خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:32کد خبر29775

اخبار کنفرانس مادرید در صدر است. دیروز مذاکرات کلى بوده، در حد سخنرانى هاى آمریکا و شوروى و اسپانیا و نوعى توجه به خواسته هاى اسراییل در اظهارات بوش که اعراب را نگران کرده است. تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت گزارش

اخبار کنفرانس مادرید در صدر است. دیروز مذاکرات کلى بوده، در حد سخنرانى هاى آمریکا و شوروى و اسپانیا و نوعى توجه به خواسته هاى اسراییل در اظهارات بوش که اعراب را نگران کرده است.

تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت گزارش امور نفت را داد و از فراوانى طرح هاى عمرانى و همچنین از نیازهاى ریالى و مصالح گفت. به خاطر پرداختن به میهمانان چینی، برنامه مجمع تشخیص مصلحت را لغو کردیم.

ساعت ده صبح، رییس جمهور چین و همراهان به دفتر آمدند. ابتدا جلسه خصوصى داشتیم، ولی صحبت هاى معمولى بود. سپس جلسه مذاکرات رسمى دربارة روابط دو جانبه بود که دربارة مسایل آسیا و منطقه ای و جهانى و سوءاستفاده آمریکا از خلاء رقیب پرقدرت صحبت شد. تا نصف مذاکرات، از روى نوشته حرف مى زد و خشک و معمولی بود. بعداً که با سئوالات من مواجه شد، دیگر نوشته نداشت و بهتر شد.

دو ساعت طول مذاکرات بود و جالب اینکه با ضعف[بدنی] و کِبرسن - 85 سال- به خوبى تحمل کرد. بعد از جلسه، دکتر ولایتى و [محمود]واعظى آمدند و برنامه تحرک معارضان عراقى را توضیح دادند. آقاى [منصور] رضوى[دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی] آمد و مشکلات خانوادگى اش را مطرح کرد.

عصر براى حضور در مراسم ملاقات رییس جمهور چین، به دفتر رهبرى رفتیم ؛آمدند ولى ننشستند، زیرا صندلى نبود و می بایست روى زمین مى نشستند. چون پیر است و چاق، نمى توانست بنشیند؛ آنها عادت به نشستن روی زمین ندارند. چند دقیقه سرپا مذاکره کردند و رفتند؛ خوب نشد. با اینکه قبلاً تذکر داده بودیم که فکری برای صندلی بشود.

به دفترم برگشتم. آقایان [محمود]واعظى و [احمد]وحیدى آمدند. گفتند اسراییل گفته قبل از روشن شدن وضع خلبان مفقودش، هیچ لبنانى را در مقابل گروگان هاى غربى آزاد نمى کند و کار دبیرکل[سازمان ملل] به مشکل برخورد کرده است. قرار شد بررسى کنند و راه هاى دیگرى براى حل مشکل گروگان ها پیدا شود یا امتیازات دیگرى براى لبنانى ها در نظر بگیرند.

شب به مهمان سراى سعدآباد رفتیم. با مهمانان چینى شام خوردیم و مذاکره کردیم. ساعت نُه شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا