خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:53کد خبر29537

ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. کارهاى عقب مانده زیاد بود که تا ساعت نُه تمام شد. خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم. دکتر [مجید]عباسپور، [مشاور فنی رییس جمهور] همراه با مدیران پدافند ش . م . ر [= شیمیایی، میکروبی و رادیو اکتیو]آمدند و گزارش پیشرفت کار

ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. کارهاى عقب مانده زیاد بود که تا ساعت نُه تمام شد. خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم. دکتر [مجید]عباسپور، [مشاور فنی رییس جمهور] همراه با مدیران پدافند ش . م . ر [= شیمیایی، میکروبی و رادیو اکتیو]آمدند و گزارش پیشرفت کار این صنعت را دادند؛ خیلى مطلوب نیست؛ هنوزکُند است.

جمعى از اساتید معارف اسلامى در دانشگاه ها آمدند. تقاضاهایى در خصوص شغل شان داشتند. مفصلاً براى آنها صحبت کردم. آقاى[سیدکاظم] اکرمى، وزیر سابق آموزش و پرورش آمد؛ مقدارى تعریف و مقدارى انتقاد داشت. عصر تا شب، کارهاى دفتر را انجام دادم و گزارش ها را خواندم.

درگیرى مردم با حکومت، در عراق ادامه دارد. در بعضى جاها، مردم عقب رانده مى شوند و بعضى جاها برعکس. به آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه]، تذکر دادم که دخالت علنى در امور داخلى عراق نشود؛ حداکثر، به نیروهاى بدر عراقى کمک کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا