خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:16کد خبر29509

ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده را تا نُه صبح انجام دادم. سفیران و کارداران خارجى، به مناسبت دهه فجر آمدند. سفیر اسپانیا به عنوان مُقدم السُفرا ، از سوى آنها تبریک گفت و من هم صحبت مفصلّى، دربارة سیاست خارجی مان و بحران خلیج فارس کردم .

ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده را تا نُه صبح انجام دادم. سفیران و کارداران خارجى، به مناسبت دهه فجر آمدند. سفیر اسپانیا به عنوان مُقدم السُفرا ، از سوى آنها تبریک گفت و من هم صحبت مفصلّى، دربارة سیاست خارجی مان و بحران خلیج فارس کردم . همه آمدند و مصافحه کردند. سپس در جمع آنها در اتاق انتظار نشستم و عکس یادگارى دسته جمعى در حیاط نهاد گرفتیم.

آقاى [عبدالله]نورى، وزیر کشور آمد. دربارة بودجه شهردارى ها و نیازهاى مالى آنها، با گران شدن بنزین و مسایل سیل و بندرآزاد چابهار صحبت شد. آقاى [جولیو]آندرئوتى، نخست وزیر ایتالیا، تلفنى تماس گرفت و از پیشرفت کار میانجیگرى ما در جنگ پرسید. گفتم آقاى ولایتى در سفر به ایتالیا توضیح مى دهد.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. قرار شد با سرمایه گذارى خارجى در تولید

مسکن موافقت کنیم. تا ساعت هشت شب در دفترم کار کردم. آقاى خامنه اى به خارج تهران رفته اند و جلسه معمول هفتگى را نداشتیم. زودتر به خانه آمدم. آشیخ محمد هاشمیان در خانه بود. مطابق معمول، مقدارى از اوضاع رفسنجان و همچنین اختلاف با آشیخ عباس[پورمحمدی] گفت و از سیاست هاى اقتصادى دولت ابراز رضایت کرد. از آقای فلاح، دادستان کرمان هم دفاع نمود.

[آقای علی اکبر ولایتی]، وزیر امورخارجه ما، امروز براى مذاکره با سران جنبش عدم تعهد، در جهت صلح، به یوگسلاوى رفته است. عراقی ها از ما خواسته اند که براى آتش بس بدون قید و شرط تلاش کنیم. کویتی ها هم خواسته اند که بدون خروج عراق از کویت، درخواست آتش بس نکنیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا