خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 22:49کد خبر29889

ساعت هشت و نیم صبح به دفتر رسیدم. جمعى از سران مؤتلفه و انجمن هاى اسلامى اصناف آمدند. مطابق معمول از وزارت بازرگانى و مالیات و کارهاى شهردار انتقاد داشتند؛ بدون راه حل مشخص. آقاى [علی اصغر] باغانى آمد. از کُندى کار شوراى انتخاب خبرگان، بدون مدرک و دلیل

ساعت هشت و نیم صبح به دفتر رسیدم. جمعى از سران مؤتلفه و انجمن هاى اسلامى اصناف آمدند. مطابق معمول از وزارت بازرگانى و مالیات و کارهاى شهردار انتقاد داشتند؛ بدون راه حل مشخص.

آقاى [علی اصغر] باغانى آمد. از کُندى کار شوراى انتخاب خبرگان، بدون مدرک و دلیل انتقاد کرد و گفت مى خواهد در سبزوار کاندیدای انتخابات شود و از سیاست هاى دولت تعریف کرد و دعا.

رییس سازمان بهزیستى و معاونان آمدند و براى اجرای طرح هاى اشتغال زا کمک خواستند. پیشنهاد ادغام سازمان هاى موازى حمایتى را دارند. آقایان آخوندى، کتابفروش و خاموشى آمدند و براى مدرسه علمیه جدید الاحداث و تأمین کاغذ کمک خواستند و از سیاست هاى دولت تشکر کردند.

عصر دکتر [محسن] نوربخش و [مهدی] نواب آمدند و در مورد اصلاح ساختار شرکت کروپ آلمان نظر خواستند. ما داراى 25 درصد سهام آن هستیم و بناست با شرکت تین ادغام شود. دکتر [حسن]روحانى آمد و راجع به ضرورت نوعى گفت وگو با آمریکا بر سر مسایل مشترک مثل عراق گفت.

شب شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. بحث برسر آینده عراق و احتمال کودتا یا جایگزینى معارضان و برنامه ما در این مورد بود که ناتمام ماند. شب به خانه

آمدم. در بین راه، احمدآقا با من بود و نظراتى دربارة سفر آیت الله خامنه اى به قم داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا