تا ساعت نُه صبح گزارش ها را مطالعه کردم. [آقای ایلدیریم آک بولوت]، نخست وزیر آمد، مذاکره کردیم. به دفتر کار اوزال رفتیم. با حضور همراهان، جلسه مذاکره علنى و رسمى برقرار شد. درباره کلیات همکارى هاى دو جانبه و منطقه اى مذاکره شد. سپس جلسه غیر علنى و
تا ساعت نُه صبح گزارش ها را مطالعه کردم. [آقای ایلدیریم آک بولوت]، نخست وزیر آمد، مذاکره کردیم. به دفتر کار اوزال رفتیم. با حضور همراهان، جلسه مذاکره علنى و رسمى برقرار شد. درباره کلیات همکارى هاى دو جانبه و منطقه اى مذاکره شد.
سپس جلسه غیر علنى و محدود تشکیل دادیم. راجع به راهکار رسیدن به اهداف در عراق صحبت شد؛ فشار براى محاکمه صدام، عدم رفع محاصره، فشار براى مراجعت آوارگان و در صورت لزوم دخالت عملى براى اهداف.
سپس همراه اوزال به دانشگاه بیل کنت رفتیم که خصوصى و وقفى است، با شش هزار دانشجو. رییس آن یک مهاجر ترک، از کرکوک عراق است. توضیحات داد و از چند پروژه تحقیقى بازدید کردیم. ناهار ساده اى تهیه دیده بودند. از مرکز اسناد بین المللى بازدید کردیم. ادعاى وجود اسناد از کل جهان داشتند، ولى فهمیدیم ناقص است. چند سند از مطبوعات دنیا راجع به من و آقاى ولایتى از کامپیوتر گرفتند، ولى وقتى که گفتیم راجع به آقاى [سید محمود] دعایى بیاورید، سندى نداشتند؛ با اینکه نماینده [مجلس] و مدیر روزنامه اطلاعات است. هدیه اى دادند؛ من هم متقابلاً هدیه ای دادم.
سپس با چند هلی کوپتر، با همراهان براى بازدید از شهر قونیه در ساعت سه پرواز کردیم. اوزال نیامد. ساعت چهار و نیم به قونیه رسیدیم. سران شهر استقبال نمودند. گفتند حدود ششصد هزار نفر جمعیت دارد. به مقبره جلال الدین مولوى رفتیم. مدیر مجموعه توضیحات داد.
سپس از برنامه رقص سماع بازدید کردیم، مخصوص براى ما اجرا کردند: 15 نفر به دبیرى یک استاد دانشگاه بودند. سئوالاتى از آنها کردم. سند این عمل را خواستم،
گفتند از عمل خود مولوى گرفته شده و براى آسایش و فراغت روان است. مردم در خیابان ها ابراز محبت کردند.
از فضا شهر را تماشا کردیم. سرسبز است و قبرستان هاى سرسبز زیادى دارد. به سوى آنکارا پرواز کردیم. همه جا از روى مزارع گندم عبور کردیم.
غروب در آنکارا فرود آمدیم. شهر آنکارا از بالا بسیار زیبا و سرسبز است. شب مهمان سفارت بودیم. جمع زیادى از کارکنان بخش هاى مختلف خودمان بودند. سفیر،گزارش وضع و نیازها و مشکلات را گفت و من برایشان صحبت کوتاهى کردم. پس از اقامه جماعت، به مقرمان رفتیم. بعد از خواندن گزارش ها و دیدن تلویزیون خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام