خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:21کد خبر29622

در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه و پیاده روى در حیاط گذشت. همشیره ها فاطمه و طیبه و بستگان آمدند. عصر آقای حسین هاشمى نسب، از بهرمان نوق آمد و براى تأمین آب روستا استمداد کرد. راجع به خراب کردن دیوار خانه ما در نوق که والده آنجا ساکن اند صحبت شد؛

در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه و پیاده روى در حیاط گذشت. همشیره ها فاطمه و طیبه و بستگان آمدند.

عصر آقای حسین هاشمى نسب، از بهرمان نوق آمد و براى تأمین آب روستا استمداد کرد. راجع به خراب کردن دیوار خانه ما در نوق که والده آنجا ساکن اند صحبت شد؛ بناست کوچه را وسیع کنند، ولى والده با تخریب دیوار مخالفت مى کنند. گفتم ایشان را قانع کنند و اگر قانع نشد، وقتى که ایشان در سفر است، اقدام نمایند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا