور تلفنى اطلاع داد که منطقه کوهستانى آلوده به اشرار در غرب زاهدان، پاکسازى شده و جمعى از اشرار بازداشت شده اند؛ گفتم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۷۰
ساعت دو و نیم بامداد، عفت از درد بیدار شد و مُسکن خورد و خواب رفت. ولى من دیگر خوابم نبرد. نزدیک طلوع فجر، ساعت چهار بلند شدم و بعد از نماز صبح مقدارى از کارهایم را انجام دادم و کمى خوابیدم. دکتر آزمایشگاه آمد و براى آزمایش مجدد، از عفت خون گرفت. در گزارش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۷۰
صبح زود بیدار شدم. کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. فارغ التحصیلان دانشگاه علم و صنعت آمدند. آقاى [عباس]طائب، رییس دانشگاه توضیحات داد. من هم صحبت کردم و ابتکارشان را ستودم که باعث تحکیم ارتباط بین فارغ التحصیلان و دانشگاه شده اند و از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح کار کردم. شب هایی که در دفترم می مانم، به خاطر حضور از اول صبح، وقت بیشترى براى کار دارم و رفت و آمد وقتم را نمى گیرد. دانش آموزان شاهد آمدند. مسئول شان گزارش تحصیلى را داد و من هم صحبتى تشویق آمیز نمودم. على رغم امکانات فراوان بنیاد شهید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۷۰
از ساعت شش تا ده صبح کارها را انجام دادم. مدیران بانک ها به مناسبت هفته بانکدارى آمدند. دکتر [محمدحسین]عادلى گزارش داد. برایشان مفصلاً صحبت کردم و انتظارات از بانک ها را گفتم. چند نفر از نمایندگان مجلس آمدند. آقاى [محمدعلی]حقى، نماینده سراب براى عمران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. آقاى [سیدکاظم]حسینى[میانجی]، امام جمعه خرم آباد آمد. مشکلات استان را گفت و از استاندار و آموزش و پرورش شکایت کرد؛ توضیحاتى دادم که از امور کشور بیشتر مطلع باشد. [آقای عبدالغفار بابا]، معاون نخست وزیر مالزی به ملاقات آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ شهریور ۱۳۷۰
[امروز اربعین حسینی است]. در خانه بودم. مثل دیروز، وقت به مطالعه و استراحت گذشت. خبر اعلان استقلال آذربایجان شوروى برایمان مهم است. با وزیر امورخارجه و رهبرى، دربارة شناسایى آنها، تلفنى مذاکره کردیم؛ قرار شد بررسى بیشتری شود. مهدى از سفر استرالیا و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. در اخبار خبر مُعلق شدن فعالیت هاى حزب کمونیست، توسط پارلمان شوروى جلب توجه مى کند. محسن[هاشمی، رییس دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور] آمد. دربارة امور جارى کشور مذاکره کردیم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ شهریور ۱۳۷۰
یاسر صبح زود به اصفهان رفت. مهدى هم برای بررسی شرایط ادامه تحصیل، در استرالیا است. خانه خلوت است. در گزارش ها، اخطار گورباچف به یلتسین، درخصوص عدم تجاوز از صدور اختیارات قانونى خودش، جالب توجه است. [برای تجدید پیمان با آرمان های امام خمینی(ره)]،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ شهریور ۱۳۷۰
تهدید استعفاى گورباچف، در صورت اصرار جمهورى ها به استقلال، از مسایل مهم جهانى است. بسیجی هاى ادارات آمدند. آقاى [علیرضا]افشار، [فرمانده بسیج سپاه] برنامه هاى آینده بسیج را گفت و براى حُسن اجراى آنها استمداد کرد؛ صحبت تشویق آمیزى نمودم. آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ شهریور ۱۳۷۰
آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش عملکرد صنایع پولاد، مس، آلومینیوم و معادن و اکتشاف طلا و مبالغ فروش در بازار آزاد و مصارف آنها را داد. آقاى [علی]شمس اردکانى[رییس منطقه آزاد قشم] و گروهى از همکارانش آمدند. گزارش عملکرد و پروژه هاى مورد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ شهریور ۱۳۷۰
تصمیم در [اتحاد جماهیر]شوروى، براى تصفیه ارتش و پیشنهاد تغییر قانون اساسى، در کانون توجه محافل سیاسى است. در مسیر دفتر، از میهمان خانه اى که در خیابان سعدآباد، براى دولت در دست ساخت است، بازدید کردم؛ خانه تیمور بختیار بوده و بعد از انقلاب در دست نیروهاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ شهریور ۱۳۷۰
خبر کناره گیرى [میخائیل]گورباچف از حزب کمونیست شوروى و انحلال مرکزیت آن و تحویل مراکز و اموال حزب به شوراها، خبر مُهم جهانى است و شروع به رسمیت شناخته شدن جمهورى هاى بالتیک و آغاز تجزیه امپراطورى روسیه است. از خانه یکسره به نمایشگاه عرضه کالاهاى مصرفى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ شهریور ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را دیدم. با صداوسیما و مطبوعات مصاحبه داشتم؛ اقدامات دولت را به مناسبت «هفته دولت» تشریح کردم و به سئوالات جواب دادم؛ یک ساعت و سه ربع طول کشید . آقاى [جلیل]بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم[ریاست
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ شهریور ۱۳۷۰
در خانه بودم. مقدارى به مطالعه و استراحت و مقدارى به پذیرایى از مهمان هاى ناخوانده گذشت؛ در پایان روز خسته تر از روزهاى کارى هفته بودم و این به دلیل مشکل بى نظمى در خانه است. با رهبرى که از سفر [بوشهر و دشتستان] برگشته اند، تلفنى صحبت کردم. با دکتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۷۰
[میخائیل]گورباچف، بامداد امروز به مسکو وارد شده و مردم شکست کودتا را جشن گرفته اند ولى شخصیت [بوریس]یلتسین، بیش از گورباچف درخشیده و غربى ها دارند او را در مقابل گورباچف بزرگ مى کنند. در آمریکا صریحاً گفته شده که عصر گورباچف پایان یافته و عصر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۷۰
در گزارش ها، گرایش اوضاع شوروى به خشونت در شب گذشته، در صدر اخبار است که با هجوم تانک ها به سوى پارلمان و درگیر شدن با مردم اطراف آن و کشته و زخمى شدن عده اى، اتفاق افتاده است. اما ادامه حضور مردم و عقب نشینى نیروهاى مسلح، حاکى از ضعف کودتاچیان و عامل تشویق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۷۰
در گزارش ها مسایل شوروى در رأس است. مخالفت هاى زیادى در داخل و خارج علیه کودتاگران شروع شده و یلتسین مهم ترین مرکز مخالفت ها است؛ خشونتى از سوى آنها بروز نکرده است. آقاى [سید محمد]اصغرى، [مدیر موسسه کیهان] آمد. از وضع اداره کیهان ناراضى است و از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۷۰
اول وقت خبر رسید که آقاى میخاییل گورباچف در شوروى برکنار شده و گروهى از سران حزب و ارتش و کا.گ.ب، به ریاست گنادى یانایف، معاون گورباچف سررشته کار را به دست گرفته اند. اخبار بعدى نشان داد که آزادى خواهان ضدکمونیست، و در رأس آنها بوریس یلتسین، مخالفت خود
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۷۰
[آقای ایاز مُطلّب اوف]، رییس جمهور آذربایجان شوروى آمد. مذاکرات طولانى داشتیم. مدعى است وضع آن جمهورى، از سایر جمهورى هاى شوروى بهتر است. برخلاف آنهاى دیگر، تولید در اینجا کمتر افت کرده و وضع رابطه با مردم بهتر است و آماده است انتخابات مستقیم انجام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۷۰
در مسیر به ورزشگاه شیرودى رفتیم و در اجتماع کانون هاى فرهنگى و تربیتى شرکت نمودم. براى آنها صحبت کردم؛ اجتماع پرشورى بود . به دفترم رفتم. آقایان [سید علی اکبر]ابوترابى، [نماینده ولی فقیه در امور آزادگان] و [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد امور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۷۰
کار زیادى با خودم آورده بودم که خیلى به استراحت نرسیدم. فقط پیش از ظهر، در محوطه کمى پیاده روى کردم. محسن[هاشمی، رییس دفتر بازرسی رییس جمهور]آمد و گزارش هایى از بازرسى هاى خود دربارة سوخت نیروگاه ها، توزیع مرغ وگازسوز کردن کارخانجات داد. دربارة سفر به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مرداد ۱۳۷۰
[آقای ابراهیم المنقوش]، فرستاده ویژه معمر قذافى، [رهبر جماهیر عربی لیبی] آمد. دعوت او را براى شرکت در مراسم افتتاح طرح مهم نهر صناعى[= رودخانه بزرگ مصنوعی] آورد و توضیحاتى داد. به ایهام برگزار کردم؛ بنا ندارم شرکت کنم. آقاى سید احمد موسوى، [سفیر ایران در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده کارها را انجام دادم. آقای آقازاده، [وزیر نفت] آمد. براى ابلاغ پیام من به برخی از سران دربارة فلسطین و نفت و شرکت شان در بازسازى ایران، عازم کشورهاى جنوب خلیج فارس است. دربارة کیفیت مذاکرات توجیهش کردم و موافقت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۷۰
پدر شهید على هاشمى، فرمانده مفقودالاثر سپاه آمد و یک ماشین خواست. آشیخ عباس پورمحمدى آمد. اوضاع رفسنجان را گفت. از احتمال دخالت خطى آموزش و پرورش کرمان در انتخابات، اظهار نگرانى کرد و دربارة انتخابات رفسنجان صحبت کرد. آقاى [محسن]دعاگو آمد. پیشنهادهایى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مرداد ۱۳۷۰
آقاى [علی]موحدى ساوجى، [نماینده تهران] آمد. درخواست سفر به ساوه را داشت. دربارة ضرورت اجراى برنامه و مواظبت حال محرومان و گرفتن شعار از دست شعاریون گفت. آقاى [رمضان]روحانى نیا، نماینده بیضاء[=سپیدان] آمد. اظهار وفادارى کرد و از خط مشى راست ها و چپ ها اظهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مرداد ۱۳۷۰
[آقای مستفیض الرحمان]، وزیر امورخارجه بنگلادش آمد. مقدارى از وضع داخلى آنها و وضع پرونده [ژنرال حسین]ارشاد، رییس جمهور زندانی شان پرسیدم. درخواست پذیرش نیروى کار بیشترى از کشورشان داشت. فقیر و پرجمعیت هستند. بر همکارى در حفظ حقوق فلسطینى ها تکیه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مرداد ۱۳۷۰
[آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی، براى امور منابع طبیعى و مرغدارى و سیاست توزیع مرغ و حل مشکل مسئولیت واگذارى زمین آمد؛ با وزارت کشاورزى اختلاف دارند. سعید رفیق دوست آمد. براى کتاب هاى نقاشى کودکان کمک خواست. مدیران آموزش و پرورش آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مرداد ۱۳۷۰
در اخبار و گزارش ها، مسأله گروگان هاى لبنان و مرگ بختیار، با تفسیرهاى گوناگون دربارة آن، در صدر است. به گروگان گرفتن یک فرانسوى در بیروت و تهدید به قتل او در صورت آزادى گروگان دیگر غربى، قبل از آزادى اُسراى لبنان در دست اسراییل، مسأله جدیدى آفریده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مرداد ۱۳۷۰
بعد از نماز صبح تا ساعت ده کار کردم؛ بخشى براى امور دفتر و بخشى براى خطبه نمازجمعه فردا. مدیران وزارت اطلاعات آمدند. آقاى [علی]فلاحیان گزارش داد و من در صحبت مفصلى، آنها را به مسایل اساسى توجیه نمودم. [آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو و مسئولان طرح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مرداد ۱۳۷۰
آقاى [علی]فلاحیان اطلاع داد که در فرانسه، [شاپور]بختیار ، [آخرین نخست وزیر رژیم پهلوی] و یکى از کارکنانش در محل اقامت خود[در پاریس] کشته شده است؛ تا شب خبرى در این جهت در گزارش های جهانى نیامد. اساتید و فارغ التحصیلان دانشکده روابط بین الملل وزارت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مرداد ۱۳۷۰
در گزارش ها، اعتراف عراق به تولید سه گرم پلوتونیوم و اقدام به ساخت سلاح میکروبى جلب توجه مى کنند.کارکنان شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى ایران [= هما]آمدند. آقاى [حسن]شفتى، [مدیرعامل شرکت هما] گزارش داد و من صحبت تشویق آمیز نمودم. گفتند در سال 1369در طول سى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۷۰
ساعت پنج و نیم بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. کارها را انجام دادم و کتابخانه ام را نظم دادم. امروز ملاقات کنندگان، نمایندگان مجلس بودند.آقاى [علی اصغر]جعفرى اصفهانى، [نماینده لنجان اصفهان] آمد و اظهار وفادارى کرد و کمک خواست. تقاضا کرد به تندروها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مرداد ۱۳۷۰
[کیم دال هیون]، معاون نخست وزیر کره شمالى به ملاقات آمد. از فشار آمریکا براى کشف امکانات اتمى آنها و مشروط کردن ژاپن براى پرداخت خسارت هاى زمان اشغال، به همین کشف را گفت و تأکید بر اجراى توافق نامه کالاى ویژه نمود. تقاضا کرد که در همان ارتباط، نفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مرداد ۱۳۷۰
عفت براى سفر به رفسنجان، به فرودگاه [مهرآباد]رفت. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [هادی]نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگین] آمد. برای جلوگیری از سوءاستفاده دلالان و محتکرها و جلوگیری از رشد بی حساب قیمت ها، اجازه گرفت تا مقدارى از تولیدات صنایع سنگین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مرداد ۱۳۷۰
در خانه بودم. به اندازه کافى گزارش براى خواندن داشتم. عصر همشیره زاده نصرت آمد. شب، محسن[هاشمی، رییس دفتر بازرسی رییس جمهور] آمد و گزارشى از وضع سد لَتیان و لار و مسأله سوخت نیروگاه ها داد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مرداد ۱۳۷۰
[آقای حسین نصیری]، رییس سازمان خبرگزارى جمهورى اسلامى(ایرنا)، در مورد سیاست خبری نظرخواهى کرد و سپس گزارش سفر به چین را داد. مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. تعزیراتِ تخلفات در امور سجلّى تصویب شد. همچنین مسأله وکالت در دادگاه ها که مورد اختلاف مجلس و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مرداد ۱۳۷۰
دانشجویان سطح دکترا و کارشناس ارشد داخلى و خارجى آمدند. دکتر [مصطفی]معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] گزارش داد. به مناسبت محرم، نوحه سرایى کردند. برایشان مفصلاً صحبت کردم و اوضاع کشور را توضیح دادم. آقاى [غلامعباس]زایرى، نماینده بندرعباس آمد. از [آقای احمد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۷۰
آقاى انصارى، مسئول تعاونى [مصرف] طلاب قم آمد. گزارش کار تعاونى را داد؛ رشد خوبى کرده و حدود پنج هزار عضو دارد. کالاهاى مصرفى مورد نیاز طلاب را با نرخ مناسب به آنها مى دهد؛ حمایت خواست، حمایت کردم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش سفر به کره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مرداد ۱۳۷۰
[آقایان سرتاج عزیز]، وزیراقتصاد و [چودری نثارعلی خان]، وزیر نفت و منابع طبیعی پاکستان آمدند. مذاکرات دربارة توسعه روابط بود. قبلاً آقایان [محسن]نوربخش و [غلامرضا]آقازاده توضیحات داده بودند. برضرروت توسعه روابط اقتصادى و طُرُق مواصلاتى و اهمیت بلوچستان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مرداد ۱۳۷۰
[آقای مارک اسکنس]، وزیر امورخارجه بلژیک به ملاقات آمد. سئوالاتى دربارة جامعه اقتصادى اروپا و هدف از اتحاد و نظر آمریکا و انگلیس و همچنین اوضاع اروپاى شرقى و مرکزى نمودم؛ جواب هاى روشنى داد. او نظرم را دربارة امنیت منطقه، اوضاع عراق، خلع سلاح، شوروى و...
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. دکتر هاشمى[گلپایگانی] براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمد. دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى آمد. دکتر [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، براى مسایل بودجه و ارز و تعدیل اقتصادى و سیاست
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مرداد ۱۳۷۰
در منزل بودم. پیش از ظهر خانم دکتر منصوریان آمد. نامه اى از شوهرش آورد؛ در مورد کارخانه لاستیک سازى که آماده فروش به ایران اند. ظهر بستگان میهمان بودند. عصر آقاى [عبدالله]نورى، وزیرکشور آمد. دربارة احتمال دخالت شوراى نگهبان در امر انتخابات به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده، کارهاى عقب مانده انجام شد. آقاى [سیدحسن]طاهرى خرم آبادى، [نماینده ولی فقیه در پاکستان]آمد. گزارشى از وضع پاکستان داد و پیشنهاد کرد، براى هزینه هاى شیعیان آنجا، خوب است سرمایه گذارى شود که با سود آن،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مرداد ۱۳۷۰
دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] آمد. در خصوص نارسایى هاى تشریفات و مشکلات متعدد مراکز تشریفات، فرسودگى امکانات هتل ها براى میهمانان خارجى، شلوغى و بى نظمى پاویون دولت و عدم مهارت خدمتکاران در پذیرایى ها، مطالبی گفت؛ قرار شد برنامه و طرح جامع تهیه شود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مرداد ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. [آقای حسین کمالی]، وزیر کار و امور اجتماعی آمد. براى تحویل گرفتن سازمان تأمین اجتماعى و حضور در هیأت مدیره بانک رفاه[کارگران] و همچنین پرداخت ارزِ بُن هاى کارگرى استمداد کرد و در خصوص نحوه کار «خانه کارگر» مشورت نمود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۷۰
[امروز عاشوراست]. تا ساعت هشت و نیم صبح خوابیدم. روز را به استراحت و انجام کارهایى که با خودم به لَتیان برده بودم، گذراندم. نزدیک غروب به خانه برگشتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۷۰
با هلی کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه ها هم تا ظهر کم کم رسیدند. مهدى و فاطى نیامدند. هواى خوبى دارد. عصر همراه بچه ها، خواستم اسکى روى آب یاد بگیرم. کمى دنبال قایق کشیده شدم؛ بدنم آمادگى براى چنین ورزشى ندارد؛ گرچه آسان است. آب لتیان پایین تر از سطح آن در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. کارهاى مانده روزهاى سفر را تا ساعت ده انجام دادم. در گزارش ها، توافق سوریه و عربستان سعودى بر سرآمادگى رفع بایکوت اسراییل، در صورت خوددارى اسراییل از ادامه شهرک سازى در اراضى اشغالى، جلب نظر مى کند. این عقبگرد، با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۷۰
در خانه بودم. خستگى هاى سفر را برطرف مى کردم. مقدارى از کارهاى دفتر را که به منزل آورده بودند انجام دادم. خاطرات دو روز سفر را نوشتم. ظهر بستگان مهمان مان بودند. شب عفت براى شرکت در مراسم عزادارى رفت و من زودتر خوابیدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۷۰
تا ساعت هفت و نیم صبح به اخبار گوش دادم و گزارش ها را خواندم. اجتماع سران هفت کشور صنعتى و شوروى در شهر لندن و مسایل عراق در صدر اخبار است. استاندار آمد و نیازهاى استان را گفت.آقاى [محمد]رییسى ، [نماینده شهرکرد آمد و اظهار تأیید کرد؛ چون در ظاهر متمایل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۷۰
چمدان سفر را بستم و ساعت هفت و نیم صبح براى سفر به استان چهارمحال و بختیارى به فرودگاه مهرآباد رفتم. وزیران جهادسازندگی، نیرو، راه، صنایع، رییس سازمان برنامه و بودجه، رییس دفتر مناطق محروم، معاون سازمان صداوسیما وچند نفر دیگر به تناسب نیازها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۷۰
[آقای حسین کمالی]، وزیر کار و امور اجتماعی آمد و براى بُن کارگرى و سایر نیازها استمداد کرد. مدیران سازمان بهزیستى و سازمان تامین اجتماعى، به مناسبت هفته امداد آمدند و گزارش را دادند. آنها خواستار تشکیل شوراى عالى هماهنگى نهادهاى امدادى شدند. برایشان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۷۰
یک جانباز قطع نخاعى که نقاش ماهرى است، همراه همسرش آمدند؛تصویر امام را با دهان خود کشیده بود. همسرش دانشجویى است که هفت سال پیش، به خاطرخدا با او ازدواج کرده و خیلى از ازدواج اش راضى است؛ هر دو شاعرند و دو بچه دارند. در تربت جام زندگى مى کنند. هدایایى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۷۰
آقاى [سید منصور]رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] براى امور ادارى آمد و برنامه هاى شوراى عالى ادارى و مسأله ادغام نهادهاى امدادى را مطرح کرد. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] براى امور انرژى هسته اى آمد و براى انعقاد قرارداد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۷۰
جمعى از علما و وعاظ تهران آمدند. [به مناسبت ماه محرم]، ذکر مصیبت شد و دربارة سیاست هاى اقتصادى و فرهنگى مفصلاً براى آنها صحبت کردم که در منابر از روى اطلاع حرف بزنند. خانم [زهرا] شجاعى، رییس شوراى [فرهنگی، اجتماعی]زنان آمد وگزارشى از کار شورا داد. از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۷۰
امروز تا ساعت یازده و نیم در خانه بودم و براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه مى کردم. آقاى [علاءالدین]بروجردى، [معاون وزیر امور خارجه]، تلفنى گزارش سفر به پاکستان را داد و آمادگى آقای غلام اسحاق خان، [رییس جمهور پاکستان] براى سفر به ایران در مهر ماه و سفر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۷۰
دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى و مشورت دربارة مذاکره با رسانه ها آمد. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش کار داد و خواست که براى بالا بردن قیمت نفت، در ارتباط با عربستان سعودى فعال بشویم. خواست که محسن همراهش به کره جنوبى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۷۰
صبح دکتر [عباس]شیبانى، [نماینده تهران] آمد. مطابق معمول، ظرف دو دقیقه تذکراتى دربارة گرانى و رشت داد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. گزارش پیشرفت کار راه آهن بندرعباس و بندر امام را داد و براى پشتیبانى اجراى طرح ها و حمل و نقل استمداد کرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۷۰
یاسر سر میز صبحانه، شرح سفرش به جزایر کومور، موریس و ماداگاسکار را داد و گفت فرانسوى ها کارشکنى مى کردند و کومورى ها از دست فرانسوى ها عصبانی هستند و در عین حال احترام خوبى به هیأت کرده اند. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت ده آقاى [محسن]رفیق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۷۰
ساعت ده صبح میهمانان چینى براى مذاکرات آمدند. براى اداى احترام و اهدای نثارگل، به مرقد امام رفته بودند. [نخست وزیر چین]گفت همسرش در آنجا ناراحتى پیدا کرده که با دوا بهتر شده است؛ گویا به خاطر لباس بلند و سیاه که به خاطر مراعات وضع ما پوشیده، در مسیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۷۰
آقاى [هادی]نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگین]آمد. گزارشى از وضع تولید صنایع سنگین داد و خواستار حمایت من از طرح لغو سهمیه تراز فیزیکى و آزاد کردن تولیدات در دولت شد. آقاى [شکرالله]ریاضى، مسئول کمیسیون خرید تسلیحات و مسئول حفاظت صنایع دفاع آمد. گزارشى از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. آقاى [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش تولید خوب فولاد و مس و قریب الوقوع بودن راه اندازى کارخانه نَورد کاویان، فولاد مبارکه و سرب و روى زنجان را داد. براى تأسیس دانشگاه معدن توسط وزارت استمداد کرد؛ خوب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۷۰
در خانه بودم. گزارش های فراوانی برای خواندن و اتخاذ تصمیم به خانه آورده ام. مقدارى وقت به آب دادن چمن باغچه گذشت. ظهر بچه ها هم آمدند. محسن که از سفر بوشهر، هرمزگان و نوق برگشته بود، گزارش داد. عصر آقاى [محمدرضا] نورى[شاهرودی]، سفیرمان در لیبى آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۷۰
آقاى جعفر مرتضى، با برادرش که در آفریقا است و با یکى از علماى لبنان که در دیترویت آمریکا ساکن است، آمدند. براى کارهاى خود در ایران و آفریقا و آمریکا کمک خواستند؛ وعدة بررسی دادم. آقاى [اسماعیل]شوشترى، وزیر دادگسترى آمد. گزارش وضع قوه قضاییه را داد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۷۰
جمعى از قاریان قرآن زن و مرد و کودک از مشهد و سازمان هلال احمر آمدند. بچه ها برنامه اجرا کردند. برایشان صحبت کردم. آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور ارز و کارهاى جارى آمد. شوراى عالى ادارى جلسه داشت. دربارة واگذارى بخشى از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۷۰
صبح هیأت کومور آمدند. مذاکرات دور دوم انجام شد. تحت تأثیر محبت ما بودند و اظهار رضایت مى کردند. وعده کمک دادم و مطابق با سیاست هاى ایران، بیانیه مشترک تهیه شد. با هم به فرودگاه رفتیم. مصاحبه اى انجام دادیم. با بدرقه رسمى به سوى کومور پرواز کردند؛ با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۷۰
براى شرکت در مراسم عید غدیر، به دفتر رهبرى رفتیم. قبل از شروع جلسه، با حضور سران سه قوه با رهبرى مقدارى مذاکره داشتم. آقاى[مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]، ادعاى دموکرات هاى آمریکا را مبنى بر ملاقات ایشان در مادرید، [پایتخت اسپانیا]، با فرستادة
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۷۰
تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. رییس جمهور کومور و همراهان براى مذاکرات رسمى آمدند. مقدارى مذاکره خصوصى داشتیم؛ وضع اقتصادى نیاز خود را توضیح دادند و کمک خواستند و گفتند در گذشته کویت نفت ارزان مى داده و از درآمد آن زندگى را تأمین مى کرده اند؛ خواستند که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۷۰
آقاى [عطاءالله]مهاجرانى، [معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور] آمد. دربار ة دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت، جراید کشور، انتخابات و اختلافات جریانى مذاکره شد. آقایان [محسن]نوربخش، [محمدحسین]عادلى و [غلامرضا]آقازاده آمدند. دربارة تولید و فروش نفت بحث
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۷۰
صبح زود، بچه ها براى استقبال مادرشان به فرودگاه[مهرآباد] رفتند. ساعت شش به خانه آمدند. امروز تا عصر، عفت و فاطى مرتباً از لیبى صحبت مى کردند؛ از پذیرایى لیبیایى ها راضی اند. خانم قذافى، همه جا آنها را همراهى مى کرده و به خیلى از جاها برده اند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۷۰
بعد از نماز تا ساعت شش صبح کارها را انجام دادم. [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور آمد و براى بازسازى زابل و مشکلات شهردارى ها استمداد کرد. راجع به انتخابات آینده مذاکره شد؛ گفتم سعى کنند با شوراى نگهبان کنار بیایند و به مأموران تأکید نمایند که بى طرفى را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۷۰
از منزل یکسره به کاخ دادگسترى رفتم. سمینار مسئولان قضایى را که به مناسبت «هفته قوه قضاییه» برپا شده بود، با سخنرانی افتتاح کردم. به دفترم رفتم. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و دکتر [محمدحسین] عادلى، [رییس بانک مرکزی] آمدند و گزارش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۷۰
پس از نماز تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. خانواده هاى شهداى هفتم تیر آمدند؛ برایشان صحبت کردم. کارکنان دفتر آمدند. گزارش کار دادند و نیازها را مطرح کردند. دکتر [مصطفی] معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] و مدیران دانشگاه پیام نور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۷۰
[آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. براى سفر به فرانسه مشورت کرد و برنامه هاى کنفرانس آنجا را گفت؛ دربارة گاز، قیمت ها و امور جارى نفت صحبت شد. [آقای آدبایو آدرجی]، معاون دبیرکل سازمان ملل و رییس کمیسیون اقتصادی آفریقا در سازمان ملل آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۷۰
[امروز عید قربان، تعطیل بود]. در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه کتاب«آخرین سفر شاه» گذشت. پیش از ظهر عقد ازدواج یکى از پاسداران را بستم و هدیه اى دادم. از رهبری، تلفنى احوالپرسى کردم و علت عدم برگزارى نماز عید قربان را پرسیدم. گفتند معمولاً هر سال
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۷۰
شب به خاطر کولر و وضع بد بالش، ناراحت خوابیدم. معده ام ترش کرده بود. اول وقت با [آقای اسماعیل مفیدی]، استاندار [مازندران]، دربارة اوضاع استان ، وضع ادارات، ارزاق و مصالح ساختمانى و... صحبت کردم. بعد از صبحانه به فرودگاه شهر رفتیم و با هواپیماى بوئینگ 727
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۷۰
بعد از صبحانه، با هلی کوپترها به سوى منطقة اِشکَوَرات [واقع در شهرستان رودسر]، پرواز کردیم. در مسیر آقاى [علی اکبر]طاهایى، نماینده تنکابن توضیح مى داد. برفراز جنگل هاى انبوه و مزارع و سپس از عباس آباد در ساحل دریا، نقاط مخروبه یا در معرض تهدید پیشروى آب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. مهدى و یاسر هم با من بودند. با جمعى از وزیران، معاونان و نمایندگان به سوى نوشهر پرواز کردیم. ساعت هشت و نیم وارد فرودگاه نوشهر شدیم. بعد از استقبال رسمى و زیارت مقبره شهدا، به مجتمع آموزشى دریایى - کاخ سابق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۷۰
آقاى [گودرز] افتخار جهرمى، [رییس دفتر حقوقی بین المللی ریاست جمهوری] آمد. گزارش کار دادگاه لاهه را داد و روشن شدن جعلى بودن اسناد گلزار در مورد شهرک غرب را توضیح داد. وزیر صنایع سوئد آمد. قبلاً [آقای هادی نژادحسینیان]، وزیر صنایع سنگین، مذاکره را توضیح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۷۰
آقاى [علی محمد] بشارتى، [قایم مقام وزیر امورخارجه]، اطلاع داد که دیشب دکتر ولایتى در ساعت دو بامداد، با [ملک فهد] شاه عربستان ملاقات کرده است و پیام من را مبنى بر لزوم همکارى بیشتر با حجاج ایرانى، براى برگزارى مراسم برائت و انتخاب جاى مناسب داده و قرار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۷۰
ساعت نُه صبح براى افتتاح کنگره جهاد سازندگى به سالن وزنه بردارى ورزشگاه آزادى رفتیم؛ برایشان سخنرانى کردم و جوایزى دادم. [آقای سید مرتضی آوینی]،گویندة برنامه تلویزیونی «روایت فتح» مقاله خوبى خواند. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی گزارش داد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ خرداد ۱۳۷۰
ساعت ده صبح، اعضای هیأت هاى مؤتلفه اسلامى، به مناسبت سالگرد شهادت ضاربان [حسنعلی]منصور، [نخست وزیر شاه] آمدند. آقاى [اسدالله]بادامچیان صحبت کرد و من تشویق شان کردم و از تلاش هایشان قدردانى نمودم. در مذاکره خصوصى با آقایان [سعید]امانى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۷۰
آقاى [عبدالحسین] وهاجى، [وزیر بازرگانی] آمد. گزارش سفر به آمریکاى لاتین و وضع بازرگانى را داد. اجازه خواست براى تغییر وضع «مراکز تهیه و توزیع کالا»، به جاى انحلال که گفته ام، به شوراى عالى ادارى بیاورد. آقاى سید [محمدحسین] فضل الله از لبنان آمد. از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه گزارش ها و انجام کارها و خواندن کتاب «آخرین سفر شاه» گذشت. بچه ها هم بودند. دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه]، تلفنى اجازه خواست که به مکه برود؛ با اینکه هنوز تکلیف محل مراسم برائت در مکه مشخص نشده است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۷۰
دکتر[عباس] شیبانى، [نماینده تهران]، مطابق معمول بدون وقت قبلى آمد و براى امور درمان استمداد کرد. آقاى شیرازى، امام جمعه مشهد آمد. براى عمران روستایى در داراب و احداث کارخانه اى براى تعاونى حزب اللهى ها استمداد کرد. از حرکت هاى سیاسى و اقتصادى دولت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۷۰
ساعت نُه صبح، آقاى کورت والدهایم و همراهان آمدند. به او اطلاع دادم که آمریکا از طریق [سفیر سوییس]، حافظ منافع اش در ایران، اطلاع داده است که هیچ دولتى نماینده آمریکا نیست که دربارة گروگان ها صحبت کنند و لابد منظورش شما هستید؛ خیلى ناراحت شد و تقاضا کرد که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ خرداد ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارها و احوال پرسى تلفنى از رهبرى، در مورد طرح احتمالى در مجلس [درخصوص بنادر آزاد] ، براساس اظهارات ایشان، صحبت کردم. [آقای حسن حسن اف]، نخست وزیر آذربایجان شوروى آمد. از تأثیر سفر من به شوروى و ضرورت همکارى بیشتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۷۰
تا ساعت ده ونیم صبح کارهاى عقب مانده دیروز را انجام دادم. آقای کورت والدهایم به دفترم آمد. ابتدا مذاکرات خصوصى دربارة صلح خاورمیانه داشتیم. او معتقد است که [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا] و [جیمز] بیکر، [وزیر امور خارجه آمریکا]، مایل به حل موضوع و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۷۰
ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت ده صبح، [آقای آدام ساپی]، رییس مجلس تانزانیا آمد؛ درباره روابط دو جانبه و قارة آفریقا مذاکره شد. مردم ساده و سالمى هستند. مسلمان است و یک تاجر شیعه را هم همراه داشت. مجذوب مرقد امام شده بود. آقای [حامد] الغابد، دبیرکل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۷۰
صبح براى بازدید از پارک در حال احداثِ «طبیعت پردیسان» در غرب تهران رفتیم؛ حدود سیصد هکتار، در جنوب شهرک غرب واقع شده است؛ منطقه جالبى است و طرح مهم علمى دارد که قبل از انقلاب، متخصصان آمریکایى داده اند. با هزینه چهل میلیون تومان در حال احداث است. قسمت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ خرداد ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه کتاب «آخرین سفر شاه» گذشت. ظهر محسن و بستگان آمدند. عصر هم فاطى و بچه هایش و یاسر که از رفسنجان برگشته اند، آمدند. [آقای سید حسین مرعشی]، استاندار کرمان آمد و راجع به انتخابات مشورت کرد و گزارش استان را داد. آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۷۰
جمعى از اعضاى انجمن هاى اسلامى اصناف مشهد آمدند. شعرى خواندند. برایشان صحبت کردم. دکتر [هادی]منافى، [رییس سازمان محیط زیست] و معاونان آمدند. گزارش وضع محیط زیست را دادند و استمداد کردند. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی آمد. از وزیر امور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۷۰
در خانه بودم. وقت به مطالعه گزارش ها، پیاده روى در حیاط منزل و همچنین تدریس [دروس حوزوی]نحو و منطق به عفت گذشت. عفت براى شرکت در مراسم عزادارى [سالگرد ارتحال] امام به حسینیه جماران رفت. دیروز و امروز به طور مرتب، در کنار خانه، صداى دسته هاى عزادار را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۷۰
ساعت ده صبح با هلی کوپتر به مرقد امام رفتیم. عفت هم آمد. یاسر دیروز به رفسنجان رفته است. فاطى و بچه ها هم به رفسنجان و فائزه به شمال رفته اند. محسن هم به سوى شمال رفته بود که به خاطر شلوغى جاده برگشته است. در مرقد امام، آیت الله خامنه اى صحبت کردند و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. نمایندگان انجمن هاى اسلامى ادارات آمدند. صحبت کوتاهى برایشان نمودم. آقاى محجوب، مخترع ماشین قالی بافى از سبزوار آمد. توضیحات کافى دربارة اختراعش داد و نمونه هاى بافته شده را ارایه داد. براى پیاده کردن این صنعت مشورت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ خرداد ۱۳۷۰
دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی]، براى خداحافظى سفر حج و امور دانشگاه آزاد اسلامى آمد. [آقای جلیل بشارتی]، رییس دفتر مناطق محروم، براى کارها و گرفتن اعتبار جهت اجرای طرح هاى متعدد آمد. آقاى [احمد]جنتى، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی] آمد و براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۷۰
در مسیر دفتر، از محل جدید که براى دفتر رهبرى مى سازند، بازدید کردم. به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم. به استادیوم آزادى رفتیم و در اجتماع آزادگان سراسر کشور شرکت کردیم. احساسات پرشورى ابراز کردند و براى تلاش من که منجر به آزادى آنها شد، اظهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۷۰
در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه و پیاده روى در حیاط گذشت. همشیره ها فاطمه و طیبه و بستگان آمدند. عصر آقای حسین هاشمى نسب، از بهرمان نوق آمد و براى تأمین آب روستا استمداد کرد. راجع به خراب کردن دیوار خانه ما در نوق که والده آنجا ساکن اند صحبت شد؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۷۰
[آقای علی اکبر] ابوترابى، [نماینده ولی فقیه در امور آزادگان] و برادرش آمدند. برنامه سمینار آزادگان را گفتند؛ خواستند که در سمینارشان شرکت کنم و بگویم استادیوم آزادى را در اختیارشان بگذارند. آقاى اسحاق مدنى،[مشاور رییس جمهور در امور اهل سنت] آمد و گزارش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ خرداد ۱۳۷۰
دکتر [حسن]حبیبى آمد و خبر داد که در جمع مجمع روحانیون مبارز اختلاف افتاده است. آقاى [مهدی]کروبى و جمعى به سوى اعتدال و آقاى [سیدمحمد موسوی]خوئینى ها و جمعى دیگر به سوى افراط در مواضع میل کرده اند؛ از نتیجه جلسه دیشب، اظهار رضایت کرد. آقاى [علی]یونسى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ خرداد ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. متصدیان برگزارى مراسم سالگرد امام(ره) آمدند و گزارش کار دادند. آقاى [محمدعلی] انصارى صحبت متواضعانه اى در تایید دولت کرد. من هم صحبتی کردم؛ دوستانه و تشویق آمیز. [آقای ناکایاما]، وزیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت ده صبح، آقاى [عبدالله ]نصیرى، رییس خبرگزارى[جمهوری اسلامی= ایرنا] آمد. گزارشى از وضع آوارگان و استان هاى غربى کشور را داد و گفت براى جلب عواطف کُردها، کارهاى فرهنگى بهترى مى شد انجام داد. براى تامین وسایل نقلیه استمداد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۷۰
خانواده دکتر واعظى به منزل آمدند؛ عقد ازدواج پسرشان را بستم. [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد. همراه محسن و مهدى و محافظان، با هلی کوپتر از منظریه به خُجیر رفتیم و وضع منطقه را دیدیم. سپس در سالن، گزارشى از پیشرفت کار ساخت موشک نازعات ارائه کردند و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ خرداد ۱۳۷۰
جمعى از اعضای شوراى عالى مجمع [جهانی] اهل بیت(ع)، آقایان [احمد]جنتى، [محسن مجتهد] شبسترى، [محمدعلی] تسخیرى و [محمدباقر] حکیم آمدند و توضیحى از برنامه ها دادند. در مورد حمایت از شیعیان عراق و جلوگیرى از تخریب مراکز شیعه در عراق به دست بعثى ها،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۷۰
امروز تا ساعت یازده ونیم در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را به مناسبت سوم خرداد و سالگرد فتح خرمشهر، به مسایل جنگ و مخارج مربوط به جنگ در وضع فعلى اختصاص دادم. همچنین از تفرقه افکنی ها انتقاد کردم. خبر رسید که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقایان وانشین چلبی و اکرم زکی]، وزراى مشاور درا مور خارجه ترکیه و پاکستان، همراه دکتر ولایتى و سفیرانمان و همچنین مسئولان [سازمان]اکو آمدند؛ بعد از مذاکرات، تفاهم نامه جدید را در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۷۰
دیشب آخر وقت خبر رسید که راجیوگاندى ،[نخست وزیر سابق هند]، در اثر انفجار بمبى کشته شده و [منگیستو هایله]ماریام، رییس جمهور اتیوپى هم فرار کرده است. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [صبغت الله]مجدّدى، رییس دولت موقت[ائتلاف هفتگانه مجاهدین]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح، براى بررسى وضع عمومى منطقه به پارک جمشیدیه رفتیم؛ از زمانى که امام به جماران آمدند، حفاظت این پارک را ممنوع الورود کرد و اخیراً شهردارى مى خواهد آن را تعمیر کنند و در اختیار مردم بگذارد. سپاه حفاظت مخالف است و جوسازى مى کنند. با هلی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم و کارهاى مانده از دیروز را انجام دادم. دکتر [عباس] شیبانى، [نماینده تهران] آمد و براى بیمارستان ها کمک خواست. انصارى نماینده آبادان آمد. براى اروندکنار کمک خواست و علیه آقاى رشیدیان نماینده دیگر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۰
اعضاى اتاق بازرگانى و صنایع و معادن آمدند. آنها از سیاست هاى دولت تشکر کردند و قول پشتیبانى و اطاعت دادند و از فشارى که مجلس علیه آنها دارد، اظهار نگرانى کردند. برایشان صحبت کردم و خواستم که براى تجارت خارجى و کنترل اصناف و کسبه فعال تر باشند. آقاى [محمد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. آقاى سید ساجد نقوى رهبر شیعیان پاکستان آمد. مقدارى از اوضاع پاکستان و شیعه و مسأله لایحه شریعت گفت و براى تشکیلات سیاسى و فرهنگى شیعه در پاکستان استمداد کرد. آقاى [عبدالحسین] وهاجى، [وزیر بازرگانی] آمد. عازم سفر به آمریکاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۰
در خانه بودم. وقتم با استراحت و مطالعه و ملاقات سپری شد. محسن آمد و گزارشى از سفر به پاکستان همراه وزیر نفت داد. پاکستانى ها را خیلى دوست و تحت تأثیر انقلاب و علاقه مند به توسعه روابط با ایران دیده است. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی] آمد و گزارش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح، همراه مهدى به مرکز تحقیقات مخابرات رفتیم. بازدیدمان تا ظهر طول کشید. ابتدا توجیه کلى نمودند. از پروژه هاى تحقیقاتى متعددى بازدید کردیم. سپس نمایشگاه مصنوعات مربوطه را دیدیم که جالب بود. بعد از مصاحبه، صحبت کوتاهى براى کارکنان کردم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۷۰
در مسیر منزل، در بیمارستان از رهبرى عیادت کردم. رو به راه هستند و قرار است فردا به منزل منتقل شوند. از بروز نفخ پس از غذا خوردن رنج مى برند. به دفترم رفتم. مدیران دانشگاه آزاد اسلامى آمدند. گزارش دادند و نیازها را گفتند؛ صحبت تشویق آمیز نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۷۰
صبح در مسیر، سرى به بیمارستان قلب زدم. آیت الله خامنه اى روى تخت با کم اشتهایى، مشغول صرف صبحانه بودند: خاویار و پنیر. علایم بهبودى ظاهر بود. به دفترم رفتم. وزراى راه و صنایع سنگین آمدند. اختلاف نظر درخصوص کیفیت توزیع کامیون ها داشتند که پس از مذاکره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۰
در راه دفتر از آیت الله خامنه اى احوالپرسى کردم، حال شان رو به بهبودى است. ساعت نُه صبح دکتر [عباس] شیبانى آمد و مطابق معمول چند تذکر درباره گرانى و... داد. آقاى اربابى فر نماینده مجلس آمد. از نیازهاى سیستانى هاى مهاجر به گنبد گفت و کمک گرفت و از رادیکال
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۷۰
در راه دفترم، براى عیادت آیت الله خامنه اى به بیمارستان قلب رفتم. هوشیار بودند، ولى معمولاً در خواب. لحظه اى بیدار شدند، احوالپرسى کردم. گفتند گاه به گاه درد شدید عارض مى شود که دکترها مى گویند طبیعى است. به دفترم رفتم. دکتر مجید عباسپور آمد. گزارش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت شش ونیم صبح عفت به بیمارستان رفت. از یاسر احوالپرسى کرد و برگشت. گفت وضعش بهتر است. دکتر [ایرج] فاضل، ساعت هفت آمد و گفت حال یاسر خوب است و خداوند رحم کرده که جراحت در نقطه حساس نزدیک به جراحت فعلى وارد نشده است. او خبر داد که قرار است امشب بعد از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۷۰
دیشب فاطى و فائزه و مهدى رسیده بودند. محسن و بچه ها هم صبح آمدند. همراه جمعى از اعضاى خانواده، سوار قایق شدیم و گشتى در اطراف دریاچه سد زدیم. رانندگى با یاسر بود. یاسر و مهدى خواستند براى انداختن یکدیگر در آب زورآزمایى کنند. یاسر رانندگى را به محسن سپرد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۰
آقاى [محمدباقر] مُهرى آمد. براى مراجعت حزب اللهى های کویت و خودش به کویت استمداد کرد. دولت کویت هنوز اجازه مراجعت به آنها نداده است. مبلغ چهل میلیون تومان براى کمک به نیازمندان مهاجر ایرانى از کویت دادم. از منبع پرداخت دولت کویت است. آقایان [محسن]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۷۰
آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى امور جارى آمد. آقاى یثربى، امام جمعه کاشان آمد. اصرار داشت که به کاشان بروم. از سیاست هاى دولت ستایش کرد. شوراى عالى ادارى جلسه داشت. دربارة صدور گذرنامه و گواهینامه رانندگى، با حذف مقررات زاید که در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. سفیرمان در بحرین آمد و اوضاع آنجا را گفت. وزیر امور خارجه آلمان آمد و از طرف صدراعظم، مرا به آلمان دعوت کرد. از مواضع جمهوری اسلامی قدردانی نمود و از اشتباه اروپا در حمایت از صدام در گذشته گفت و از ضررهاى ناشى از صدام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۷۰
[آقای علی عزت بگوویچ]، رییس جمهور بوسنى و هرزگوین آمد. به خاطر مبارزات اسلامى و طرفدارى از انقلاب اسلامى ایران، دو بار به زندان رفته و اخیراً به خاطر شرایط جدید با آرای مسلمانان آنجا انتخاب شده است. 40 درصد مردم بوسنی مسلمانند. از احتمال برخورد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رفتم و تا ساعت نُه صبح کار کردم. به دانشگاه تهران رفتم؛ در سمینار سالگرد شهادت آیت الله مطهرى سخنرانى کردم و به سئوالات دانشجویان پاسخ دادم. تا ظهر بقیه گزارش هاى روزهاى سفر را خواندم. عصر آقاى [مصطفی] پورمحمدى از وزارت اطلاعات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۷۰
امروز ساعت رسمى کشور، یک ساعت به جلو کشیده شده است. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم که مطابق ساعت شش و نیم روزهاى معمولى است؛ به نظر مى رسد، جامعه از این تغییر راضى است. مقدارى از کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقای رولان دوما]، وزیر امور خارجه فرانسه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اردیبهشت ۱۳۷۰
در خانه بودم. مقدارى از کارهاى عقب مانده دوران سفر را آوردند. انجام دادم. مقدارى هم براى رفع خستگى سفر، استراحت نمودم. عصر محسن آمد. راجع به مشکلات اجرایى ساصد [= سازمان صنایع دفاع] گفت. همسر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. پیغامى را دربارة نحوة اداره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۷۰
امروز صبح، آقاى اوزال با نوعى خودنمایى، با افتخار روزنامه هاى صبح ترکیه را ارایه داد که به تلخی به انگلیسى ها حمله کرده بودند. گفت در جریان توزیع کمک ها، افسران انگلیسى، یکى از مدیران ترکیه را کتک زده اند و او دستور داده است که انگلیسى ها را بیرون کنند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت نُه صبح آقاى اوزال آمد، با هم به فرودگاه رفتیم و در راه، راجع به مشکلات مسجد و مدرسه ایرانى ها صحبت کردیم؛ قرار شد حل کنند. همچنین راجع به برنامه هاى سدسازى و نیروگاه ها و... توضیحاتى دادند. به خاطر خرابى هوا، نتوانستیم در شهر ازمیت، [مرکز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۷۰
تا ساعت نُه صبح گزارش ها را مطالعه کردم. [آقای ایلدیریم آک بولوت]، نخست وزیر آمد، مذاکره کردیم. به دفتر کار اوزال رفتیم. با حضور همراهان، جلسه مذاکره علنى و رسمى برقرار شد. درباره کلیات همکارى هاى دو جانبه و منطقه اى مذاکره شد. سپس جلسه غیر علنى و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اردیبهشت ۱۳۷۰
تا ساعت نُه ونیم صبح در مقر، مشغول کارهاى شخصى و خواندن گزارش ها بودم. به مسجد جامع اموى رفتیم. از سوق الحمید[= بازار حمیدیه] گذشتیم. دو طرف مسیر در بازار، مردم اجتماع کرده بودند و ایرانى ها هم خیلى در میان آنها بودند که شعار مى دادند و دیگران کف مى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اردیبهشت ۱۳۷۰
بعد از نماز دیگر نخوابیدیم. بعد از خواندن گزارش ها و صرف صبحانه، ساعت نُه و نیم صبح براى زیارت حرم حضرت زینب(س) رفتیم. جمعى از ایرانى ها و عرب ها و افغان ها اطراف حرم جمع بودند و ابراز احساسات مى کردند. [آقای فاروق الشرع]، وزیر امور خارجه[سوریه]، به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح، همراه خانواده به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. عازم سفر به سوریه هستیم. مصاحبه کوتاهى در توضیح اهداف سفر نمودم. مراسم بدرقه رسمى بود. عفت، فاطى، فائزه، سعید [لاهوتی]، فرشته و نوه ها، همراه مان بودند. یاسر، مهدى، اعظم و محسن نیامدند. آقایان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۷۰
در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. حاجیه والده و همشیره ها، فاطمه و طاهره آمدند؛ عازم سوریه اند. گفتم همراه ما بیایند؛ جواب دادند که با جمعی از مردم نوق با هم اند و نمی خواهند جدا شوند و بهتر است همة هزینه سفر زیارتی با خودمان باشد. عصر هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اردیبهشت ۱۳۷۰
[آقای سید محمد خاتمی]، وزیر [فرهنگ و] ارشاد [اسلامی] و مدیران و نمایندگى هاى فرهنگی خارج از کشور آمدند.گزارش دادند و من هم برایشان صحبت کردم. گفتند اخیراً میدان کار در خارج براى آنها باز شده است. بعداً آقاى سراج [الدین موسوی] آمد و براى ساخت مدرسه در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اردیبهشت ۱۳۷۰
اعضای هیأت مدیره و مدیران واحدهاى ساصد [= سازمان صنایع دفاع] آمدند. گزارش عملکرد دادند. به خاطر کم خریدن نیروهای مسلح و معطل ماندن ظرفیت تولید، ضرر مى دهند؛ قرار شد خطوط تولید را دو منظوره کنند. آقاى [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح ، جمعى از مسئولان جامعه اسلامى دانشجویان آمدند. هدف و مشى خود را گفتند و براى فعالیت هایشان استمداد کردند. از انحصارطلبى دفتر تحکیم وحدت و حمایت آنها از سوى وزارت علوم گله داشتند. براى آنها صحبت کردم و قول بررسی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای محمد علی نجفی]، وزیر آموزش و پرورش و مدیران آمدند. گزارش کار دادند. من هم صحبت کردم؛ تحسین کردم و از طرح استیضاح در مجلس اظهار تأسف نمودم . عقد ازدواج یکى از رزمندگان کرمانى را بستم. آقایان [علی اکبر] ناطق نورى و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اردیبهشت ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد وگزارش کار داد؛ در مورد تعهداتى که در بخش راه، در سفر شیراز نموده بودم، تذکر دادم. آقاى [سید حسین] موسوى تبریزى آمد و براى تعویض استاندار آذربایجان شرقى استمداد کرد. [آقای کنت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۷۰
حمام گرفتم و گزارش ها را دیدم. آوارگان عراق و احتمال محاکمه صدام، در رأس گزارش ها است. به مقبره شهید دستغیب و سعدى و حافظ رفتیم. صبحانه را در حافظیه خوردیم. از آنجا به دانشگاه شیراز رفتیم. رؤساى دانشکده ها گزارش کار دادند و نیازها را گفتند. قول کمک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۷۰
ساعت شش و نیم صبح به پادگان رفتیم و با هلی کوپتر به سوى روستاهاى زلزله زده داراب پرواز کردیم. همه جا در مسیر از روى جلگه های سرسبز و معمور عبور کردیم. در بخش رستاق منطقه فورگ فرود آمدیم. اهالى روستاها جمع بودند و استقبال گرمى کردند؛ خواسته ها مطرح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۷۰
ساعت هفت صبح به پادگان ارتش رفتیم و در مراسم صبحگاه نیروهاى مسلح شرکت کردم و به مناسبت روز ارتش صحبت کوتاهى نمودم. بخشى از رژه را دیدیم. از آنجا برای افتتاح مرکز جدیدالتأسیس صداوسیما، در یکى از ارتفاعات باصفاى شهر رفتیم. بزرگترین استودیو تولید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۷۰
تحول در مسایل عراق، عمدتاً در پیشنهاد جامعه اروپا به سازمان ملل، براى محاکمه صدام و عدم مخالفت آمریکا، و نیز در ورود نیروهاى آمریکا به شمال عراق براى ایجاد منطقه امن براى آوارگان در شمال مدار 36 درجه، پیش آمده است. جرج بوش رییس جمهور آمریکا، به رفع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۷۰
دیشب نزدیک ساعت دوازده شب، با زنگ دفتر رهبرى بیدار شدیم. آقاى محمدى گلپایگانى اطلاع داد که درد معده آیت الله خامنه اى شدت یافته و دکترها توصیه به عمل جراحى کرده اند، ولى فعلاً با استفاده از مُسکّن خوابیده اند و فردا نمى توانند به نماز عید بروند و در مراسم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۷۰
آقایان [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، اخوى محمد، [رییس سازمان صداوسیما]، [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، [عطاءالله] مهاجرانى، [معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور] و [محمد علی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] آمدند. راجع به نحوة تبلیغات دولت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۷۰
آقاى [جمال]کریمى راد، دادستان دادگاه هاى انتظامى قُضات آمد. گزارشى از وضع قضات داد و از مشکل تصفیه قضات ناصالح به خاطر منع قانونى شکایت داشت و استمداد کرد. رضا هاشمیان را در جریان تعزیر شلاق در کرمان مظلوم مى داند و پرونده را تحت پیگرد دارند. دکتر [ایرج]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها مسأله آوارگان عراق و تأمین منطقه امن در خاک عراق براى آنها، در صدر است. [آقای عبدالرحمن محمد سعید]، سفیر جدید سودان و نیز [آقای نورالدین الحمدانی]، سفیر جدید تونس، براى تقدیم استوارنامه آمدند. با هر دو گرم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۷۰
ساعت ده و نیم صبح براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. شرکت مردم در مراسم راهپیمایى روز جهانى قدس، خیلى وسیع و چشمگیر بود. خبرنگاران مى گویند، در تهران جمعیت میلیونی شرکت کرده اند. خطبه اى در مورد فلسطین و دیگرى را براى بحران خلیج فارس و عراق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۷۰
بعد از نماز صبح، از وزارت اطلاعات اطلاع دادند، طبق خبرى که از یکى از سفارتخانه هاى عربى به دست آمده، بناست در بیست و چهار ساعت آینده، پیامى از طرف آمریکا به صدام، مبنى برکناره گیرى و واگذارى کار به سعدون حمادى [نخست وزیر] ارسال شود. مصاحبه اى با روزنامه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای سید هاشم رسولی محلاتی، رییس و] اعضای شوراى مرکزى بنیاد مسکن انقلاب اسلامی آمدند. گزارش کار و نیازها را دادند. براى ساخت انبوه 25 هزار واحد مسکونى در سال، استمداد تنخواه گردان کردند. قرار شد کمک کنم؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۷۰
[آقای جلیل بشارتی]، مدیر دفتر مناطق محروم [ریاست جمهوری] آمد. نیازهاى مناطق را گفت. [آقای دکتر رضا امراللهی]، رییس سازمان انرژى هسته اى آمد؛ حرف قابل توجهى نداشت. مجمع عمومی شرکت ملی نفت، براى بررسى بودجه سال 1370 و عملکرد سال هاى گذشته جلسه داشت. عصر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۷۰
زنگ ساعت را تنظیم نکرده بودم؛ اذان صبح بیدار شدیم. نتوانستیم سحرى بخوریم. بدون سحری روزه شدیم. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [وحیداحمدی]، نماینده [کنگاور، صحنه و] هرسین آمد و براى چند مسجد کمک گرفت و از استاندار [کرمانشاه] شکایت داشت. آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. به رییس دفترم گفتم بیانیه اى در مورد کمک به آورگان عراقى در ایران صادر شود. تعداد آوارگان تا امشب به حدود 650 هزار نفر رسیده است. ظهر، محسن آمد و از مشکلات ساصد [= سازمان صنایع دفاع] و محدودیت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۷۰
آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، [محمد حسین] عادلى، [رییس بانک مرکزی] و [مسعود روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]، براى توجیه و ترغیب من به اجرای سیاست هاى تعدیل اقتصادى و تطبیق قیمت ها با ارز رقابتى آمدند؛ شرایطى برایشان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۷۰
در منزل بودم. به خاطر احیاء دیشب، تا ساعت ده صبح خوابیده بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. افطار تنها بودم. یاسر از عربستان رسید. شرحى از سفرش داد. شناخته شده بوده و با فهد شاه عربستان ملاقات داشته است. [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور از زیادى آوارگان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۷۰
ساعت هشت و ربع به دفترم رسیدم. انبوه آوارگان که از عراق به سوى ایران مى آیند، مشکل ایجاد کرده است. آقاى [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] آمد. راجع به انتخابات، قیمت ها، تولید فلزات، معادن و مسایل عراق مذاکره شد. آقاى [سیدهادی] مدرسى، [رهبر حزب عمل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۷۰
تنهایى سحری خوردم. سفیرمان از کویت تلفنى گفت حدود 15 هزار عراقى به منطقه تحت اشغال آمریکایى ها پناه برده اند که سیصد نفر از آنها ایرانى هستند و عمدتاً از خانواده هاى خویى، ایروانى و... که مى خواهند به ایران بیایند؛ گفتم ترتیب انتقال شان داده شود. دکتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به خواندن پرونده ام در ساواک گذشت. محسن، [رییس دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور] آمد و راجع به کشتى سازى خلیج فارس، گزارش شفاهى داد؛ شرکت کره اى به وظیفه خود عمل نکرده و اکنون نگران محکومیت در دادگاه ایران است و مى ترسد که براى کار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۷۰
سحرى خوردم. عفت براى تهیه سحرى بیدار شده بود. یاسر برای عُمره در عربستان است. تا ساعت هشت صبح خوابیدم. با عفت و فاطى، وقت زیادى صرف خواندن پرونده هایم کردم که توسط ساواک [= سازمان اطلاعات و امنیت کشور] رژیم سابق، در جریان تعقیب ها و بازداشت ها و محاکمات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۷۰
محسن و مهدى از سفر کویت برگشته اند. مهدى هنگام سحرى خوردن، شرح سفر و وضع کویت [بعد از حمله عراق] را گفت. خرابى داخل شهر زیاد نیست، ولى اصل خرابى ها درصنایع نفت است؛ معتقد است کویتى ها طالب همکارى ما هستند. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. براى انجام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، خبر دست به دست شدن شهر کرکوک بین ارتش عراق و گروه های کُرد معارض است. دکتر [سیدمحمدرضا] هاشمى گلپایگانی، [دبیر شورای عالی اقلاب فرهنگی]، براى دستور جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمد. آقایان سید عبدالصاحب،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۷۰
سحر که بیدار شدم، معلوم شد یاسر بعد از نیمه شب از اهواز رسیده است. ضمن سحرى خوردن توضیح داد که به خواست آقاى [سیدمحمدباقر] حکیم، [رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق]، به خرمشهر، قرارگاه عملیاتى بدرى ها رفته است. گزارش خوبى از وضع افراد و پرسنل عراقى و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۷۰
تنهایى سحرى خوردم. یاسر به اهواز و محسن و مهدى، به همراه تیم وزارت نفت، برای بررسی وضعیت صنعت و چاه های نفت کویت، که در حال سوختن بود و فرایند کمک رسانی و بازسازی و همچنین نحوه خاموش کردن چاه ها، به کویت رفته اند. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۷۰
در گزارش ها، درگیرى هاى عراق در صدر است و پایانى برایش به چشم نمى خورد. آقاى [شیخ محسن] اراکى، امام جمعه دزفول و نماینده رهبرى در سپاه بدر عراق آمد و نیازهاى مجاهدان عراقى و دزفول را گفت و کمک گرفت. آقاى [هادی] نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگین] آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۷۰
دیشب هم تا صبح باران بارید. ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. دکتر[رضا] ملک زاده [وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی] آمد. راجع به مسایل بهداشت و درمان و دانشگاه هاى پزشکى و دارو مطالبى داشت و از من نظر خواست. به نظر مى رسد از وزرای سابق تحرک بیشترى دارد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. از دیشب تا امروز عصر، یکسره باران مى بارید. تا ظهر چند ملاقات تشریفاتى داشتم؛ بدون وقت قبلى براى تبریک عید آمده بودند. دکتر [محمد علی] نجفى، دکتر [محمد حسین] عادلى، مهندس [حمید] میرزاده، مهندس [منصور] رضوى، مهندس [محمد]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۷۰
صبح امروز با صداى باران بیدار شدم؛ در حالى که داشتم خواب مى دیدم، با شهید [محمدجواد] باهنر در نقطه مرتفعى مشغول صحبت بودیم. سیل اطراف منطقه را فراگرفته بود و آب بالا مى آمد و نزدیک بود راه مان بند بیاید که تصمیم گرفتیم محل را ترک کنیم؛ جایى شبیه منزل مان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۷۰
در خانه بودم. براى ایام تعطیلى عید، از کارهاى عقب مانده آخر سال گذشته و گزارش هاى سالانه دستگاه هاى اجرایى، به اندازه کافى به خانه آورده ام که اوقات خالى را پر مى کند. به خاطر سفر چهار روزه تعدادی از گزارش ها را نخوانده ام . خبر رسید که مجدداً در سیستان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۷۰
در خانه بودم. آقاى [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] و جمعى از مأموران وزارت اطلاعات که اخیراً از داخل عراق آمده اند، گزارش وضع این کشور را دادند. آنها از شهرهاى کوت، کربلا، بغداد، سلیمانیه، اربیل و دربندی خان بازدید کرده و مدعى بودند هشتاد درصد عراقى ها،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۷۰
ساعت سه و نیم بامداد براى صرف سحرى بیدار شدم. از ساعت چهار صبح، ویژه برنامة تلویزیون براى مراسم تحویل سال نو را دیدم و تا ساعت هفت و نیم که پیام هاى نوروزى پخش شد، بیدار بودم. پیش از تحویل سال، آیت الله خامنه اى تلفن کردند و ضمن تبریک سال نو، خبر دادند که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اسفند ۱۳۶۹
امروز در منزل بودم. بعد از نماز صبح، تا ساعت ده خوابیدم. وقت به استراحت و پیاده روى در حیاط منزل و خواندن گزارش ها گذشت. آقاى [محسن]رضایى، تلفنى گزارش وضع داخل عراق را داد؛ تحول مهمى ندارد و درگیرى ها ادامه دارد. رییس پارلمان عراق، رسماً ایران را متهم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اسفند ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. مطالب پیام نوروزى را تهیه کردم. ساعت نُه ونیم صبح، پیام نوروزى [برای پخش از صدا و سیما هنگام حلول سال نو]، ضبط شد. آقاى [جلیل]بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم آمد. گزارش عملکرد داد و براى امور سال 70 مشورت کرد. از مجله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اسفند ۱۳۶۹
امروز اول ماه مبارک رمضان است. ساعت سه و نیم بامداد، براى سحرى خوردن با زنگ ساعت برخاستیم. سکینه خانم، سحرى آماده کرده بود. مهدى و یاسر و فرشته، همه بیدار شدند. سحرى خوردیم. عفت هم با اینکه سحرى نمى خورد، بیدار شد؛ کسالت دارد. بعد از نماز صبح تا ساعت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۶۹
آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران]، اطلاع داد که نیروهاى آمریکایى در عراق، زبیر را گرفته اند و به بصره رسیده اند و نیروهاى عراقى را خلع سلاح مى کنند. صبح به دفترم رفتم. مقدارى از کارهاى عقب مانده را انجام دادم. ساعت نُه ونیم، جمعى از روحانیون
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۶۹
نزدیک ساعت شش صبح بیدار شدم. بعد از نماز، اخبار را گرفتم. قیام مردم در عراق رو به توسعه است و نیروهاى آمریکایى، امروز در عراق تحرک داشته اند؛ ظاهراً براى ترساندن صدام از فشار بیشتر بر مردم است. صدام خیلى بی رحمانه با مردم برخورد مى کند. حدود یک ساعت،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۹
نزدیک ساعت شش صبح بیدار شدم. بعد از نماز و استماع اخبار و نوشتن خاطرات دو روز، صبحانه را در اتاقم خوردم. در هتل آبادان مستقر هستیم؛ بد نیست. براى بازدید از روستاهاى در حال بازسازى آبادان، در شرق و غرب بهمن شیر و اروندکنار رفتیم. در شرق، بازسازى روستاها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۹
ساعت شش ونیم، بعد از نماز صبح، به سوى مهران حرکت کردیم. از شهرک صالح آباد گذشتیم. مردم هنوز به خیابان نیامده بودند. در قبرستان شهدا، فاتحه خواندیم. با چند کودک که به مدرسه مى رفتند، احوال پرسى کردم. اطراف دره ها، نیروهاى لشکر 16 قزوین مستقر است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۹
دیشب باران آمده و امروز نیز بارش ادامه دارد. ساعت هفت صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدم. بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان، محافظان، خبرنگاران و نمایندگان مجلس، براى بازدید از جریان بازسازى شهرهاى مخروبه به سوى باختران[= کرمانشاه]، پرواز کردیم. در فرودگاه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۹
[آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی، با جمعى از مسئولان آموزش جهاد آمدند و گزارش کارهای تحقیقاتى و آموزشى را دادند. لوح تقدیر به آنها دادم و برایشان صحبت کردم. آقاى مختارکلانترى، [فرمانده کمیته های انقلاب اسلامی] آمد. از حرف هاى آقاى [عبدالله]نورى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۹
نظامى ها خبر دادند که از شنود، خبر گرفته اند، چند نفر از سران بعث عراق کشته شده اند. آقاى دکتر [محمدکریم]شهرزاد، نماینده اصفهان آمد. گزارش سفر به اردن در جمع هیأت بین المجالس را داد و از وضع هیأت انتقاد داشت. دربارة بالا بودن احساسات اسلامى و انقلابى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۹
دیشب هم باران خوبى باریده است. ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح [آقای عبدالله نوری]، وزیرکشور آمد. دربارة ادغام نیروهاى انتظامى، انتخابات و استانداران جدید و همچنین مسایل عراق صحبت شد. او در مورد صحت گزارش هاى سپاه از داخل عراق، اظهار تردید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. باران خفیفى در شهر و برف خفیفى در شمیران مى بارید. [آقای حسین کمالی]، وزیرکار و اموراجتماعی، به اتفاق معاونان آمدند. گزارش وضع تعاونى هاى تولیدى، خدماتى،آموزش فنی و حرفه اى و همچنین بنیاد امور مهاجرین[جنگ تحمیلی] را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۹
ساعت ده ونیم صبح، براى اقامه جمعه، به دانشگاه تهران رفتم. خطبه دوم، دربارة مسایل منطقه و عراق و کویت و اهمیت منطقه و قیام مردم عراق بود که یک جمله آن، مورد توجه محافل سیاسى جهان قرار گرفته است . اینکه از بعث عراق خواستم که مردم را با سرکوب جواب ندهد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. کارهاى عقب مانده زیاد بود که تا ساعت نُه تمام شد. خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم. دکتر [مجید]عباسپور، [مشاور فنی رییس جمهور] همراه با مدیران پدافند ش . م . ر [= شیمیایی، میکروبی و رادیو اکتیو]آمدند و گزارش پیشرفت کار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۹
در گزارش ها، مسأله قیام مردم عراق در رأس است. دولت هاى غربى بى تفاوت برخورد مى کنند، ولى در رسانه ها، اظهار نگرانى از ایجاد حکومت اسلامى به سبک ایران در عراق دامن زده مى شود و ایران را با حدس و گمان، پشت جریان معرفى مى کنند. ساعت هفت و نیم صبح، براى شرکت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح، براى معرفى آقاى دکتر [رضا]ملک زاده، وزیر بهداشت، به مجلس رفتم. صحبت کوتاهى کردم و بیرون آمدم. مراجعه نمایندگان براى کارها زیاد بود و جز یک مخالف، کسى در مخالفت صحبت نکرد و رأى اعتماد خوبى آورد. مجلسی ها، از استیضاح شان خیرى ندیدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۹
دکتر [رضا]ملک زاده، [سرپرست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]آمد. دربارة مطالبى که فردا مى خواهد در مجلس بگوید، مشورت کرد و برنامه خود را گفت. آقاى [ابوالفضل]توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف]آمد. از کم توجهى به مشاوران گله داشت و خواستار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۹
دیشب، قطعنامه جدیدى در شوراى امنیت سازمان ملل تصویب شده که کار عراق را مشکل تر کرده است. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. در اثر تراکم خودروها در مسیر معطل شدیم؛ معمولاً نیم ساعت بین خانه و دفتر طى مى شود و امروز سه ربع ساعت کشید. آقاى [محسن]رضایى اطلاع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۹
امروز، نیمه شعبان، تعطیل است . در خانه بودم. وقت به مطالعه و استراحت و قدم زدن در حیاط خانه گذشت. آیت الله خامنه اى، در سخنان امروز خودشان، به شدت به آمریکا و صدام حمله کرده اند. در تبلیغات غربى ها، خبرهاى گوناگون از شورش در بصره خبر مى دهند. شب،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۹
در منزل بودم. وقت به مطالعه و استراحت و پیاده روى در حیاط منزل گذشت. اول شب آقای تورگوت اوزال از ترکیه تلفن کرد و دربارة آینده عراق و شخص صدام، نظر ما را خواست؛ نظر صریحى ندادم و سئوال را به خودش برگرداندم. گفت، آمریکایی ها صدام را تحمل نمى کنند و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. مسایل جهانى از جنگ، به سوى آینده منطقه مى رود و ذلت و خفت عراق مشهود است. آقاى [عباس]شیبانى، [نماینده تهران]آمد. براى بیمارستان ها استمداد کرد و گفت وضع دکتر [رضا]ملک زاده در مجلس بد نیست. عقد ازدواج یکى از آزادگان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۹
در گزارش ها شکست و رسوایى عراق و بهانه جویى آمریکایی ها براى ادامه جنگ و تصرف جنوب عراق، با وجود اینکه ارتش عراق از کویت بیرون رفته است، جلب نظر مى کند. آقاى دکتر حبیبى[معاون اول رییس جمهور] براى امور جارى آمد. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۹
خبر اعلان عقب نشینى عراق از کویت، همه را بهت زده کرده است. تصور نمى شد به این آسانى و زودى از پاى درآید. فکر مى شد نقطه ضعف چند ملیتى ها در جنگ زمینى باشد که برعکس درآمد. بدتر اینکه متحدین، اعلان عراق را نپذیرفتند. اول گفتند که شخص صدام بگوید و پس از آنکه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۹
اخبار ضدو نقیض از جنگ زمینى عراق و متحدین مى رسد. عراق مدعى دفع حملات و آنها مدعى پیشروى اند. ساعت نُه صبح، [آقای یحیی محمدزاده]، استاندار ایلام آمد. نیازهاى استان را گفت و استمداد کرد. آقایان [علی اکبر]ناطق نوری و [محمدرضا] باهنر آمدند و راجع به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۹
ساعت شش صبح با زنگ آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک بیدار شدم. خبر داد که حمله زمینى متحدین به عراق آغاز شده ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها نیروهاى متحدین خبر شکستن خطوط دفاعى عراق را دادند. [آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۹
نزدیک ساعت نُه صبح به دفترم رسیدم. به خاطر برف در راه معطل شدم. مدیران صداوسیما آمدند. اخوى محمد، [رییس سازمان صدا وسیما]،گزارش داد و من برایشان مفصل صحبت نمودم . [آقای یتنگ فوچگ]، معاون وزارت امورخارجه چین آمد. پیام [آقای شان کان]، رییس جمهور چین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۹
از دیشب تا امروز عصر، بارش برف داشتیم. در اخبار صبح، خبر پذیرش طرح شوروى از سوى عراق در صدر اخبار است و خبر مهمى است. عراق بدون قید و شرط از کویت بیرون مى رود. [میخائیل]گورباچف، [رهبر شوروی] با [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا]، سى وپنج دقیقه در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۹
از دیشب تا امروز عصر، باران خفیفى مى بارید. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها، خبر از نزدیک شدن جنگ زمینى مى دهد. دکتر [عباس]شیبانى، [نماینده تهران]آمد؛ حرف مهمى نداشت. آقاى مرشد زاده، سفیر ایران در مالزى آمد. از پیشرفت روابط راضى است و از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۹
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. پیامى از طرف [آقای هلموت کُهل]، رییس جمهور آلمان رسید که به عراقى ها اطلاع دهیم اگر خروج از کویت را صریحاً و بى شرط نپذیرند، به زودى حمله زمینى آغاز مى شود. به دنبال آن از طرف [آقای فرانسوا میتران]، رییس جمهور فرانسه هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۹
صبح زود همراه محسن و یاسر، براى بازدید از صنایع نظامى رفتیم. [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد و از منزل، در ماشین من سوار شد که در راه توضیح بدهد. از جاده اتوبان اختصاصى که وزارت دفاع، بین صنایع نظامى پاسداران و پارچین در حال احداث دارد، عبور کردیم؛ جادة
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۹
نزدیک نُه صبح به دفترم رسیدم. [آقای مصطفی مرسلی]، نماینده ابهرآمد و تقاضایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داد. آقای [علی]آقامحمدى، نماینده همدان [و عضو کمیته بررسی مسایل عراق]آمد. دربارة سیاست برخورد با معارضین عراقى بحث شد. تصمیماتى در جهت حفظ و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، تصریح نماینده عراق به اینکه منظور از بیانیه، خروج بدون شرط از کویت است، مورد توجه قرار گرفته و عقب نشینى از مواضع قبلى با ضعف تلقی شده است . ساعت نُه صبح، هنرمندان تئاتر آمدند و گزارش کار دادند. برایشان صحبت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۹
مسأله تغییر موضع عراق در ارتباط با خروج از کویت، همه مسایل دیگر را تحت الشعاع گرفته است. دیروز عصر، ساعت چهار بعداز ظهر، تلویزیون با قطع برنامة نمایش فیلم، این خبر را به عنوان «خبر مهم» پخش کرد. ساعت سه و نیم، اعلامیه شوراى فرماندهى عراق منتشر شده و گفته
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۰
اول صبح در مجلس، تعدادى از آيات سوره آل عمران، در رابطه با جنگ احد را مطالعه كردم كه خيلى شبيه شهداى پريشب بودند، آقاى بهشتى، حمزه و ديگران [سپاه اسلام]؛ جلسه هيأت ریيسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۰
در جلسه طولانى مشورتى، كيفيت اعلان فاجعه، پيام ها و اقدامات فورى را مورد مشورت قرار داديم و تصميم هايى گرفتيم. گزارش ها نشان مىداد كه بيش از شصت نفر شهيد و بيش از بيست مجروح داريم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۹
در اخبار مسالة مهمى نبود. مقدارى در ساحل دریا پیاده روى نمودم. صبحانه را همان جا خوردم و مجدداً پیاده روى کردم. فاطى از من و فرزندش على فیلم گرفت. به مار کوچکى در ساحل برخوردیم. مدیران [سازمان عمران]کیش آمدند. با آنها راجع به برنامه و سیاست هاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۹
در اخبار و گزارش ها، انهدام یک پناهگاه در بغداد و آسیب دیدن جمع زیادى از مردم غیر نظامى، هنوز سایر مطالب را تحت الشعاع قرار داده است. مقدارى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه ام را همان جا، تنهایى خوردم. با هلی کوپتر به جزیره هندورابى رفتیم و از تأسیسات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۹
بعداز صبحانه، دسته جمعى کمى در ساحل قدم زدیم. گزارش ها را خواندم. با هلی کوپتر به جزیره فارور رفتیم. از کیش، گروهى براى شروع عمران آن جزیره رفته اند. طرح انتقال و اسکان معتادان[مصوب ستاد مبارزه با مواد مخدر] که قرار بود در جزیره هندورابى باشند، به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۹
دیشب و امروز برف مى بارید. هوا سردتر شده. ساعت هشت و نیم صبح، همراه عفت، مهدى، فرشته، یاسر و محسن به فرودگاه رفتیم. یاسر مى خواست همراه دوستانش به اصفهان برود؛ گفتم با ما بیاید. حدود ساعت ده به سوى جزیره کیش پرواز کردیم. ساعت یازده ونیم وارد کیش شدیم. به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۹
در گزارش ها مطلب مهمى نیست. تا ساعت ده صبح مطالعه مى کردم. همراه اعضای خانواده به میدان آزادى رفتیم. خواستیم در بین راه در راهپیمایى شرکت کنیم که نشد. اجتماع عظیمى بود. شرکت مردم در راهپیمایى خوب است. سخنرانى کوتاهى نمودم . به خانه برگشتیم. فاطى و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده را تا نُه صبح انجام دادم. سفیران و کارداران خارجى، به مناسبت دهه فجر آمدند. سفیر اسپانیا به عنوان مُقدم السُفرا ، از سوى آنها تبریک گفت و من هم صحبت مفصلّى، دربارة سیاست خارجی مان و بحران خلیج فارس کردم .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم، به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى نژادحسینیان[وزیر صنایع سنگین]آمد و گزارش سفر به آلمان داد. آلمان ها به طور اصولى با تکمیل نیروگاه بوشهر موافقند. دربارة تولید خودروی بنز و خودرو هاى دیگر، توافقاتى داشته اند. اجازه گرفت که پژوهاى تولیدى را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هفت به فرودگاه مهرآباد رسیدم و بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان و محافظان به سوى زاهدان حرکت کردیم. ساعت نُه صبح به زاهدان رسیدیم. باران شدیدى مى بارید. چهار هواپیماى ایلوشین عراقى، در گوشه اى از فرودگاه زاهدان به چشم مى خورد. بلافاصله با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به هتل استقلال رفتیم و در جشنواره خوارزمى شرکت کردیم. گزارش شنیدیم، جوایز مخترعان و مبتکران را دادم و صحبت کوتاهى نمودم و سپس به دفترم رفتم. [آقای احمدآلپ تموچین]، وزیر امورخارجه ترکیه آمد . دربارة اوضاع منطقه و جنگ و آینده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، توجه زیادى از رسانه ها و دولت ها نسبت به اظهارات من در خصوص میانجیگرى براى صلح وجود دارد و نوعاً مثبت است. [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا] هم برخورد بدى نکرده. تا نُه صبح، کارها انجام شد. خبر رسید که باز دیروز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۹
[آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى و معاون تحقیقاتى اش آمدند. اجازه خواستند از متخصصان و محققان بین المللى براى اصلاح [بذر]گندم استفاده کنند. گزارش سفر به کوبا را دادند. در مورد پیشرفت به زراعى اراضى آبى و آبیارى تحت فشار هم گزارش دادند. خانم دکتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۹
اول وقت براى شرکت در سمینار حقوق زن به صداوسیما رفتم. ضمناً از محل درحال ساخت سالن کنفرانس ها و محل جدید ادارى صداوسیما بازدید کردم؛ جالب است. سخنرانى کوتاهى در افتتاح سمینار ایراد کردم . ساعت نُه ونیم صبح به دفترم رسیدم. صبحانه خوردم. در جلسه مصاحبه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، دو روز خاطرات را نوشتم و ساعت شش ونيم به بيمارستان قلب رفتم. حال آقاى خامنهاى، رضايتبخش بود. من را شناختند. كمى راحت شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۹
سفیر ایران در نیکاراگوئه آمد. گزارش وضع آنجا را داد؛ پس از شکست کمونیست ها رو به بهبود مى رود، ولى مشکلات جدى دارند. خوشحال بود که از آنها راجع به بدهى 50میلیون دلارى به ایران سند گرفته است. در مورد درخواست دولت هاى دیگر کشورهای آمریکاى مرکزى، براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. نزدیک ساعت نُه صبح، دکتر ولایتى آمد و گزارش مذاکرات با عراقى ها، یمنى ها و الجزایرى ها را داد. [آقای احمد غزالی]، وزیر امورخارجه الجزایر آمد . دربارة ضرورت تحرک براى آتش بس گفت و از عدم انعطاف عراق، در مورد خروج از کویت شاکى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۹
ساعت پنج صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز صبح و استماع اخبار، گزارش ها را مطالعه کردم. از گزارش ها برمى آید که عراقى ها از خفجى بیرون رانده شده اند؛ اگر این خبر درست باشد، تفسیرش این است که در نیروی زمینى هم، عراق مشکل دارد. بعد از صرف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۹
صبح زود، در هوای دلپذیر سد لتیان، بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. گزارش ها را خواندم. جنگ خفجی[عربستان سعودی] و تصرف این منطقه توسط عراق، مسأله مهمى شده است. اگر بتواند آن را نگه دارد، علامت بدى براى نیروهاى متحدین خواهد بود. عراق مدعى است، از آمریکایى ها اسیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۹
ساعت نُه و نیم صبح، همراه عفت و محافظان، براى استراحت در سه روز تعطیلی، به محل سد لَتیان رفتیم؛ هواى خوبى دارد. آب سد در اثر خشکسالى، خیلى پایین رفته است؛ اگر جبران نشود، تهران در تابستان مشکل آب خواهد داشت. نزدیک ظهر، محسن، فائزه و بچه هایشان، حمید
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۹
در گزارش ها، مسأله آمدن هواپیماهاى نظامى و غیرنظامى عراق به ایران مورد توجه و تفسیرهاى گوناگون است؛ حدس ها خیلى دور از واقعیت نیست، گرچه ابهام زیادى براى ناظران دارد. آنها نمى خواهند ایران را ناراحت کنند و در عین حال نگرانى هم دارند. آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۹
مسأله آلوده شدن محیط زیست خلیج فارس، به خاطر ورود مقدار زیادی نفت به دریا و همچنین موج هواپیماهاى عراقى که به سوى ایران سرازیر است و نیز نگرانى غرب از عدم بى طرفى ایران، مورد توجه رسانه هاست. گفتم وزارت امورخارجه بر بى طرفى تأکید کند. [آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۹
ساعت هفت از خانه بیرون رفتم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى[علی اکبر] ناطق نورى، [نماینده تهران]آمد. دربارة انتخابات مجلس آینده مطالبى داشت و براى سفر به خارج و مذاکره با دانشجویان مشورت کرد. قرار بود با روزنامه [انگلیسی زبان] کیهان بین المللى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۹
آقاى [اصغر]ابراهیمى، مدیرعامل مترو آمد. گزارش پیشرفت کار را داد و نیازها را گفت. آقاى سیفیان آمد. از دانشگاه ها گفت و از عدم اعزام دانشجو به آمریکا شکایت داشت که به عقیده او، از تحریف غلط وصیت نامه امام ناشى شده و معتقد است وصیت امام مربوط به نیروهاى مسلح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۹
تا ساعت ده ونیم صبح، براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. خطبه ها طولانى شد و قسمت عمده آن دربارة شرایط جنگ جارى در منطقه بود . عفت، فاطى و محسن به آبعلى رفتند و یاسر دنبال کارش بود. من و مهدى و فرشته، ناهار و شام در خانه با هم بودیم. در گزارش ها، ادامه جنگ
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۹
آقایان دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] و دکتر [علی اکبر]ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمدند و نتیجه مذاکرات با هیأت سورى را توضیح دادند. سپس با هیأت سورى، [به سرپرستی آقای عبدالحلیم خدّام، معاون رییس جمهور سوریه] ملاقات کردیم. آنها از انهدام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۹
دیشب عراق باز توانست به تل آویو و ریاض، موشک بزند و پدافند هاى آمریکایی ها هم کارى از پیش نبرده اند؛ به نظر مى رسد جنگ طولانى تر از آن چیزى است که آمریکایی ها خیال مى کردند. به همین دلیل قیمت نفت رو به فزونى گذشته است. در چند روز گذشته، با تبلیغات،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۹
آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح] و معاونان آمدند؛ توضیح وضع کار را دادند و براى رفع کمبود پول صندوق بازنشستگى ارتش استمداد کردند.آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] و معاونان آمدند. وضع آبرسانى کشور و نیازها و کمبودها و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۹
در گزارشها، تشديد جنگ و پرتاب موشكهاى عراق به رياض و ظَهران، [واقع در عربستان سعودي]آمده است. خانم دكتر[شفيقه]حبيبى آمد. گزارش سفر به آلمان، جهت تهية تجهيزات پزشكى هلالاحمر را داد و براى تأسيسكارخانه ساخت سرنگ استمداد كرد. آقاى [مجيد]قاسمى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، مسأله مهمى غیر از تصاعد عملیات در جنگ نبود. رؤساى دانشگاه هاى علوم پزشکى و معاونان و مدیران وزارت بهداشت همراه با دکتر [رضا]ملک زاده، سرپرست جدید، آمدند. از رفتن دکتر [ایرج]فاضل، اظهار اندوه و از نصب ملک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم، به دفترم رسیدم. در اخبار و گزارش ها، تلاش آمریکا براى جاانداختن اینکه جنگ به سرعت تمام نمى شود و جلوگیرى از دخالت اسرائیل در جنگ که ممکن است در جواب موشک پرانى عراق وارد شود، متمرکز شده است. روز اول، اخبار به گونه اى پخش شد که به نظر مى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۹
پیش از طلوع فجر، با زنگ تلفن بیدارم کردند. خبر دادند که عراق با موشک به اسرائیل حمله کرده است. بلافاصله آقاى [سیدکمال]خرازى از نیویورک زنگ زد و گفت از ترکیه هم به عراق حمله شده و در ملاقات با آقای خاویر پرز دکوئیار، [دبیرکل سازمان ملل] هم، او گفته طرحى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۹
ساعت سه و نیم بامداد، با زنگ تلفن بیدارم کردند. آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک، خبر شروع حمله نیروهاى متحدین به عراق، در ساعت دو و نیم بامداد به وقت بغداد را داد؛ دیگر نخوابیدم. عفت هم بیدار شد. مرتب از دفتر و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۹
نزدیک ساعت شش صبح بیدار شدم. به خاطر نزدیک شدن به زمان سرآمدن مهلت عراق، به گزارش ها و اخبار بخش فارسى رادیو [بی بی سی]انگلیس و صدای آمریکا گوش دادم. با اینکه التهاب بالاست، پس از رسیدن موعد، اعلان جنگ نشد و اظهاراتى هم که احتمال سازش بدهد، مطرح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۹
به دفترم رفتم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمد. دربارة کمیته [بررسی مسایل]عراق و مسایل منطقه صحبت شد. [آقای حُسنی اولدیدیچ]، وزیر امورخارجه موریتانى به ملاقات آمد؛ حرف مهمى نداشت. تشریفاتى بود. درگذشته موضع خوبى نسبت به ما نداشته اند.[عبدالله نوری]،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در اخبار، شکست مذاکرات آقای دکوئیار، [دبیرکل سازمان ملل] با صدام[حسین، رییس جمهور عراق] در بغداد، جلب توجه مى کند و جنگ را در افق نشان مى دهد. آقاى [سیدمحمد]اصغرى، نماینده تهران و مدیرمسئول روزنامه کیهان آمد. از کم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم. در گزارش ها، همه امیدها به سفر [آقای خاویر پرز دکوئیار]، دبیرکل سازمان ملل به عراق، براى جلوگیرى از جنگ است. آقاى [جواد]اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور]آمد. گزارش سفر به اروپا براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۹
در گزارش ها، علایم تهیه مقدمات براى جنگ، فراوان به چشم مى خورد. نزدیک ساعت نُه صبح به دفترم رسیدم. دکتر [حسن]روحانى، براى دستور کار شورای عالى امنیت ملی آمد. از ساعت نُه ونیم صبح تا دوازده ونیم ظهر، جلسه شورای اقتصاد داشتیم. بحث دربارة قیمت جدید ارز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۹
امروز در منزل بودم. بیشتر وقت، به مطالعه گزارش ها و استراحت گذشت. ناهار فاطى و بچه ها و شام، محسن و خانواده اش آمدند. در گزارش ها، بحران خلیج فارس رو به اوج دیده مى شود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۹
وقت اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. به اخبار رادیو بى بى سى و صدای آمریکا گوش دادم؛ شکست مذاکرات ژنو، خطر جنگ [در منطقه خلیج فارس]را بالا برده است. قیمت سهام در بورس ها پایین آمده و قیمت نفت و طلا بالا رفته است. تا ساعت نُه صبح، کارهاى عقب مانده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۹
صبحانه را با والده و همشیره طاهره و عفت خوردیم و احوالپرسى نمودیم. به دفترم رفتم. در گزارش ها، التهابى در محافل ناظران جهانى دیده مى شود؛ به خصوص نتایج ملاقات امروز وزیران امورخارجه آمریکا و عراق در ژنو؛ خود من هم با علاقه دنبال مى کنم. چهار ملاقات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۹
صبح زود به دفترم رفتم. قبل از ساعت نُه صبح، دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى مشورت در مورد مذاکره با عزت ابراهیم، [معاون صدام حسین و] نایب رییس شوراى انقلاب عراق آمد؛ قرار است امروز به تهران بیاید. معمولاً قبل از ساعت نُه صبح، ملاقاتى نمى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۹
[آقایان محمدحسین انزابی، هاشم هاشم زاده هریسی، سیدحسین موسوی تبریزی، حمید چیت چیان، محمدعلی سبحان اللهی و سید مهدی حسینی]، نمایندگان تبریز آمدند. براى نیازهاى آب تبریز[= طرح انتقال آب از زرینه رود] و تربیت معلم استمداد کردند. [آقای احمدعلی نظری پور]،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارهاى مانده انجام شد.آقاى [علی]رازینى، رییس دادگاه ویژه روحانیت آمد. گفت، دیروز به آقاى [سید علی اکبر] محتشمى، [مدیرمسئول ماهنامه بیان] در ارتباط با نوشته هاى اخیر مجله بیان تذکر داده است . درباره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۹
ساعت نُه صبح به دانشگاه تهران رفتیم. کنگره دوم بازسازى را با سخنرانى افتتاح کردم. به دفترم رفتم و تا ساعت یازده، کارها را انجام دادم. آقاى [سید یحیی]جعفرى، امام جمعه کرمان آمد. براى تأمین امنیت استان و اصلاح مقررات عوارض اخیر ، استمداد کرد و از اختلاف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۹
در خانه بودم. کار زیادى نداشتم. وقت به استراحت گذشت. ظهر، بچه ها غیر از فاطى، جمع بودند. دست فائزه، هنگام ورزش آسیب دیده است. بحث بر سر این بود که استخوان شکسته و یا فقط مو برداشته؛ به هر حال آسیب دیده و گچ گرفته اند. عصر آقاى طباطبایى، مسئول صنایع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۹
نزدیک ساعت نُه صبح، به دفترم رسیدم. گزارش ها را دیدم؛ به نظر مى رسد بحران خلیج فارس رو به وسعت است و طبل جنگ به گوش مى رسد. [آقای عبدالحسین وهاجی]، وزیر بازرگانى با معاونانش آمدند. گزارش تنظیم برنامه چاپ و توزیع کوپن ها را دادند. با نظم جدید، جلوی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۹
پس از نماز صبح، تا ساعت نُه،کارهاى عقب مانده دیروز را انجام دادم. آقاى [محسن]رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] و معاونانش آمدند. گزارش کار بنیاد را دادند و براى نیازهاى ارزى استمداد نمودند. آقاى [احمد] سالک، [سرپرست کمیته بررسی مسایل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۹
آقاى [علیرضا]مشایخى، مسئول سازمان تعزیرات حکومتی آمد. دربارة آینده بازرسى ها و افراد تحت مسئولیت خود نظرخواهى کرد. اخیراً تصویب شد که سازمان تعزیرات، به دستگاه قضایى برگردد؛ گفتم در بازرسى هاى دیگر خدمت کنند. خواست که دایره نظارت بر معاملات خارجى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. مطابق معمول عفت از اینکه خیلى زود از خانه بیرون مى روم، اظهار نارضایتى مى کند. کارها انجام شد. مدیران سازمان ثبت اسناد و املاک آمدند. آقاى [سیدرضا]زواره اى، گزارش کار داد و من صحبت کردم . آقاى [محی الدین]فاضل هرندى آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده از دیروز را تا ساعت نُه صبح انجام دادم. در گزارش ها، مسأله بحران خلیج فارس، رو به تشدید دیده می شود. آقاى مختار کلانترى فرمانده کمیته[های انقلاب اسلامی]آمد. از طرح آقاى [عبدالله]نورى، وزیرکشور، براى ادغام نیروهای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۹
آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [معاون ایشان، مسعود]نیلى آمدند. راجع به واگذارى کارخانجات دولتى و حذف تدریجى سوبسید[= یارانه]، پیشنهادهایى ارائه دادند. آقاى [علی اکبر]آشتیانى، نماینده رهبرى در ژاندارمرى آمد. براى معالجه خود
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۹
عفت ساعت دوازده دیشب از سفر آمد. تا ساعت ده ونیم، براى خطبه ها مطالعه کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. هوا خیلى سرد بود. خطبه ها را کوتاه ایراد کردم . شب محسن، [رییس دفتر بازرسی رییس جمهور]آمد. گزارش سفر به امارات را داد. گیاه «هالوفیت» که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۹
با اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت نُه صبح کار کردم. به دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] گفتم اظهارات سفیر سابق ژاپن را، مبنى بر اینکه ایران مایل به ایجاد رابطه عادى با آمریکا است، تکذیب نماید. جمعى از روحانیون [اهل سنت]شافعى آمدند. آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۹
آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور جارى و بازسازى آمد و قول گرفت که در کنفرانس بین المللى بازسازى شرکت نمایم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد و گزارش وضع تولید و فروش نفت را داد. گروهى از اعضاى انجمن هاى اسلامى دانشجویان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۶۹
دیشب برف سنگینى در تهران به زمین نشسته است و هنوز هم که ساعت هفت و چهل دقیقه صبح است، مى بارد؛ مدارس تهران به همین جهت تعطیل اعلان شده است. در راه دفتر، به خاطر برف و بندآمدن خیابان یاسر، به خاطر گیرکردن بولدوزر برف روب، مدتى معطل شدیم. ساعت هشت به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. آقاى [محمود]واعظى آمد. گزارش مذاکره با فرانسوى ها درخصوص اختلافات مالى را داد؛ قرار شد با هماهنگى دیگران، مبلغ مورد مصالحه را مشخص کنند. همچنین مقرر شد، براى کمک به مبادله گروگان هاى غربى با زندانیان لبنانى در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۹
کشاورزان نمونه آمدند. برایشان صحبت کردم و جوایز را دادم. [آقای سیدامان الله مرتضوی]، رییس شهربانى کل آمد. گزارش وضع شهربانى و برنامه ها را داد؛ از برنامه ادغام نیروهاى انتظامى اظهار رضایت کرد. با [آقای مصطفی معین]، وزیر علوم و معاونان و بعضى از رؤساى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۹
دیشب و امروز مقدارى برف و باران آمد؛ تاکنون دچار خشکسالى هستیم. براى افتتاح کنگره جهانى هزارة شاهنامه فردوسى، به دانشگاه تهران رفتیم؛ مراسم خوب و با شکوهى بود. من هم صحبت کردم و پاى صحبت [آقای فدریکو مایور]، رییس سازمان یونسکو[= سازمان آموزشی ، علمی و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آذر ۱۳۶۹
امروز در خانه بودم. براى سخنرانى فردا در کنگره فردوسى مطالعه کردم. کارهاى دفتر را که به خانه آورده بودم، انجام دادم. شب احمدآقا آمد. از برخورد بعضى تندروها در مقابل تصمیمات آیت الله خامنه اى، در صورت ادامه روند قبلى، اظهار نگرانى کرد. [آقای سیدحسین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۶۹
ساعت نُه صبح، تعداد زیادى از وعاظ و ائمه جماعات تهران آمدند. آقاى [علی اکبر]ناطق نورى، [نماینده تهران ]صحبت کوتاهى کرد. روضه خوبى خوانده شد. من مفصلاً براى آنها از وضع کشور، سیاست ها، برنامه و مسایل جارى داخلى و منطقه اى صحبت کردم و جواب سئوال هاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم. التهاب بحران خلیج فارس برجا است. جامعه اقتصادى اروپا گفته است که پیش از مذاکره عراق با آمریکا، حاضر نیست با عراق مذاکره کند. آقاى [حسن]شفتى، مدیرعامل[شرکت] هما [= هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران]آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۹
ساعت پنج ونیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا نُه صبح کار کردم. ساعت نُه آقاى [غلامحسین]جمى، [امام جمعه آبادان]آمد. اوضاع آبادان و نیازها را گفت و استمداد کرد. مبلغ یک میلیون تومان، براى کمک به نیازمندان جنگ زده دادم؛ على رغم پذیرفته نشدن[توسط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ملاقات ها بیشتر با نمایندگان مجلس بود. آقاى دکتر [محمدکریم]شهرزاد، نماینده اصفهان آمد. از تندروها و از وزارت آموزش و پرورش انتقاد داشت. آقاى [سیدرضا]اکرمى، نماینده سمنان آمد. براى آب و صنایع سمنان و همچنین براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. آقاى [عبدالله]نورى، وزیر کشور آمد. دربارة انتخابات شوراها و انتخابات مجلس خبرگان، منطقه آزاد چابهار و فرماندهى نیروى انتظامى مذاکره شد. آقاى [ابوالفضل]توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف] آمد. از کارهاى تند [آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، اعضاى سازمان اعتبارى دانشگاه(مات)آمدند؛ این سازمان قبل از انقلاب، به منظور کمک و دادن وام به دانشجویان، تحت ریاست رییس دولت تشکیل شده است که بعد از انقلاب فعال نبوده است. شرح امکانات، سرمایه، برنامه، اهداف و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۶۹
ساعت نُه و نیم صبح، براى ملاقات و دور دوم مذاکره با آقای[شاذلی]بن جدید، به دفترم رفتم. ایشان به زیارت مرقد امام رفته بود. ساعت ده ونیم آمد. تا ظهر مذاکره کردیم بیشتر مطالب تکرارى بود. براى اقامه [نماز]جمعه در دانشگاه تهران رفتند و من در دفترم نماز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۶۹
از منزل به اقامتگاه سعدآباد رفتم و همراه [آقای عمرالبشیر]، رییس شوراى انقلاب سودان به فرودگاه رفتیم. در راه مذاکرات خصوصى تر انجام شد. گفت مى خواهد چند روز دیگر به عراق برود و خواست که اگر مطلبى براى صدام داریم، بگویم. گفتم به خاطر ناتمام ماندن مسأله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آذر ۱۳۶۹
جمعى از شخصیت هاى اسلامى از لیبى، ترکیه، الجزایر، سنگال، اردن و فلسطین، براى مسأله عراق و کویت و پیدا کردن راه حل صلح آمیز و در حقیقت براى نجات صدام آمدند . گفتم راه حل منطقى این است که صدام، بدون شرط از کویت بیرون برود. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. مهمانان سودانى آمدند؛ ابتدا جلسه خصوصى با حضور وزراى امورخارجه دو کشور و معاون اول داشتیم. بحث دربارة عراق و کویت بود. مدعى بودند که عراقى ها آماده عقب نشینى هستند، به شرط اطمینان از عدم مزاحمت آمریکا و ختم محاصره و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. اطلاع دادند که مجلس، به خاطر ناراحتى از نظریة شوراى نگهبان در مورد مخالفت با بودجه ارزى و خلاف شرع و قانون اساسى دانستن کاهش اعتبار صداوسیما، جلسه خصوصى گذاشته است. معلوم شد تصمیم گرفته اند بودجه بدون بخش ارزى را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. تا ساعت نُه ونیم صبح، پیش نویس سخنرانى تهیه شده را اصلاح کردم. آقاى [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]آمد. با هم به مجلس رفتیم. سخنرانى حدود دو ساعت طول کشید . نمایندگان را تحت تأثیر قرار داد. آقاى کروبى،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آذر ۱۳۶۹
صبح زود به دفتر رفتم. قسمتى از نطق، براى هنگام تقدیم بودجه سال 70 به مجلس، که از سوى سازمان برنامه و بودجه تهیه شده است، بررسى کردم. آقاى دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شورای عالى انقلاب فرهنگى آمد. براى سالگرد شورای عالى انقلاب فرهنگى، مصاحبه اى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۶۹
امروز در خانه بودم. گزارش ها را خواندم و استراحت کردم. از ظهر تا شب، جمعى از بستگان آمدند. معمولاً عصرهاى جمعه مى آیند. گاهی نامه هایى از افراد دیگر مى آورند و تقاضای کمک یا شکایت یا پیشنهاد دارند. آقاى [عبدالمجید]معادیخواه، براى مسایل بنیاد تاریخ آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۹
صبح زود به دفترم رفتم. فیلمبرداران مقدارى از وقتم را براى مصاحبه، فیلمبردارى از اتاق خواب و کتابخانه ام گرفتند. مسئولان ستادهاى آزادگان سراسر کشور آمدند؛ توصیه هایى براى امور آزادگان نمودم . آقاى[محمدعلی]انصارى، مسئول مرقد امام آمد. گزارش عملکرد کارهاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. آقایان [حمید]میرزاده، [عیسی]کلانترى و دکتر اکبرزاده آمدند. درباره کارهاى تحقیقاتى شیمیایى و سم سازى، بودجه خواستند. به دفتر رهبرى رفتم. همه نمایندگان مجلس و سران قوا با دولت و قوه قضائیه و شخصیت هاى کشور را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۶۹
اول وقت به کارخانه ایران خودرو رفتیم و تا ساعت دو بعد از ظهر آنجا بودیم . توضیحات مدیرعامل را شنیدم و از خطوط تولید ماشین هاى پیکان، پژو 405 و اتوبوس و مینى بوس بازدید کردم. به مناسبت راه اندازى خط تولید پژو، یک دستگاه پژو 405 آوردند؛ خودم سوار شدم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آذر ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح، بقیه کارهاى دیروز انجام شد. [آقای سیدحسین مرعشی]، استاندار کرمان آمد. گزارش سفر به آلمان را داد؛ براى دیدن صنایع الکترونیک زیمنس رفته بودند که انتقال تکنولوژی برای ساخت کنند. مى گوید مبلغ یک میلیارد دلار ارز صادراتى استان را براى این
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۶۹
ساعت نُه صبح، از منزل به کتابخانه ملى، [واقع در خیابان سی تیر] رفتیم. [آقای محمد رجبی]، مدیرکتابخانه توضیحات داد. از مخازن کتب و نشریات بازدید کردیم. ساختمان قدیمى و نامناسب است و ظرفیت این همه کتاب را ندارد. حدود 200 هزار جلد در اینجا و 300 هزار جلد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، خبر دعوت [جرج]بوش، [رییس جمهور آمریکا] از [طارق عزیز]، وزیر امورخارجه عراق، براى سفر به آمریکا جهت مذاکره براى اجراى قطعنامه[شورای امنیت سازمان ملل]، از موضع قدرت و قبول عراق، درصدر است. این خبر باعث
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آذر ۱۳۶۹
تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبه ها مطالعه کردم. در گزارش ها، خبر تصویب قطعنامه شوراى امنیت[سازمان ملل]آمد: دادن یک ماه ونیم دیگر مهلت به عراق و سپس اجازة توسل به زور براى بیرون راندن آن از کویت. نمازجمعه را در دانشگاه[تهران] اقامه کردم . ناهار بچه ها جمع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. ساعت هشت به جلسه هیأت دولت رفتم. بررسى تبصره هاى بودجه در دستور بود؛ جلسة فوق العاده گذاشته ایم. براى ملاقات فرماندهان نیروى دریایى ارتش، به دفترم برگشتم. آقاى [علی]شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی]، دربارة برنامه هاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارها انجام شد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. دربارة طرح در دست اجراى راه آهن بافق- بندرعباس گفت؛ تأکید کردم که به صورت ضربتى انجام شود. خواستم که طرح جاده تهران – چالوس[= اتوبان شمال]، آماده شود که سپاه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. هیأت نظامى کره شمالى، [به سرپرستی آقای اجین اُو، وزیر نیروهای مسلح] آمد. براى دادن تکنیک ساخت سلاح هاى پیشرفته اظهار آمادگى کردند؛ در مقابل خواستار نفت نسیه شدند. گفت شوروى تاکنون سالانه حدود یک و نیم میلیون تن نفت، به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى کارهاى بازسازى و مصارف ارزى آمد. آقایان [محمد]غرضى، [وزیر پست و تلگراف و تلفن] و [مجید]ملکى تبار، [مدیرعامل شرکت پست] آمدند. گزارش عملکرد شرکت پست را دادند و براى جلوگیرى از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. سپس با [آقای یوسف بن علوی]،وزیر امورخارجه عمان ملاقات کردم ؛ مثل سابق از حتمى بودن جنگ مى گفت. آقاى [علی اکبر]ناطق نورى، [نماینده تهران ]آمد. مقدارى دربارة سیاست هاى اقتصادى و اقدامات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح، براى شرکت در مراسم افتتاح هفته بسیج، به ورزشگاه شهیدشیرودى رفتم؛ اجتماع پرشورى بود. برایشان سخنرانى کردم . به دفترم رفتم. آزادگان جدیدالورود - افرادى که در دادگاه هاى عراقى محکوم شده بودند و با توافق اخیر آزاد شده اند - آمدند. قرآن و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آذر ۱۳۶۹
در منزل بودم. وقت با استراحت و مطالعه تاریخ معاصر و همچنین ملاقات با بستگان گذشت. از دفترم خبر دادند، هواپیماى حامل ژنرال نجیب الله، رییس جمهور افغانستان که از فضاى ایران عبور مى کند، دچار نقص فنى شده و اجازه مى خواهد که در فرودگاه فرود آید؛ موافقت کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارهاى مانده انجام شد. [آقای علی دانش منفرد]، استاندار فارس آمد. گزارش وضع استان را داد. از تنازع دو جریان در مجلس انتقادکرد و پیشنهاد سفر من به فارس را داشت. بازرسى و نظارت بیشتر مرکز بر استان ها را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. جمعى از بسیجیان نمونه ادارات آمدند. برایشان به مناسبت هفته بسیج سخنرانى کردم ؛ هنوز پرشورند. [آقای سراج الدین کازرونی]، وزیر مسکن و شهرسازی آمد. دربارة برنامه اجرایى ساخت 500 هزار مسکن در برنامه [پنجساله اول]،گفت که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۶۹
[آقای اوزبرس سیلوا]، وزیر زیربنایى برزیل آمد. توضیحاتى دربارة وضع کشورش گرفتم؛ تشابهات زیادى داریم. امکان همکارى فراوان داریم . مهندس[میرحسین]موسوى، [مشاور سیاسی رییس جمهور]، که با جمعى از همفکرانش براى بررسى وضع مناطق زلزله زده رفته بودند، آمدند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آبان ۱۳۶۹
[آقای فوزی الجاسم]، سفیر جدید کویت، براى تقدیم استوارنامه آمد. با او گرم گرفتم و سئوال هاى زیادى نمودم و دلجویى کردم. آقاى [علیرضا]معیرى، [مشاور بین الملل رییس جمهور] آمد و گزارش سفر به ژاپن و تایلند را دارد. آقاى سراج[الدین موسوی، فرمانده سابق کمیته
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آبان ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در اخبار و گزارش ها، مسایل مهم، مربوط به تغییرات در شوروى و همچنین تحرکات آمریکا براى فشار بیشتر بر عراق بود.آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [ معاونش، مسعود]نیلى آمدند و کلیات بودجه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۶۹
بعد از صبحانه، ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى آمد. آقای محمدرضا بهشتى، [فرزند شهید بهشتی]آمد. دربارة ساخت یادمان مدفن شهداى هفتم تیر، مذاکره و استمداد کرد؛ گفتم با توجه به توقع خانواده هاى سایر شهدا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۶۹
اول وقت با هلی کوپتر، همراه [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور و [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران، وضع شهر تهران را از بالا مشاهده کردیم. طرح ها و مناطق جدید شهر، در شمال، شرق، جنوب و غرب تهران را دیدیم. سپس با اتومبیل، از شهرک ها و مناطقى که بدون
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. رؤساى واحدهای دانشگاه آزاد اسلامى آمدند. دکتر جاسبى گزارش داد و من صحبت کردم و جوایز واحدهاى ممتاز را دادم. بسیارى از آنها تقاضاى خودرو براى حمل و نقل دانشگاه داشتند. آقاى رحمانى که از ساحفاجا[= سازمان حفاظت و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آبان ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح کارهاى عقب مانده انجام شد. دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]آمد. از ایذاء رادیکال هاى مجلس گله داشت. براى تعجیل در تصویب طرح تغییر نظام آموزشی استمداد کرد و خواست آقاى [سید محمد]خاتمى، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی]را حمایت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۶۹
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. [آقای لونچار]، وزیر امورخارجه یوگسلاوى و رییس دوره ای جنبش عدم تعهد آمد. دربارة راه هاى حفظ امنیت و رفع بحران خلیج فارس مذاکره شد؛ تحرّکى دارند. از ضعف عملکرد غیرمتعهدها در این مورد و تجاوز عراق به ایران انتقاد کردم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۶۹
مسئولان ایرانشهر آمدند. وضع آنجا را گفتند و پیشنهادهایی براى امنیت و عمران داشتند. امام جمعه و [آقای حمیدالدین ملازهی]، نماینده شهر صحبت کردند.آقایان [میرفخرالدین موسوی]ننه کران و [سیدفرج الله] افرازیده، نمایندگان مجلس آمدند؛ از رادیکال ها شکایت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۶۹
صبح زود بعد از نماز، با حاجیه والده صحبت کردم. به دفترم رفتم. به شهردارى تهران و وزارت کشور، به خاطر گران کردن کرایه تاکسى ها اعتراض کردم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش کار داد و دربارة فروش 75 میلیون بشکه نفت که در اروپا ذخیره کرده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۶۹
با خانواده و حاجیه بى بى صبحانه خوردیم. به دفترم رفتم. تا ساعت نُه و ربع کارها را انجام دادم. شورای عالى امنیت ملی جلسه داشت. دربارة امنیت شرق کشور، بحث و تصمیم گیرى کردیم. قرار شد آقاى ولایتى، [وزیر امورخارجه] به عراق برود. گزارش شد که عراق، طرح سران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۹
تا ساعت ده ونیم در خانه مطالعه مى کردم. در حیاط منزل فیلمبردارى و مصاحبه داشتیم. در دانشگاه تهران اقامه جمعه نمودم . ظهر هم از سفرة غذا با جمع بچه ها فیلمبردارى کردند. عصر آقای علیرضا سالارى[از وزارت امورخارجه]آمد و دربارة [سازمان همکاری اقتصادی] اکو،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۶۹
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. دکتر[عباس]شیبانى آمد. براى تجهیزات بیمارستان ها و ساخت شهرک دانشگاهى استمداد کرد. دکتر [حسن]حبیبى آمد و گزارش سفر به سوریه را داد. [آقای عبدالله نوری]، وزیرکشور و استانداران گیلان و استان هاى معین آمدند. از آنها به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آبان ۱۳۶۹
تا ساعت نُه ونیم صبح کارها را انجام دادم. وقت ملاقات آقاى[حمید]میرزاده را صرف کارها کردم. او براى رسیدگى به وضع زلزله زدگان جنوب، به منطقه سفر کرده است؛ دیشب زلزله اى با قدرت 6/6 [درجه در مقیاس]ریشتر، بخشى از روستاهاى داراب را [در استان فارس]خراب کرده و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۹
[آقای هانس بلیکس]، مدیرکل آژانس بین المللی انرژى اتمی آمد. دربارة خلع سلاح اتمى و نیروگاه بوشهر مذاکره شد . [آقای حسین صادقی]، سفیرمان در کویت آمد. اجازه خواست که همراه هیأت به عربستان برود و با امیر کویت ملاقات نماید. [آقای علی نعمت اللهی]، سفیر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۹
از نماز صبح و صبحانه و وضع زندگى ام در خانه فیلمبردارى شد. مصاحبة کوتاهى هم کردم. به دفترم رفتم. ساعت نُه صبح، آقاى [محمد]مجدآرا، نماینده [بابلسر و]بندپى آمد. از وضع مجلس اظهار ناراحتى کرد و دربارة نحوة برخورد با تندروی بعضى از نمایندگان در مقابل رهبرى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. جمعى از دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر بسیجى به مناسبت 13 آبان [روزدانش آموز]آمدند. سرود خواندند. آقایان [علیرضا]افشار، [فرمانده نیروی مقاومت بسیج] و دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] صحبت کردند. من
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. بخشى از کارهاى عقب مانده را تا ساعت نُه و نیم انجام دادم. مهندس[میرحسین] موسوى، [مشاور سیاسی رییس جمهور] آمد و گزارش سفر به چین را داد. نخست وزیر چین توصیه کرده بود که وضع جارى منطقه به نفع ایران و چین است. او خواسته
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۶۹
ساعت پنج صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز صبح، زلزله نسبتاً شدیدى رخ داد؛ صداى مهیبى داشت و درها لرزید. اخبار بخش فارسى رادیو بى بى سى و رادیو صدای آمریکا را گرفتم؛ مطلب مهمى نداشتند. آقاى [علیرضا] تابش، [استاندار گیلان]آمد. گزارشى دربارة
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آبان ۱۳۶۹
ساعت هفت صبح از [اردوگاه] منظریه [واقع در شمال تهران]، با هلی کوپتر به سوى مناطق زلزله زده پرواز کردیم. در روستایى در شمال قزوین، در بخش رودبار شهرستان فرود آمدیم مسئولان استان[گیلان] هم بودند.آن روستا ویران شده بود ودر نزدیکی آن، حدود 80 خانه کوچک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۶۹
ساعت هفت صبح به مهمانسراى دولت در [کاخ]سعدآباد رفتیم. وزارت بهداشت برنامه اى براى چکاپ پزشکی اعضاى هیأت دولت تنظیم کرده بود؛ ضمن اینکه همه را چکاپ کردند، هیأت دولت هم جلسه داشت که تا ساعت یازده و نیم طول کشید. ظهر در دفترم، عقد ازدواج یکى از محافظانم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آبان ۱۳۶۹
آقاى مقدم، مسئول طرح بهدارى تهران آمد. توضیحاتى دربارة طرح داد و براى شروع کار استمداد نمود. برنامه سفر به مناطق زلزله زده را تنظیم کردیم. [آقای منصور غروی]، سفیر جدید ایران در دانمارک، براى خداحافظى و نظرخواهى آمد. [آقای سیدشمس الدین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آبان ۱۳۶۹
[آقای سید حمید طهایی]، استاندار[سمنان]، نماینده، امام جمعه و شخصیت هاى دامغان آمدند و براى ساخت دانشگاه دامغان و همچنین انتقال آب به سمنان و دامغان استمداد کردند.آقاى[هاشم هاشم زاده]هریسى، نماینده تبریز، همراه فرزندش که پس از ده سال از اسارت برگشته است،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۶۹
[آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. گزارش سفر به شوروى و بازدیدها و توافق ها را داد و اهمیت راه آهن بافق- بندرعباس را و لزوم توجه بیشتر به آن طرح را گفت. آقای[مرتضی] محمدخان، رییس کل گمرک آمد. گزارش موفقیت ها و اقدامات اصلاحى را داد و براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم. آقاى [محمدرضا]یزدان پناه، مدیرعامل سابق[سازمان عمران]کیش آمد. از برخورد آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] با خودش ناراحت است. گفتم دربارة بندرآزاد چابهار بررسى کند و پیشنهاد بیاورد. [آقای غلامحسین کرباسچی]،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۶۹
دیشب باران باریده بود. در خانه بودم. وقت به استراحت و به مطالعة مسایل فقهی و تفسیری گذشت. امروز در قم، طلاب و مردم، علیه بعضى از نمایندگان رادیکال مجلس راهپیمایى کردند. آقاى [محمد]یزدى هم در نماز جمعه، به تلخى نمایندگانى را که حرف ولایت فقیه را در مجلس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آبان ۱۳۶۹
آقاى [احمد]آذرى قمى آمد. چندین کسالت دارد. به دکتر [ایرج]فاضل، [وزیر بهداشت] سفارش کردم. دربارة مسایل سیاسى، اقتصادى و ادارى مذاکره شد. آقاى سید محمود هاشمى[شاهرودی]، رییس مجلس اعلاى [انقلاب اسلامی]عراق آمد. پیشنهادى مطرح کرد که مبارزان مسلمان عراقى با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آبان ۱۳۶۹
[آقای ماتارا معیشا]، وزیر امورخارجه کومور آمد . در مورد نفت و تحصیل جوانان و حمایت هاى عمرانى و فرهنگى استمداد کرد ؛ قول مساعدت دادم. آقاى [حمید]میرزاده، براى امور ارزى و بازسازى و کارهاى جارى آمد. آقاى [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد رسیدگی به امور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۰
صبح زود، آماده رفتن به جيرفت و كهنوج شديم. به پادگان هوانيروز رفتيم. مقدارى با پرسنل صحبت كرديم و سوار هلىكوپتر شديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۶۹
آقاى [رضا]امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]آمد. نمونه یک لیزر ساخت سازمان را آورد و توضیح داد. [آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى آمد و گزارش وضع کشاورزى را داد؛ گفتم که در مورد ایجاد تأسیسات آبیارى قطره ای و بارانى در زابل اقدام کند؛ این کار براى صرفه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۶۹
آقایان [غلامعلی]شهرکى و [امیر] میر، نمایندگان زابل و زاهدان آمدند. از وضع مجلس انتقاد کردند که بى محتوا و همراه با دعوا و نزاع و مشاجره و باندبازى شده است. براى عمران زابل و تقویت شیعه در استان سیستان و بلوچستان استمداد نمودند. آقاى [مرتضی]الویرى، [رییس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۶۹
آقاى [احمد]جنتى، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی]آمد. پیشنهاد کرد در اعلان مراسم روز سیزده آبان پیشدستى شود . آقاى مسیح مهاجرى، [مشاور اجتماعی رییس جمهور]آمد. از آقاى[عبدالله] نورى، وزیرکشور انتقاد داشت. از اختلافات جارى اظهارنگرانى کرد و از من
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى [مصطفی]پورمحمدى از [وزارت]اطلاعات آمد. گزارش اطلاعاتى داد و خواستار استرداد ساختمان هاى اطلاعات شد که در اختیار سپاه و کمیته است. سپس همراهانش و دادستان انقلاب آمدند. گزارش پرونده سفر [رینالدو]گالیندوپل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۹
در منزل بودم. به خاطر خستگى مفرط از معالجه دندان دیشب، نیاز به استراحت داشتم. مقدارى وقت هم به مطالعه بولتن ها گذشت. پیش از ظهر، اخوى احمد با خانواده آمدند. درباره تهیه منزل بحث داشتند؛ گفتم بهتر است در سرچشمه بمانند. شب بستگان دیگر آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۶۹
آقاى [جواد]اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور]، براى امور جارى فرهنگى و مسایل دانشجویان خارج از کشور آمد. پیشنهاد داشت که براى رفع اختلافات داخلى اقدام نمایم.آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش سفر به کشوهای گینه و زامبیا را داد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۹
آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]آمد. گزارش خرابی هاى سیل گیلان و مازندران را داد ؛ خرابى زیاد داشته است. گفتم استانداری ها کمک کنند و براى وعده هاى سفر استان مرکزی، اعتبار ارزى و ریالى گرفت.کمیسیون تعزیرات حکومتى آمدند. گزارش کار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مهر ۱۳۶۹
هیأت غنایى[به سرپرستی آقای کوجو چیکاتا، عضو شورای رهبری غنا]، به ملاقات آمدند و نامه رییس جمهورشان را آوردند. خواستار کمک در تدارک اداره کنفرانس جنبش عدم تعهد هستند. این کنفرانس قرار است امسال در غنا برگزار شود. همچنین خواستار تخفیف در فروش نفت شدند. رییس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه صبح کارهاى عقب مانده را انجام دادم.آقاى [احمد]زمانیان، نماینده نهاوند آمد. ماجراى درگیری هاى مجلس، پس از نطق پیش از دستورش را تعریف کرد و استمداد نمود. آقاى [سیدجلیل]سیدزاده، نماینده باختران[= کرمانشاه]آمد. وضع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۶۹
دیشب راحت خوابیدم. امروز حالم بهتر است. برنامه امروز را که قرار بود براى بازدید از موسسه استاندارد به کرج بروم، لغو کردم. برنامه هاى دیگر امروز را هم براى ادامه معالجه لغو نمودم. به آیت الله خامنه اى هم گفتم جلسه امشب نباشد. عصر براى دیدن آقاى[مهدی]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۶۹
ناراحتى چشمان و صورتم ادامه داشت؛ برنامه هاى کارى را لغو کردم و در خانه ماندم. با چشمان بسته خوابیدم. فقط چند بار براى قطره ریختن و وضو و نماز و ناهار باز کردم. گزارش ها را آوردند؛ خلاصة آنها را عفت و مهدى برایم خواندند. به اخبار رادیوهاى بیگانه و خودى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۹
تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبه ها مطالعه مى کردم. آقای[حسین]شیخ الاسلام از وزارت امورخارجه اطلاع داد که رییس جمهور سودان مى خواهد با یک هیأت مفصل نظامى- اقتصادى به ایران بیاید؛ موافقت کردم. نماز و خطبه هاى جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۶۹
آقایان [بهروز]بوشهرى و [محسن]یحیوى که اخیراً از اسارت آزاد شده اند، آمدند. شرح دستگیرى و دوران اسارت را دادند. با [محمدجواد] تندگویان همراه بوده اند. هنگام اسارت، تمام این مدت را در زندانى در بغداد به سر برده اند؛ حدود ده سال. به وزارت نفت گفتم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۶۹
اول وقت از منزل به محل ستاد نیروى دریایى ارتش رفتم. مراسم نظامى، سخنرانى و استماع گزارش و اعطای جوایز به مناسبت پایان تحصیل دورهاى پنجم دافوس نداجا انجام شد. از دافوس بازدید کردم و قول کمک به تکمیل ساختمان ستاد دادم؛ خیلى بزرگ و وسیع است، اما ناتمام.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۶۹
مدیران پست به مناسبت روز جهانى پست آمدند. گزارش دادند و من صحبت کردم . معاون وزارت اطلاعات آمد. راجع به تماس با منابع خارجى و مبادله اطلاعات با سرویس هاى اطلاعاتى کشورهاى دیگر پرسید؛ به طور محدود موافقت کردم. شوراى انرژى اتمى جلسه داشت. قرار شد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۶۹
ساعت نُه صبح در حسینیه جماران، براى مجلس خبرگان و میان دوره اى مجلس رأى دادم و مصاحبه کردم . سپس به خانه رهبرى رفتم و براى شرکت در مراسم عید[میلاد حضرت محمّد(ص)] با هم به حسینیه رفتیم. من صحبت کوتاهى کردم و آیت الله خامنه اى هم صحبت نسبتاً کوتاهى نمودند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۶۹
دکتر [هادی]منافى، [معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست] و مسئولان اتکا[= اتحادیه تامین کالای ارتش]آمدند. بر سر ریختن فاضلاب کارخانه قند میاندوآب[متعلق به اتکا]، به رودخانه[زرینه رود] که باعث تلف شدن تعدادى ماهى شده و اتکا در دادگاه به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۶۹
مصاحبه اى براى تبلیغات انتخابات مجلس خبرگان کردم. از خودم چیزى نگفتم و بیشتر روى شرکت در انتخابات حرف زدم. مصاحبه طولانى با خبرنگار لوموند داشتم ؛ همراه با آقای احسان نراقى آمده بود. [آقای محمدحسن تولایی]، استاندار خوزستان آمد. گزارش پیشرفت بازسازى را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مهر ۱۳۶۹
در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه عمدتاً درباره تاریخ معاصر گذشت. عفت به قم رفت. فاطى و اعظم آمدند. ظهر و شب، بچه ها اینجا بودند. در گزارش ها مسأله مهمى نداشتیم. عصر آقاى [عبدالمجید]معادیخواه براى مسایل بنیاد تاریخ آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۶۹
آقاى [سیدحسین]موسویان، سفیر جدیدمان در آلمان آمد. درباره روابط جارى با غرب و آینده روابط و اهمیت همکارى با آلمان مذاکره شد. بنا شد از آنها بخواهد که نیروگاه هسته اى بوشهر را تکمیل کنند. آقاى [محمدحسین]طارمى، سفیر ایران در چین آمد. دربارة نظریه قبلى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۶۹
با استراحت دیشب، امروز حالم مساعد بود. تا ساعت نُه صبح کارهاى دفتر انجام شد. آقاى [حمید]میرزاده آمد. گزارش سفر به نقاط جنگى را که اخیراً آزاد شده، داد و برنامه هاى بازسازى را گفت. هیأت سودانى، [به سرپرستی سرهنگ سلیمان محمد سلیمان، عضو شورای رهبری]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۶۹
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. آقایان سید محمود مرعشى و [عباسعلی]عمید زنجانى، [فرزند و داماد آیت الله نجفی مرعشی]آمدند. به خاطر مساعدت ها در بزرگداشت مراسم درگذشت مرحوم آیت الله نجفى مرعشى تشکر کردند و براى تکمیل و اداره کتابخانة ایشان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۶۹
ساعت نُه صبح به نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم. با نیم ساعت تأخیر، شانزدهمین نمایشگاه [بازرگانی] را افتتاح کردم. از غرفه هاى صنایع سنگین، غرفه آلمان و غرفه های کشاورزى بازدید نمودم؛ از سال های گذشته بهتر است. مصاحبة کوتاهى انجام شد . ساعت دو
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۹
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [جلیل]بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم آمد و اجازة اختصاص اعتبار ماشین آلات براى چند طرح گرفت. وزیر صنایع عمان آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد. اخوى محمد، [رییس سازمان صداو سیما]آمد و براى نیازهاى صداوسیما اعتبار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شورای عالى انقلاب فرهنگى آمد. [آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو آمد. گزارشى دربارة طرح آب رسانى به قطر داد و اجازه گرفت که براى عقد قرارداد، وارد مذاکره شوند؛ قبول کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۹
فائزه از سفر چین برگشته است. با یاسر صبحانه خوردیم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. آخر شب، عفت و فاطى و همراهان از سفر رسیدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. در ترافیک مقدارى معطل شدم. فرمانده سپاه در لبنان آمد. گزارش کار و ساخت سلاح را داد و براى اعتبارات بیشتر استمداد کرد. مسئولین حزب الله لبنان آمدند و پیروزی های اخیر را تبریک گفتند. مدیران صنایع سنگین آمدند. [آقای هادی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۹
در اخبار آمد که شوراى امنیت[سازمان ملل]، قطعنامه دیگرى مبنى بر تحریم هوایى عراق تصویب کرده است که با این مصوبه، محاصرة عراق کامل مى شود. آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. براى سفر به آفریقا و روسیه مشورت کرد و گزارش کار تولید فولاد را داد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۹
صبح، لوح تقدیر استادان و دانشجویان ممتاز را امضا کردم. ساعت هشت و نیم به دانشگاه تهران رفتیم. در مراسم آغاز سال تحصیلى دانشگاه ها. به دستور اکید من، برخلاف سال هاى گذشته، دو وزارت «فرهنگ و آموزش عالى» و «بهداشت و درمان» با هم جشن گرفته بودند . انجمن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۹
به دفترم رفتم. به خاطر حضور مهمان هاى سورى در ایران، برنامه ملاقات نداشتیم. کارهاى جارى را انجام دادم و گزارش ها را دیدم. با تهدید دو پهلوى عراق، امروز قیمت نفت بالا رفته و از چهل دلار در هر بشکه گذشته؛ این قیمت، در ده سال اخیر بى سابقه است. دکتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۶۹
آقاى حافظ اسد ، [رییس جمهور سوریه] و همراهان براى زیارت به خراسان رفتند. اول وقت، همراه [آقای محمدعلی نجفی]، وزیرآموزش و پرورش به هنرستان امام صادق(ع) در خیابان رى رفتیم . زنگ مدرسه را براى شروع سال تحصیلى 1370- 1369 به صدا درآوردم و براى محصلان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۹
صبح به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم. براى شرکت در مراسم رژة نیروهاى مسلح به مناسبت هفته دفاع مقدس و مراسم جشن پیروزى به میدان آزادى رفتیم. سخنرانى کردم و رژه را تحویل گرفتم. ساعت ده صبح به دفترم برگشتم. نزدیک ظهر براى استقبال [آقای حافظ اسد]، رییس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۹
تا ساعت ده و نیم، براى خطبه های جمعه مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ها طولانى شد و خسته شدم. بعد از ظهر امروز، با اینکه آب سرد بود، از استخر استفاده کردم. شب، احمدآقا بدون اطلاع قبلى آمد و گفت مطلع شده تصمیم مجمع روحانیون مبارز بر مبارزه با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۶۹
پیش از ظهر احمدآقا آمد. از برخورد شوراى نگهبان نسبت با بعضى از کاندیداهاى [مجمع] روحانیون مبارز اظهار نگرانى نمود، به خصوص در مورد آقاى[مهدی] کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی] که دعوت به امتحان شده و او مصمم است نرود و احتمال درگیرى و مبارزه بین دو
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۹
محسن از رفسنجان تلفن کرد و گفت مهدى براى کمک به ادامه ضبط پسته برود. با مهدى و فرشته صبحانه خوردیم. براى افتتاح سمینار فرماندهان سپاه، به مرکز ستاد سپاه رفتیم. پس از استقبال رسمى نظامى و قرائت پیام رهبرى و نوحه خوانى و خیرمقدم [آقای محسن رضایی]فرمانده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۶۹
ساعت نُه صبح، دکتر [محسن]نوربخش،[وزیر امور اقتصادی و دارایی]آمد. گزارش وضع اقتصادى را داد و از پیشرفت امور اظهار رضایت کرد. آقاى [سیدعلی اکبر]ابوترابى، اسیرآزاد شده، همراه پدر و فرزندش آمد؛ از استقامت، صبر و خدمات ایشان در دوران اسارت ستایش کردم. قبل از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۹
آقاى[علیرضا] افشار، [فرمانده نیروی مقاومت بسیج] و فرماندهان بسیج آمدند و براى فعال تر کردن بسیج استمداد کردند. آقاى[سیدکمال] خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]آمد. درخصوص سیاست خارجى سؤالاتى داشت. شورای عالى افغانستان جلسه داشت. پیشنهادهای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۶۹
[آقای ایرژی هگو]، سفیر جدید چکسلواکى آمد . خواستار توسعه روابط اقتصادى شد. از خسارات حضور نیروهاى روسى در کشورش گفت و از طلب هاى وصول نشده کشورش از شوروى و از کم شدن تحویل نفت و گاز شوروى به کشورش ناراحت بود و خیلى از خرابى اوضاع اقتصادى شوروى گفت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۹
در اظهارات [جرج بوش]، رییس جمهور آمریکا، نوعى عقب گرد در مورد مسأله ماندن نیروهاى آمریکایى در منطقه دیده مى شود که مى تواند عکس العمل در مقابل اظهارات آیت الله خامنه اى باشد. به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم. آقاى [سید محمد]خاتمى، وزیر[فرهنگ و]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۶۹
در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت گذشت. فائزه پذیرایى مى کرد. عفت، فاطى، مهدى و یاسر در سفرهستند. در گزارش ها هنوز اظهارات آیت الله خامنه اى در مورد جهاد با آمریکا مورد توجه است. استخر را آب کردم و قدرى شنا نمودم. به دستور دکترها، برای رفع کمردرد، شنا می
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۹
استاندار ایلام آمد. گزارش مثبت و خوشحال کننده اى از وضع استان داد و خدمات و کارهاى عمرانى زیادى که در آنجا شده است؛ در گذشته از مأموران منفى باف بود. احتمالاً به خاطر فشارى که نمایندگان و امام جمعه استان براى تعویض او، به ادعاى عدم کارآیى دارند، چنین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۹
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى کاظمى از صنایع نظامى آمد. از عدم انسجام مدیریت ساصد[= سازمان صنایع دفاع] و مشکلات عدم هماهنگى با ستاد کل[نیروهای مسلح] گفت و چاره جویى نمود. [آقای عبدالحسین وهاجی]، وزیر بازرگانى آمد؛ عازم آفریقا است. مشورت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۹
در منزل بودم. کار زیادى از دفتر آورده بودم که عمده وقتم را گرفت و نگذاشت استراحت داشته باشم. پیش از ظهر آقاى عبدالله نورى، [وزیرکشور] آمد و گزارشى از بازسازى مناطق مخروبة زلزله داد؛ از پیشرفت کار راضى است. براى تقویت استاندارها استمداد کرد و گزارش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۶۹
تا ساعت هشت و نیم کار کردم. ساعت نُه صبح، مطابق معمول ملاقات ها شروع شد. شوراى اسناد ملى آمدند. براى تنظیم اسناد گذشتة موجود در بایگانى هاى راکد کشور که ده ها سال است تنظیم نشده، اعتبار و امکانات زیادتر خواستند؛ موافقت نمودم. آقاى [محمد]معزّى، نماینده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۹
[آقایان کازرونی، کرباسچی و زواره ای] ، وزیر مسکن و شهرسازی، شهردار تهران و رییس سازمان ثبت اسناد و املاک آمدند. پروژه هاى ساختمانى که وزارت مسکن و شهرسازی، با دستور من، براى شهر تهران، به منظور شکستن بحران مسکن تنظیم کرده است، بررسى شد. قرار شد
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا


