خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:40کد خبر29434

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارها انجام شد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. دربارة طرح در دست اجراى راه آهن بافق- بندرعباس گفت؛ تأکید کردم که به صورت ضربتى انجام شود. خواستم که طرح جاده تهران – چالوس[= اتوبان شمال]، آماده شود که سپاه

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارها انجام شد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. دربارة طرح در دست اجراى راه آهن بافق- بندرعباس گفت؛ تأکید کردم که به صورت ضربتى انجام شود. خواستم که طرح جاده تهران – چالوس[= اتوبان شمال]، آماده شود که سپاه خواستار پیمانکارى آن است.

آقاى [غلامرضا]فروزش، وزیر جهادسازندگی آمد. گزارش سفر به کشورهاى آفریقایى و طرح هایی که جهاد در غنا، سیرالئون و سودان در دست اجرا دارد، ارائه داد. براى توسعة اقدامات عمرانى امکانات خواست و براى تقویت روابط با سودان که مردم آن با انقلاب اسلامى ایران همراه هستند، توصیه کرد.

شوراى عالى ادارى جلسه داشت. لایحه پیشنهادى نظام هماهنگ پرداخت، در دستور بود؛ کلیات آن تصویب شد. عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. بودجه در دستور است.

شب نمایندگان مجلس و وزرا مهمانم بودند؛ جلسه خوبى بود. چند نفر از نمایندگان سئوال و انتقاد مطرح کردند و آقاى [مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی] هم ضمن ستایش از من، از مسایل [مربوط به انتخابات مجلس]خبرگان انتقاد کرد و از حذف دوستانش و خودش و نیز عدم حمایت من گله کرد.

من صحبت مفصلی کردم . وضع منطقه را گفتم و انتقادات را پاسخ دادم. رادیکال ها از مطالب خطبة جمعه اخیر من ناراحت اند؛ آن را به خودشان گرفته اند؛ قانع شان کردم که نباید به خود بگیرند. منظور مخالفت با تندروی است؛ از هر فرد و گروه. بعد از شام به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا