خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:06کد خبر29489

آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح] و معاونان آمدند؛ توضیح وضع کار را دادند و براى رفع کمبود پول صندوق بازنشستگى ارتش استمداد کردند.آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] و معاونان آمدند. وضع آبرسانى کشور و نیازها و کمبودها و

آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح] و معاونان آمدند؛ توضیح وضع کار را دادند و براى رفع کمبود پول صندوق بازنشستگى ارتش استمداد کردند.آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] و معاونان آمدند. وضع آبرسانى کشور و نیازها و کمبودها و تنگناها را گفتند و براى تامین آب تهران و شهرستان ها، بودجه اضافى خواستند.

آقاى [علیرضا]معیرى، [مشاور بین المل رییس جمهور]آمد. گزارش سفر ترکیه را داد. آقای اوزال، [رییس جمهور ترکیه] گفته که نمى خواهند وارد عراق شوند، ولى حکومت عراق باید ساقط شود. ظهر عفت، ناهار را با من بود.

عصر، [آقای نوازشریف]، نخست وزیر پاکستان و همراهان آمدند . اول جلسه خصوصى و سپس مذاکره رسمى علنى داشتیم؛ آدم متواضعى است و جداً خواستار همکارى با ما می باشد. طرحى براى حل جنگ دارد و خبر تازه اى ندارد. مى خواست که طرح را ما هم امضا کنیم که به ترکیه، سوریه و مصر هم ببرد. گفتم ظاهراً پذیرفته نیست،

بهتر است اول در این سفر، نظرها را بفهمید و سپس طرح را بگویید. براى مسایل خودمان، همکارى در نفت و گاز و راه و چند موضوع دیگر مطرح بود.

سرشب، شورای عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت . به افتخار مهمانان پاکستانى، شام دادیم؛ سرشام صحبت تشریفاتى کردیم و مذاکرات خصوصى نمودیم. او از اسرار مهم تسلیحاتى پاکستان گفت و اظهار آمادگى همکارى با ما نمود. شب به خانه نرفتم و تا دیروقت در دفترم کار کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا