خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:43کد خبر29688

ساعت پنج و نیم بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. کارها را انجام دادم و کتابخانه ام را نظم دادم. امروز ملاقات کنندگان، نمایندگان مجلس بودند.آقاى [علی اصغر]جعفرى اصفهانى، [نماینده لنجان اصفهان] آمد و اظهار وفادارى کرد و کمک خواست. تقاضا کرد به تندروها

ساعت پنج و نیم بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. کارها را انجام دادم و کتابخانه ام را نظم دادم. امروز ملاقات کنندگان، نمایندگان مجلس بودند.آقاى [علی اصغر]جعفرى اصفهانى، [نماینده لنجان اصفهان] آمد و اظهار وفادارى کرد و کمک خواست. تقاضا کرد به تندروها بیشتر برسم که منزوى نشوند.

آقاى [سید سجاد]حُججى، نماینده میانه آمد. از امام جمعه و فرماندار میانه شکایت داشت. اصولاً از قدیم این دعوا را داشته و درگیر است. آقاى [مسلم]میرزاپور، نماینده رودبار آمد. گزارش وضع بازسازى [مناطق زلزله زده] و مشکلات را گفت. آقاى فخرالدین حجازى، [نماینده تهران] آمد و مطابق معمول از کم توجهى به خودش گله کرد و کمک خواست.

آقایان [سید محمد]خاتمى با [اسدالله]بیات، مجید انصارى، [سید عبدالواحد]موسوى لارى و آشیخ حجت آمدند. از تعبیر شوراى نگهبان و احتمال حذف نیروهاى خط خودشان اظهار نگرانى نمودند و از من براى حل این مشکل استمداد کردند. گفتم با تفسیرکارى نمى شود کرد؛ حق شوراى نگهبان است، گرچه ممکن است تفسیر درست نباشد. بیشتر باید تلاش کرد که خطى برخورد نکنند؛ البته امکان حذف بعضى ها هست.

عصر تا ساعت شش و نیم در دفترم کار کردم. به خانه آمدم. بچه ها هم آمدند. شام اینجا بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا