خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:20کد خبر29401

دیشب باران باریده بود. در خانه بودم. وقت به استراحت و به مطالعة مسایل فقهی و تفسیری گذشت. امروز در قم، طلاب و مردم، علیه بعضى از نمایندگان رادیکال مجلس راهپیمایى کردند. آقاى [محمد]یزدى هم در نماز جمعه، به تلخى نمایندگانى را که حرف ولایت فقیه را در مجلس

دیشب باران باریده بود. در خانه بودم. وقت به استراحت و به مطالعة مسایل فقهی و تفسیری گذشت. امروز در قم، طلاب و مردم، علیه بعضى از نمایندگان رادیکال مجلس راهپیمایى کردند. آقاى [محمد]یزدى هم در نماز جمعه، به تلخى نمایندگانى را که حرف ولایت فقیه را در مجلس مراعات نکرده اند، مورد حمله قرار داد.

عصر احمد آقا آمد. از موج جدید حمله اظهار نگرانى کرد و گفت [مجمع]روحانیون خود را براى ختم درگیری ها آماده کرده بودند. گفتم آنها حساب خودشان را از افراد تند جدا کنند؛ از من خواست که براى آرام کردن جریان و جلب اعتماد آنها کمک کنم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا