در راه دفترم، براى عیادت آیت الله خامنه اى به بیمارستان قلب رفتم. هوشیار بودند، ولى معمولاً در خواب. لحظه اى بیدار شدند، احوالپرسى کردم. گفتند گاه به گاه درد شدید عارض مى شود که دکترها مى گویند طبیعى است. به دفترم رفتم. دکتر مجید عباسپور آمد. گزارش
در راه دفترم، براى عیادت آیت الله خامنه اى به بیمارستان قلب رفتم. هوشیار بودند، ولى معمولاً در خواب. لحظه اى بیدار شدند، احوالپرسى کردم. گفتند گاه به گاه درد شدید عارض مى شود که دکترها مى گویند طبیعى است.
به دفترم رفتم. دکتر مجید عباسپور آمد. گزارش صنایع ش.م.ر [= پدافند شیمیایی، میکربی و رادیواکتیو] را داد و براى اعتبار بیشتر استمداد کرد. آقاى [اکبر] ترکان، [وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح] آمد. گزارش وضع مطالبات مان از آلمان و انگلستان بابت قراردادهاى نظامى معلق شده را داد.
جلسه مجمع عمومی [شرکت] مترو [تهران] در حضور من تشکیل شد. در مورد خرید و ساخت واگن ها و تجهیزات ثابت مورد نیاز مذاکره شد. مقرر شد به خاطر وجود منابع جدید ساخت تجهیزات مترو که در مناقصه شرکت نکرده اند و نیز براى پیدا کردن منبع ارزانتر پیگیرى شود.
عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. گزارش ادغام نیروهاى انتظامى در دستور بود. سپس به بیمارستان قلب رفتم. آیت الله خامنه اى روى صندلى نشسته بودند. در حالى که احوالپرسى مى کردیم، براى خبر [تلویزیون] فیلمبردارى شد، حال شان رو به بهبود است و اطباء راضی اند؛ دستور دادم اعلام مراسم شکرگزارى براى پس فردا بشود.
به خانه آمدم. بچه ها جمع بودند. گفتند حال یاسر خوب شده، ولى هنوز در بیمارستان است. تلفنى صحبت کرد. مسأله اى درباره تیمّم پرسید. همشیره طیبه و بستگان آمدند. عازم سوریه اند. به عیادت یاسر رفتند. عفت هم آخر شب رفته بود.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام