خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 22:57کد خبر29902

شب کم خوابیدم. با یاسر سحرى خوردیم. بعد از نماز صبح، تا ساعت نُه خوابیدم. تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. ضمن خطبه ها برف و رعد و برق بود. خطبه ها را مختصر کردم. یکى دربارة ماه رمضان و دیگرى جمع بندى وضع سال جارى که

شب کم خوابیدم. با یاسر سحرى خوردیم. بعد از نماز صبح، تا ساعت نُه خوابیدم. تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. ضمن خطبه ها برف و رعد و برق بود. خطبه ها را مختصر کردم. یکى دربارة ماه رمضان و دیگرى جمع بندى وضع سال جارى که عمدتاً روى نکات مثبت گفته شد.

عصر بچه ها آمدند. افطار همگى جمع بودند. همشیره فاطمه آمد. از معالجه قلب اش راضى است. دکتر گفته خوب شده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا