خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:25کد خبر29631

ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت ده صبح، [آقای آدام ساپی]، رییس مجلس تانزانیا آمد؛ درباره روابط دو جانبه و قارة آفریقا مذاکره شد. مردم ساده و سالمى هستند. مسلمان است و یک تاجر شیعه را هم همراه داشت. مجذوب مرقد امام شده بود. آقای [حامد] الغابد، دبیرکل

ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت ده صبح، [آقای آدام ساپی]، رییس مجلس تانزانیا آمد؛ درباره روابط دو جانبه و قارة آفریقا مذاکره شد. مردم ساده و سالمى هستند. مسلمان است و یک تاجر شیعه را هم همراه داشت. مجذوب مرقد امام شده بود.

آقای [حامد] الغابد، دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامى آمد. براى تقویت سازمان استمداد کرد و من تذاکراتى در خصوص فعال تر شدن سازمان دادم و از تشکیل کمیسیون اقتصادى، فرهنگى در ایران که اکنون جریان دارد، تشکر کردم.

آقایان دکتر ولایتى و آقای [علاءالدین] بروجردى، [معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه] آمدند. راجع به سفر بروجردى به ترکیه مذاکره کردیم. قرار شد، دربارة ادامه محاصره عراق، کمک به آزادی گروگان هاى لبنان و اجراى بندهاى قطعنامه [598] مذاکره کنند.

آقای [غلامرضا]آقازاده،[ وزیر نفت] آمد. از عدم همکارى بانک مرکزى گله کرد و دربارة فروش و تولید قیمت گازوییل و عادی شدن وضع توزیع گاز مایع گفت. قرار شد سفر شوروى را انجام دهد. خواست که محسن همراهش باشد.

دکتر [علی اکبر] ولایتى و [علی] فلاحیان و محسن رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمدند. اختلافات شان درخصوص مسئولیت هاى متداخل در امور نهضت ها را مطرح کردند که به جایى نرسیدیم.

براى استقبال آقای کورت والدهایم، رییس جمهور اتریش، به فرودگاه[مهرآباد] رفتم. ساعت ده شب، در رأس هیأت سنگینى[= هفتاد نفر]، وارد شد. استقبال گرمى کردیم. او بعد از مصاحبه ، به کاخ سعدآباد رفت.

به دفترم برگشتم. به ملاقات رهبرى رفتم. دربارة سفر آقای سعود الفیصل،[وزیر امور خارجه عربستان سعودی]، مسایل عراق و مسایل داخلى حرف زدیم؛ ایشان کسالت دارند.

در مراسم ضیافت شام برای آقای [کورت]والدهایم ، راجع به اروپاى شرقى و غربى و مسایل خاورمیانه و بحران خلیج فارس و عراق و قلدرى آمریکا مذاکرات مفصل کردیم؛ در بسیارى از موارد اشتراک نظر داشتیم.

رییس جمهور اتریش معتقد است که اسراییل صلح نمى خواهد و آمریکا هم کارى نمى تواند بکند. معتقد است شوروى سامان نمى گیرد. دیر وقت به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا