خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:20کد خبر29612

ساعت هشت و نیم صبح، براى بررسى وضع عمومى منطقه به پارک جمشیدیه رفتیم؛ از زمانى که امام به جماران آمدند، حفاظت این پارک را ممنوع الورود کرد و اخیراً شهردارى مى خواهد آن را تعمیر کنند و در اختیار مردم بگذارد. سپاه حفاظت مخالف است و جوسازى مى کنند. با هلی

ساعت هشت و نیم صبح، براى بررسى وضع عمومى منطقه به پارک جمشیدیه رفتیم؛ از زمانى که امام به جماران آمدند، حفاظت این پارک را ممنوع الورود کرد و اخیراً شهردارى مى خواهد آن را تعمیر کنند و در اختیار مردم بگذارد. سپاه حفاظت مخالف است و جوسازى مى کنند. با هلی کوپتر به مرقد امام رفتیم. سخنرانى افتتاحیه کنگره حج را انجام دادم و به دفترم برگشتم و کارها را انجام دادم.

همسر شهید بهشتى آمد. براى برگزارى سالگرد شهداى حزب کمک خواست و براى فروش و تعویض خانه مشورت کرد. برای ازدواج دخترش کمکى نمودم. [مسئولین] جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم آمدند. دربارة انتخابات آینده، مسأله عراق و بى بندبارى در موسیقى و فیلم و نشریات، مطالبى مطرح کردند. ناهار را ماندند. تلفنى با آیت الله خامنه اى دربارة عزاى عمومى صحبت کردم.

عصر آقاى سید عبدالعزیز حکیم آمد. گزارش سفر به عربستان و مذاکره با سعودى ها درباره آینده عراق را داد. معتقد بود سعودى ها براى جایگزینى معارضین به جاى صدام آماده اند و برنامه عملى را توضیح داد.

[آقای اکرم زکی]، فرستاده ویژه رییس جمهور پاکستان آمد. دربارة افغانستان و کشمیر و روابط دوجانبه مذاکره شد. تا شب کارهاى دفتر را انجام دادم و خسته شدم. دکتر [محسن] نوربخش آمد. برای امور اقتصادی و مراجعت ایرانیان از خارج صحبت داشت.

به خانه آمدم. نوشته [روزنامه] لوموند، [چاپ پاریس] راجع به زندگى خودم را آوردم

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا