خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:56کد خبر29543

دیشب باران آمده و امروز نیز بارش ادامه دارد. ساعت هفت صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدم. بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان، محافظان، خبرنگاران و نمایندگان مجلس، براى بازدید از جریان بازسازى شهرهاى مخروبه به سوى باختران[= کرمانشاه]، پرواز کردیم. در فرودگاه

دیشب باران آمده و امروز نیز بارش ادامه دارد. ساعت هفت صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدم. بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان، محافظان، خبرنگاران و نمایندگان مجلس، براى بازدید از جریان بازسازى شهرهاى مخروبه به سوى باختران[= کرمانشاه]، پرواز کردیم.

در فرودگاه باختران، استقبال رسمى بود. بلافاصله با ماشین به سوى شهر سرپل ذهاب حرکت کردیم. به خاطر بارندگى از هلی کوپتر استفاده نکردیم؛ طبعاً برنامه ها به هم خورد. از شهرهاى اسلام آباد و کرند گذشتیم. در بین راه، [آقای نکویی]استاندار و [آقای زرندی]، امام جمعه باختران که در ماشین با من بودند، گزارش و توضیحات مى دادند.

در شهر سرپل ذهاب، حدود 25 هزار نفر از مردم بازگشته اند و بازسازى ادامه دارد، ولى شهر نیمه مخروبه است. قبلاً 22 هزار نفر جمعیت داشته و پیش بینى مى شود که جمعیت به 50 هزار نفر برسد. مردم استقبال گرمى کردند. گشتى در شهر زدیم. در شهردارى با مسئولان شهر مذاکره کردم. براى مردم در مقابل ساختمان شهردارى، صحبت کوتاهى کردم . مردم خواستار تسریع در بازسازى هستند. درخصوص اعتبار و مصالح ساختمانى، کمبودى به نظر نرسید؛ گرچه مردم بیشتر مى خواهند.

از آنجا به سوى قصرشیرین حرکت کردیم. در راه از روستاها و اردوگاه هاى نیمه مخروبه مهاجران گذشتیم. رودخانه الوند که آب زیادى دارد و به عراق مى رود، نظرم را جلب کرد. در کنار جاده، لشکرهاى ارتش از زمان جنگ مستقر هستند. در شهر قصرشیرین، هیچ ساختمانى از گذشته نمانده و کل شهر، به جز یک مسجد، با خاک یکسان شده است. هنوز کار بازسازى مردمى شروع نشده و ساخت زیربناها توسط دولت، در حال انجام است. انبار براى مصالح ساختمانى آماده شده است. جمعى از مردم آمده بودند. به جمع آنها رفتم . انتقاداتی ساده داشتند؛ از کم بودن بهاى خسارات که به مردم پرداخت مى شود تا مشکل تردد، به خاطر سخت گیرى ارتش.

از نهالستان مرکبات که براى ترویج کشاورزى منطقه، توسط وزارت کشاورزى تأسیس شده است، بازدید کردیم. بناست توسعه شهر در آن سوى رودخانه باشد. از آنجا به پادگان ابوذر رفتیم. بعد از نماز، ناهار مهمان ارتش بودیم. این پادگان در اواخر جنگ مورد نفوذ عراقى ها و منافقین قرار گرفت و صدمات زیادى دید. بخشى از پادگان در اختیار سپاه است. تیمسار جوادیان در گزارشی، از مراجعت نیروهاى سپاه بدر به کشور خودشان، براى کمک به مردم عراق خبر داد.

از آنجا به سوى منطقه گیلان غرب حرکت کردیم. باران مى بارید. مردم در روستاهاى مسیر به گرمى ابراز احساسات مى کردند. نزدیک ساعت پنج و نیم به گیلان غرب رسیدیم. امام جمعه و فرماندار، دربارة بازسازى توضیحات دادند و خواسته ها را مطرح کردند. با مردم در ورزشگاه ملاقات و برایشان صحبت کردم . استقبال گرمى داشتند. آنها از صبح، زیر باران منتظر بودند.

به خاطر حذف هلی کوپتر، برنامه تغییر کرده بود. در شهر گشتى زدیم. بازسازى در حال انجام است. خانه هاى خوبى مى سازند و خیابان ها را وسیع تر کرده اند. به سوى ایلام حرکت کردیم. در دره هاى اطراف شهر، آلونک هاى ساخته شده در زمان آوارگى مردم، براى فرار از بمباران عراق موجود است؛ هنوز تعدادى از مردم، در آنجا زندگى مى کنند.

ساعت هفت و نیم شب به شهر ایلام رسیدیم؛ بنا نبود به ایلام برویم. قرار بود شب را در دهلران باشیم. مردم مطلع نشدند. جلسه اى با مدیران دو استان باختران و ایلام داشتیم. گزارش ها، نیازها و اقدامات مطرح شد . به نظر رسید اعتراضى به پیشرفت بازسازى نیست.

اعتبار بیشتر و توجه بیشتر به روستاییان و کمک به مجروحان خواسته مى شد. مشکلات، نسبت به سفر قبل، خیلى کم شده و کارها روبه راه است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا