صبح به مطالعه گزارش ها و گرفتن اخبار و نوشتن خاطرات و صرف صبحانه پرداختم. بعد از ملاقات با [آقای اکبر پرهیزکار]، استاندار آذربایجان شرقی و استماع مطالب او دربارة امور استان و نیازها، جلسه ای با مدیران کشت و صنعت مغان داشتم؛ تشویق شان کردم. خبر دادند که
صبح به مطالعه گزارش ها و گرفتن اخبار و نوشتن خاطرات و صرف صبحانه پرداختم. بعد از ملاقات با [آقای اکبر پرهیزکار]، استاندار آذربایجان شرقی و استماع مطالب او دربارة امور استان و نیازها، جلسه ای با مدیران کشت و صنعت مغان داشتم؛ تشویق شان کردم.
خبر دادند که در اثر مه گرفتگى، هواپیما نتوانسته فرود کند و به تبریز رفته است؛ هلی کوپترها هم نمى توانند پرواز کنند، و لذا دو ساعتى از بخش هاى مختلف کشت و صنعت، از مرکز نگه دارى گاوهاى بومى، گاومیش هاى پروارى و نیز گوسفندان پروارى، گله هاى صحرایى و مزرعه چغندر قند و نحوه برداشت با ماشین و همچنین مزارع سویا و کارخانه پنیرسازى بازدید کردیم.
ساعت یازده و نیم با هواپیما به سوى اردبیل حرکت کردیم. از فرودگاه اردبیل، بلافاصله با هلی کوپتر به سوى آستارا پرواز کردیم. به خاطر ابرى بودن گردنة حیران، هلی کوپترها خیلى بالا رفتند که باعث گرفتگى و درد گوش هایم شد؛ بعد از مدتى آرام شد.
در آستارا با استقبال پرشور مردم و شرکت در مراسم استقبال، به اجتماع آنها رفتم. بعد از خیرمقدم آقاى [صادق]احسانبخش[نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت] و استاندار، صحبت کوتاهی کردم. اجتماع عظیم و بى سابقه اى بود.
در گمرک آستارا از برنامه رفت و آمد ایران و شوروى و انبار و فرى شاپ شاهد بازدید کردیم و توضیحات رییس گمرک را شنیدیم. از آنجا به مهدی شهر رفتیم. در اینجا آب دریا پیشروى دارد. خانه هاى زیادى را آب گرفته است. از پروژه ساحل سازى براى جلوگیرى از خرابى ها بازدید کردم؛ جلوى امواج را مى گیرند، ولى از نفوذ آب نمى توان جلوگیرى کرد. آب شروع به پایین رفتن کرده و مى گویند در زمستان مشکلى ندارند. این نشان مى دهد، احتمال اینکه علت بالا آمدن آب، زیاد شدن ورودى رود وُلگا باشد، قوى است. در یک خانه رفتیم. با اهالى صحبت کردم. مشکل جدى دارند. براى ناهار به فرماندارى رفتیم.
هلی کوپترها به خاطر ابر و مه، قادر به پرواز نبودند و ناچار با ماشین به سوى اردبیل حرکت کردیم. یک ساعت در راه بودیم. در فرودگاه نوساز اردبیل مصاحبه انجام شد و به سوى تهران پرواز کردیم. بعد از مغرب رسیدیم. خیلى خسته بودم. عفت تنها بود. شام حاضرى خوردیم و زودتر خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام