خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:41کد خبر29677

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده، کارهاى عقب مانده انجام شد. آقاى [سیدحسن]طاهرى خرم آبادى، [نماینده ولی فقیه در پاکستان]آمد. گزارشى از وضع پاکستان داد و پیشنهاد کرد، براى هزینه هاى شیعیان آنجا، خوب است سرمایه گذارى شود که با سود آن،

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده، کارهاى عقب مانده انجام شد. آقاى [سیدحسن]طاهرى خرم آبادى، [نماینده ولی فقیه در پاکستان]آمد. گزارشى از وضع پاکستان داد و پیشنهاد کرد، براى هزینه هاى شیعیان آنجا، خوب است سرمایه گذارى شود که با سود آن، مخارج را تأمین کنیم. گفتم در فکر استفاده از کارخانه بافندگى مشترک با پاکستان باشند که هم اکنون راکد است. براى کمک به استان لرستان استمداد کرد. گفتم در سفر آینده ام به استان، کمک هاى لازم را مى نمایم. پیشنهاد سفر به قم را داشت که گفتم مى روم.

آقاى [شیخ قدرت]علیخانى، بازرس نیروى انتظامى آمد. مقدارى به رادیکال هاى افراطى بد گفت و از ادغام نیروها تعریف کرد، ولى از پایین بودن درجات کمیته اى ها گفت که باید جبران شود و براى مسکن کمک خواست. خانم هاى اعضاى شوراى فرهنگی اجتماعى زنان آمدند؛ تشویق شان کردم. هدیه اى دادم و وعده دادم که پشتیبانى بیشتر بشود.

عصر تا ساعت پنج در دفترم کارها را انجام دادم. دکتر [علی اکبر]ولایتى گفت، سفیر فرانسه خبر داده که نامة متقابل وزیرامورخارجه ما را پذیرفته اند و وزیر امورخارجه فرانسه، براى تکمیل کار، هفته آینده به ایران مى آید. سفارت سوییس، [حافظ منافع ایالات متحده]، پیغامى از آمریکا براى مسایل افغانستان آورده است؛ گفتم بفرستند.

در خبرها تهدید نظامى آمریکا علیه عراق، به بهانه عدم ارایه اطلاعات لازم از امکانات اتمى و شیمیایى مطرح است. به خانه آمدم. بچه ها نبودند. از استخر استفاده کردم. خودم شام درست کردم و تنهایى خوردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا