خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:27کد خبر29635

دکتر[عباس] شیبانى، [نماینده تهران]، مطابق معمول بدون وقت قبلى آمد و براى امور درمان استمداد کرد. آقاى شیرازى، امام جمعه مشهد آمد. براى عمران روستایى در داراب و احداث کارخانه اى براى تعاونى حزب اللهى ها استمداد کرد. از حرکت هاى سیاسى و اقتصادى دولت

دکتر[عباس] شیبانى، [نماینده تهران]، مطابق معمول بدون وقت قبلى آمد و براى امور درمان استمداد کرد. آقاى شیرازى، امام جمعه مشهد آمد. براى عمران روستایى در داراب و احداث کارخانه اى براى تعاونى حزب اللهى ها استمداد کرد. از حرکت هاى سیاسى و اقتصادى دولت ابراز رضایت نمود و دیگر مثل گذشته، از آقاى [عباس واعظ]طبسى، [تولیت آستان قدس رضوی] گله اى نداشت.

آقاى [رضا]امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد و براى امور انرژى هسته اى استمداد کرد. آقاى [سید حسن] فیروزآبادى و آقاى مرتضایى آمدند. از مسایل همکارى با کره شمالى در خصوص مسایل ویژه و حساس گزارشى دادند؛ برنامة کار را مشخص کردم.

دکتر [محمدعلی] نجفى، وزیر آموزش و پرورش آمد. گزارش کار را داد و گفت امسال از دانش آموزان شهریه نمى گیریم.

ظهر عفت و فاطى و یاسر و سارا و على آمدند. ناهار را با من خوردند و از آنجا براى سفر به لیبى، عازم فرودگاه [مهرآباد] بودند. در همان لحظه، ساعت دو بعد از ظهر خوابم برد. وقتى که بیدار شدم نبودند؛ دلگیر شدم.

عصر به خانه آمدم. مهدى و فرشته در خانه بودند. فائزه و مونا و حسن و حمید لاهوتى هم آمدند. شام را فائزه تهیه کرد. امروز استخر حیاط را آب انداختم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا