خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:25کد خبر29625

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. نمایندگان انجمن هاى اسلامى ادارات آمدند. صحبت کوتاهى برایشان نمودم. آقاى محجوب، مخترع ماشین قالی بافى از سبزوار آمد. توضیحات کافى دربارة اختراعش داد و نمونه هاى بافته شده را ارایه داد. براى پیاده کردن این صنعت مشورت

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. نمایندگان انجمن هاى اسلامى ادارات آمدند. صحبت کوتاهى برایشان نمودم.

آقاى محجوب، مخترع ماشین قالی بافى از سبزوار آمد. توضیحات کافى دربارة اختراعش داد و نمونه هاى بافته شده را ارایه داد. براى پیاده کردن این صنعت مشورت کرد. به خاطر نگرانى از کسادى کار قالی بافان و خطرِ افتادن این صنعت ماشینی به دست دیگران و براى اجراى کار استمداد کرد.

ظهر پیام رهبرى[به مناسبت مراسم حج] پخش شد؛ مطالب خوبى داشت. پیام کوتاهى در جواب و استقبال از پیام ایشان نوشتم. عصر آقاى [شیخ حسن]صانعى آمد؛ عازم مکه است. او خواستار محبت به مجمع روحانیون[مبارز تهران] شد.

[آقای محسن نوربخش]، وزیر امور اقتصادی و دارایی و جمعى از نمایندگان مجلس و [آقای سید محمدحسین] عادلی، رییس بانک مرکزى آمدند. در ادامة بحث تعدیل اقتصادى و قیمت ارز مذاکره شد. دربارة پیاده کردن طرح ماشین قالی بافى مشورت شد که مورد تایید قرار گرفت.

آقای [علی]آقا محمدى، [نماینده همدان] آمد. دربارة سیاست توجیه نمایندگان مجلس و سیاست تبلیغى مطالبى داشت. شب به خانه آمدم. فاطى که فردا عازم رفسنجان است، خداحافظى کرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا