خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:35کد خبر29779

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. دور دوم مذاکرات مادرید، به صورت دو جانبه بین اسراییل و سوریه و لبنان و فلسطین و اردن انجام شده و به بن بست رسیده و ادامه کار، بدون تعیین وقت و محل و برنامه، به بعد موکول شده است. نماینده نجف آباد آمد و براى عمران نجف آباد

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. دور دوم مذاکرات مادرید، به صورت دو جانبه بین اسراییل و سوریه و لبنان و فلسطین و اردن انجام شده و به بن بست رسیده و ادامه کار، بدون تعیین وقت و محل و برنامه، به بعد موکول شده است.

نماینده نجف آباد آمد و براى عمران نجف آباد استمداد کرد. نظراتى دربارة صنعت و توزیع ابراز کرد. نماینده بوکان آمد و براى بوکان کمک خواست. آقایان شرعى و صادقى آمدند و راجع به مانده اموال [مرحوم ابوالفضل]تولیت که بین جامعه الصادق و ورثه تولیت اختلاف است، مشورت و استمداد کردند.

آقاى [عطاءالله] مهاجرانى آمد گزارشى از وضع بنیاد تاریخ داد و کار را مهم و اساسى خواند و براى کار در آنجا اظهار آمادگى کرد و پیشنهادهایى در جهت اصلاح مثبت موسسه و تشکیل هیأت امناء داد. شوراى عالى آموزش علمى ـ کاربردى جلسه داشت؛ تصمیم مهمى گرفتیم. قرار شد سیستم جامعى ایجاد کنیم که با استفاده از امکانات مالى و فنى و فضا در مترو و صنایع و امکانات دانشگاه ها، نیروهاى فنى و علمى تربیت کنیم؛ احتمالاً چیزى شبیه دانشگاه آزاد اسلامى از آب در آید.

امروز صبح و عصر، به مناسبت سیزده آبان در مقابل لانه جاسوسى مراسم بوده؛ صبح از سوى شوراى مراسم که رسمیت دارد و جمعیت خوبى بوده و عصر از طرف تحکیم وحدت. آقاى کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]، که قرار بوده صحبت کند، شرکت نکرده و آقاى [علی اکبر]محتشمى صحبت کرده و افراد کمى جمع شده بودند؛ آغاز تفرقه عملى.

عصر شوراى اقتصاد جلسه نداشت. تا ساعت هفت شب در دفترم کار کردم و به خانه آمدم.

سه

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا