ساعت پنج به وقت تهران و یک ونیم به وقت داکار، بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. روى تراس آمدم و بقیه خاطرات دیروز را نوشتم که خیلى هم طولانى شد و اکثر جاهاى خالى دفتر را که از خاطرات روزهاى ماه آذر، نیمه خالى مانده بود، پُر کرد. فکر مى کنم براى ثبت خاطرات
ساعت پنج به وقت تهران و یک ونیم به وقت داکار، بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. روى تراس آمدم و بقیه خاطرات دیروز را نوشتم که خیلى هم طولانى شد و اکثر جاهاى خالى دفتر را که از خاطرات روزهاى ماه آذر، نیمه خالى مانده بود، پُر کرد. فکر مى کنم براى ثبت خاطرات روزهاى آینده سفر تمام جاهاى خالى مانده دفتر پُر شود.
پشه اى اطرافم پرواز مى کرد و گاهى به من نزدیک مى شد؛ چون معروف است اینجا پشه مالاریا دارد، توجهم را جلب مى کرد که مواظب باشم نگزد. داخل اتاق آمدم. به ساعت نگاه کردم. معلوم شد، اشتباه شده و ساعت نُه به وقت تهران و پنج و نیم به وقت اینجا بود. عفت هم براى نماز بیدار شد.
صبحانه را با خانواده در سالن پایین صرف کردیم. حدود ساعت هشت ونیم، همراه دکتر ولایتى به محل کنفرانس رفتیم؛ هتل بزرگى در ساحل اقیانوس است که به شکل صلیب ساخته شده؛ طراح و مجرى، فرانسوى ها بوده اند. اصولاً اکثر کارهاى سنگال، به دست فرانسوى ها است. نفوذشان از زمان استعمار مانده است. حتى چند وزیر فرانسوى در کابینه سنگال است؛ به این صورت که تابعیت سنگالى گرفته اند.
در فروشگاه هاى بزرگ و کارهاى فنى و مدیریت ها هم هستند و عجیب است که محل کنفرانس اسلامى به شکل صلیب باشد. اصولاً در اینجا و بسیارى از کشورهاى دیگر آفریقا، حساسیت و تضاد جدى بین مسلمین و مسیحیت و مذاهب دیگر نیست. عمده هزینه ساختمان را عربستان سعودى داده که مى گویند حدود دویست میلیون دلار از سیصد میلیون دلار را تامین کرده است و به همین جهت، اسم دوم آن را «مجتمع ملک فهد» گذاشته اند و اصولاً در مراسم عمومى هم سعى مى شود عربستان برجسته شود و به نظر مى رسد حاکمیت واقعى برکنفرانس از آنِ عربستان سعودى است.
در هتل که شش طبقه است، در هر بخش، دو طرف هر سالن را به دو میهمان داده اند. دو سوییت و شش اتاق در طبقه سوم و رو به ساحل به ایران داده اند. بعضى از اعضای هیأت ما و پاسداران آنجا مستقر شدند. همراهان جمع شدند. دربارة کیفیت برخورد با پیشنهاد تأیید مذاکرات مادرید که در جلسه وزرا و کارشناسان تصویب شده و فقط ایران مخالفت کرده، مذاکره و مشاوره شد. قرار شد در جلسه سران مخالفت جدى بشود و علاوه در ملاقات ها با سران هیأت ها نیز مخالفت ها ابراز شود. نظر بعضى این است که در جلسه پایانى نمانیم. چون دوران اقامت خیلى طولانى است و بسیارى از سران هیأت ها نمى مانند.
[شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی]، ولیعهد قطر به ملاقات آمد. به او گفتم مصلحت نیست که کنفرانس جریان مذاکره با اسراییل را تصویب کند؛ منطقاً قبول داشت، ولى گفت اعراب و فلسطینى ها و کشورهاى همسایه اسراییل پذیرفته اند. قرار شد حرف ما را با دیگران مطرح کند.
براى شرکت در مراسم افتتاح کنفرانس رفتیم. همه همراهان را مانع ورود با من شدند و من تنها به سالن کنفرانس رفتم. جمعى از سران کشورهاى اسلامى در آنجا، به انتظار شروع جلسه نشسته بودند؛ بدون مترجم و بدون برنامه. بعضى ها با افراد مجاور خود حرف مى زدند و بعضى ساکت بودند.
جالب اینکه خانم خالده ضیاء، نخست وزیر بنگلادش هم نشسته بود و جلوی پاى هیچ یک از سران هنگام ورود بلند نمى شد و کسانى که براى مصافحه با او به سویش دست دراز مى کردند، دست نمى داد. مدتى قبل، رسماً اعلام کرده که حاضر نیست با مردها دست بدهد؛ خوشم آمد.
بالاخره مترجم فرانسه من، خودش را به داخل رساند و من آقاى شاذلى بن جدید، [رییس جمهور الجزایر] را دعوت کردم و براى مذاکره به راهرو رفتیم. از وضع الجزایر پرسیدم. از حرکت مسلمانان ناراضى است و آن را مضر مى داند، ولى خطر مهمى نمى داند؛ مدعى است در الجزایر، اسلام واقعى حاکم است و اینها افراطى و ریاکارند. دربارة تهدید آمریکا و انگلیس و فرانسه علیه لیبى پرسیدم. گفت جدى است و آنها بنا دارند به محاصره اقتصادى و نهایتاً به حمله نظامى بکشانند.
بالاخره اجلاس با تأخیر زیاد شروع شد. ابتدا به ریاست [شیخ جابر الاحمد الصباح]، امیر کویت که در دوره سابق رییس بوده که با سخنرانى کوتاهى اجلاس را تحویل آقای عبدو دیوف، رییس جمهور سنگال داد و ضمن صحبت هایش، عراق را در جنگ علیه ایران، متجاوز و شروع کننده جنگ خواند که برایمان جالب بود.
سپس عبدو دیوف صحبت کرد و سپس [آقای الیاس هراوی]، رییس جمهور لبنان به نمایندگى از کشورهاى عربى و من از سوى کشورهاى آسیایى صحبت کردیم. بعد از آن، دبیرخانه کنفرانس گزارش کار داد و رؤساى سازمان وحدت آفریقا و کشورهاى غیرمتعهد هم پیام خواندند و جلسه نزدیک ساعت سه ونیم تعطیل شد.
به تقاضاى هیأت عربستان سعودی، با امیر عبدالله، ولیعهد این کشور، در یکى از سالن هاى مجاور ملاقات کردم. از عمل عربستان در تولید زیاد نفت و پایین آوردن قیمت نفت و از فشار آنها برای تأیید [صلح] مادرید از سوى کنفرانس و نیز از خُلف وعده آنها در مورد میزبانى کنفرانس آینده که قبلاً ملک فهد با میزبانى ایران موافقت کرده بود، ولی اکنون خودشان داوطلب میزبانى شده اند، انتقاد کردم. زبانش لکنت دارد. به هیچ یک از اعتراضات من جواب درستى نداد و قبول هم نکرد؛ ولی پذیرفت بعد از میزبانی عربستان، ایران در نوبت بعد باشد.
با رییس جمهور بنین هم در همان جا ملاقات کردیم؛ خیلى دوستانه بود. حرف مهمى جز توسعه روابط نداشتیم.
براى استراحت و ناهار به اتاقم رفتم. ساعت چهار بعد از ظهر با یاسر ناهار خوردیم و بعد از نماز و کمى استراحت، ملاقات ها ادامه یافت. خانم خالده ضیاء، نخست وزیر بنگلادش آمد. خواهان توسعه روابط و موافقت با حضور بیشتر کارگران بنگلادشى در ایران و کمک به آسیب دیدگان سیل و طوفان شد؛ به نظر مى رسد تسلطى بر امور کشور ندارد.
آقاى اوزال، رییس جمهور ترکیه و همراهان آمدند. مذاکرات گرم و دوستانه مفصلى داشتیم. از مساله کشتى شرمنده بود و آن را به گردن قوه قضاییه انداخت و گفت تا یک هفته دیگر حل مى شود. دربارة عراق، کنفرانس مادرید، مساله کُردها، اجراى توافقات، سفر آینده اش به ایران، مساله آب، اکو و... مذاکره کردیم. گفت مى توانند با سلیمان دمیرل بسازند.
ساعت نُه شب، براى شرکت در ضیافت عبدودیوف که به افتخار رؤسا برگزار شده بود، به سالن هتل رفتیم. در آنجا با هیأت ترکیه سر یک میز نشستیم و فرصت دیگرى پیش آمد که دربارة همه مسایل مورد علاقه دو طرف صحبت کنیم. پیشنهاد همکارى بیشتر با جمهوری هاى مسلمان نشین شوروى داد. دکتر ولایتى هم با من بود.
دیر وقت به رزیدانس آمدیم. خسته بودم و زود خوابیدم. عفت و بچه ها هم مشغولیاتى داشته اند که تعریف کردند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام