دو روز تأخير در نوشتن خاطرات را اول وقت نوشتم. سپس به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. بحث درباره لايحه بودجه بود. پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه علنى بود.
دو روز تأخير در نوشتن خاطرات را اول وقت نوشتم. سپس به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. بحث درباره لايحه بودجه بود. پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه علنى بود.
بعدازظهر، سفير كره جنوبى براى خداحافظى آمد و نامه ریيس مجلس كره جنوبى را آورد كه از من براى ديدار كره جنوبى دعوت كرده بود.
اخيراً وزارت خارجه ما، سفارت كره جنوبى را به سطح كاردار تنزل داده. سفير خيلى ناراحت بود. علت را پرسيد. گفتم: جاسوسى چند عضو سفارت و برقرارى روابط بين كره و عراق در حين جنگ ما با عراق و خوددارى از فروش اسلحه به ما، پس از اينكه هيأتى از ايران را براى فروش اسلحه به كره دعوت كردهايد. قرار شد با دولتش تماس بگيرد و براى رفع علل سردى روابط، تلاش كند. خواست كه روابط اقتصادى پایين نيايد.
گروهى از نيروى هوایى آمدند و پيشنهادهایى داشتند براى تعويض كادر ستاد نيرو، پس از سرهنگ [جواد] فكورى كه احتمالاً پست فرماندهى نيروى هوایى را براى پست وزارت [دفاع] از دست بدهد؛ چون قانون اساسى دو شغل را اجازه نمىدهد.
مصاحبهاى مطبوعاتى و راديو تلويزيونى درباره انتخابات، طرح احزاب و نمايندگان مخالف و تحليلى از مسائل جارى كشور داشتم . افطار آقايان رجایى، موسوى اردبيلى و بهزاد نبوى، در مجلس مهمان من بودند. شوراى موقت رياست جمهورى، در دفتر من تشكيل جلسه داد. درباره اوضاع جارى، مبارزه با گروهك هاى محارب، اصلاح تبليغات درباره آن ها، مديران صداوسيما بعد از استعفاى آقاى [على] لاريجانى و رفقايش و [همچنين] نخست وزير آينده، مذاكره كرديم. گزارش وضع جنگ را داديم. براى نخست وزيرى آينده، بيشتر سراغ آقاى باهنر رفتيم و براى مدير عامل صداوسيما آقاى [غلامعلى] حداد عادل را در نظر گرفتيم.
شب را در دفترم خوابيدم و سحرى را همان جا صرف كردم. احمدآقا تلفن كرد و از وضع آب شهر تهران كه اخيراً قطع و وصل مىشود، اظهار نگرانى كرد و احتمال سوء نيت مىداد. قرار شد تعقيب شود.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام