خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/30 - 14:39کد خبر29963

دو روز عقب ‏ماندگى در نوشتن خاطرات را جبران و ساعتى هم، تفسير مطالعه كردم. با توجه به وضع روحى خود و وضع جامعه، آيات راجع به جنگ احد را انتخاب كردم. سپس به ‌زيارت امام رفتم.
 

دو روز عقب ‏ماندگى در نوشتن خاطرات را جبران و ساعتى هم، تفسير مطالعه كردم. با توجه به وضع روحى خود و وضع جامعه، آيات راجع به جنگ احد را انتخاب كردم. سپس به ‌زيارت امام رفتم.

حال امام خوب است. در ماه رمضان به خاطر قطع ملاقات ‏ها، استراحت كرده‌اند. با ايشان ‌درباره كانديداهاى رياست‏ جمهورى و تبليغات انتخابات و نخست‏ وزير آينده و جنگ و چيزهاى ديگر مشورت كردم. ايشان سفارش اكيد در محافظت اينجانب و مسئولان ديگر داشتند.

در مجلس، جلسه هيأت ریيسه داشتم. جلسه علنى براى يك هفته نخواهيم داشت. آخرين ‌جلسه هيأت ریيسه سال جارى است. برنامه هفته آينده را مرتب كرديم و قرار شد براى ‌ساختمان منازل مسكونى نمايندگان - كه بودجه‌اش تأمين شده - مسئول تعیين كنيم و كارهاى‌ جزیى ديگر.

بعدازظهر، با تلويزيون ايتاليا مصاحبه داشتم  و با كاردار سفارت پاكستان، ملاقاتى داشتم ‌كه خواستار توسعه همكارى و رفع سوء تفاهمات بود.
آقاى [سيدمحمود] دعایى با فرزند مرحوم خالصى زاده كه از مبارزان عراق است، آمدند و درباره كيفيت مبارزه در داخل عراق و هماهنگ كردن مبارزان، بحث كرديم. آقاى سيد صادق‌ موسوى (شيرازى) هم از لبنان آمده بود و سفارش تبليغ مناسب، براى روز قدس امسال داشت.

آخر وقت، به ملاقات آقاى خامنه‌اى، در بيمارستان قلب رفتم. حال‏شان بهتر است. دست ‌راست‏شان را كه بى ‏حس است به بالا بسته بودند كه خون ها در وريدها جمع نشود و ورم كاسته‌ شود. مقدارى درباره اوضاع جارى كشور صحبت كرديم.

افطار به خانه آمدم. عفت، منزل آقا جلال - پاسدارمان - مهمان بود. بچه‌ها بودند و اول‌ شب، بچه‌هاى مرحوم اخوى هم آمدند، محمد اخوى زاده، تأكيد بر باز كردن دانشگاه‏ ها داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا