ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها مسأله آوارگان عراق و تأمین منطقه امن در خاک عراق براى آنها، در صدر است. [آقای عبدالرحمن محمد سعید]، سفیر جدید سودان و نیز [آقای نورالدین الحمدانی]، سفیر جدید تونس، براى تقدیم استوارنامه آمدند. با هر دو گرم
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها مسأله آوارگان عراق و تأمین منطقه امن در خاک عراق براى آنها، در صدر است. [آقای عبدالرحمن محمد سعید]، سفیر جدید سودان و نیز [آقای نورالدین الحمدانی]، سفیر جدید تونس، براى تقدیم استوارنامه آمدند. با هر دو گرم گرفتم؛ تونسى ها شرمنده اند.
[آقای بلال صالح زواوی]، سفیر فلسطین آمد. از مواضع گذشتة سازمان آزادیبخش فلسطین عذرخواهى نمود و از اشتباه هاى خطرناک صدام در حمله به ایران و کویت به سختى انتقاد کرد. براى حل مشکلات مالى و سیاسى شان استمداد کرد؛ دلجویى کردم و قول کمک دادم.
[آقای موحدیان]، سفیر جدیدمان در چکسلواکى آمد. براى ارتقای سطح همکارى ها، مشورت کرد. به آقاى [سیدرضا] زواره اى، تلفنى گفتم که مشکل براى صندوق قرض الحسنه رفسنجان پیش نیاید. تیمسار[حسین] حسنى سعدی، فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] آمد. اوضاع ارتش را گفت و براى بازسازى و نیز براى شرکت در طرح هاى عمرانى استمداد کرد.
عصر شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. درباره منطقه امن براى آوارگان عراق با کمک سازمان ملل و مسأله هواپیماهاى عراق و تبلیغات و... تصمیم گیرى شد. بعد از افطار آقایان [علی] لاریجانى و [اکبر] ترکان، براى امور جاری شان استمداد کردند. تا ساعت هشت ونیم شب در دفترم کار کردم و به خانه آمدم. تلفنى با آیت الله خامنه اى صحبت کردم. مبتلا به درد معده شده اند و دکتر خواسته بودند.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام