خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:17کد خبر29559

سحر که بیدار شدم، معلوم شد یاسر بعد از نیمه شب از اهواز رسیده است. ضمن سحرى خوردن توضیح داد که به خواست آقاى [سیدمحمدباقر] حکیم، [رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق]، به خرمشهر، قرارگاه عملیاتى بدرى ها رفته است. گزارش خوبى از وضع افراد و پرسنل عراقى و

سحر که بیدار شدم، معلوم شد یاسر بعد از نیمه شب از اهواز رسیده است. ضمن سحرى خوردن توضیح داد که به خواست آقاى [سیدمحمدباقر] حکیم، [رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق]، به خرمشهر، قرارگاه عملیاتى بدرى ها رفته است. گزارش خوبى از وضع افراد و پرسنل عراقى و نحوة عملیات و تدارکات و پشتیبانى ها و کمبودها داد. گفتم آقایان عبدالعزیز حکیم و اروج براى توضیح بیشتر بیایند.

پیش از ظهر، [بانو خدیجه ثقفی]، همسر امام برای عیددیدنی آمدند. مقدارى از وضع زندگی شان و دوران اقامت شان در نجف پرسیدم.

شب آقاى سید عباس طباطبایى، [از اقوام] آمد و از وضع دانشگاه ها گفت. آقای سید هادى طباطبایى آمد و براى پیشبرد کار شرکت نیشکر خوزستان استمداد کرد. آقاى اروج آمد و گزارش وضع نیروهاى سپاه بدر در جنوب را داد. تأکید کردم مواظب باشد که جنگ بین ما و عراق حساب نشود. مسأله به خود عراقى ها با دولت شان مربوط است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا