خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:47کد خبر29449

از منزل به اقامتگاه سعدآباد رفتم و همراه [آقای عمرالبشیر]، رییس شوراى انقلاب سودان به فرودگاه رفتیم. در راه مذاکرات خصوصى تر انجام شد. گفت مى خواهد چند روز دیگر به عراق برود و خواست که اگر مطلبى براى صدام داریم، بگویم. گفتم به خاطر ناتمام ماندن مسأله

از منزل به اقامتگاه سعدآباد رفتم و همراه [آقای عمرالبشیر]، رییس شوراى انقلاب سودان به فرودگاه رفتیم. در راه مذاکرات خصوصى تر انجام شد. گفت مى خواهد چند روز دیگر به عراق برود و خواست که اگر مطلبى براى صدام داریم، بگویم. گفتم به خاطر ناتمام ماندن مسأله اسرا، اعتماد لازم براى ما بوجود نیامده است. از حال صادق المهدى پرسیدم.

گفت در منزلى تحت نظر است و بعضى از اعضاى حزب اش فرارى و بعضى ساکت و بعضى هم همکارى مى کنند.

پس از مصاحبه و بدرقه رسمى، ساعت ده ونیم به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم. ساعت چهار و نیم بعد از ظهر، براى استقبال [آقای شاذلی بن جدید]، رییس جمهور الجزایر به فرودگاه مهرآباد رفتیم که از عراق مى آید. با یک ساعت تأخیر رسید. پس از مراسم استقبال رسمى و مصاحبه کوتاه دو نفر ، به سوى دفتر من حرکت کردیم.

در راه، صحبت هاى خصوصى و سرّى انجام شد. گفت در آخرین جلسه که لحظات قبل از حرکت از بغداد، با صدام به طور خصوصى داشتند، به این نتیجه رسیده که صدام آماده خروج از کویت است، به شرط اینکه طرف مقابل امتیازاتى بدهد؛ به تعبیر خودش «تنازل مشترک» و گفت پس از اردن، عراق، ایران، عمان ومصر، به سوریه مى رود؛ به عربستان نمى رود. زیرا سعودى ها، با سفر او موافقت نکرده اند و معتقد بود که آمریکا مانع قبول سعودى ها شده است.

لَدى الورود، در دفترم مذاکرات فشرده اى داشتیم. از حرکت به سوى دموکراسى در الجزایر و مسایل کشورهاى مغرب عربى و مذاکراتش در بغداد و امان و همکارى هاى بین الامنیتى صحبت شد. من براى نماز مغرب رفتم و او هم به اتاقى براى استراحت رفت.

ساعت هفت بعد از ظهر، به مقر رهبرى، براى ملاقات با ایشان رفتیم.

مذاکرات تشریفاتى و کلیات بود. آنها به اقامتگاه سعدآباد رفتند و من بعداً ملحق شدم. جلسه مذاکره خصوصى با حضور مترجم داشتیم. پیام صدام را داد که گفته بود، در اراده دوستى و همکارى با ایران مصمم است و از من خواسته بود که اگر شبهه اى دارم، توضیح بخواهم. گفت عراقى ها آماده «تنازل مشترک» با آمریکا و کویتی ها هستند، و هم این را صریح نمى گویند؛ از حرف هاى آنها مى شود فهمید. دربارة احتمالات جنگ و صلح مذاکره شد.

سر میز شام، با حضور اعضاى هیأت، حرف هاى معمولى زدیم؛ درباره گاز و نفت و صنایع. دیر وقت به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا