خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:30کد خبر29414

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. دکتر[عباس]شیبانى آمد. براى تجهیزات بیمارستان ها و ساخت شهرک دانشگاهى استمداد کرد. دکتر [حسن]حبیبى آمد و گزارش سفر به سوریه را داد. [آقای عبدالله نوری]، وزیرکشور و استانداران گیلان و استان هاى معین آمدند. از آنها به

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. دکتر[عباس]شیبانى آمد. براى تجهیزات بیمارستان ها و ساخت شهرک دانشگاهى استمداد کرد. دکتر [حسن]حبیبى آمد و گزارش سفر به سوریه را داد. [آقای عبدالله نوری]، وزیرکشور و استانداران گیلان و استان هاى معین آمدند. از آنها به خاطر تلاش هایشان در بازسازى تشکر کردم؛ گفتم خدمات انجام شده را به مردم بگویند .

آقاى [غلامعلی]شهرکى، [نماینده زابل]، همراه مولوى حامد براى احاله کار به مولوى ها آمدند. آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [سیدحسن]فیروزآبادى و [اکبر]ترکان، براى اعتبارات نیروهاى مسلح آمدند ؛ برسر مبلغ اعتبارات جیرة غذا، اختلاف داشتند. در مورد اعتبارات سال آینده و امتیازات توافق شد.

عصر ستاد مبارزه با مواد مخدر جلسه داشت. گزارش را شنیدم. براى تأمین اعتبار اردوگاه های معتادان تصمیم گرفتیم. تا ساعت هشت شب، در دفترم کار کردم و به خانه آمدم. فیلمبرداران براى تهیه فیلم «یک روز زندگى[رییس جمهور]»آمده بودند؛ در خانه از صرف شام و معاشرت ها فیلمبردارى کردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا