خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 22:39کد خبر29868

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. خیابان ها به خاطر تعطیلی[به مناسبت دهه فجر]، خلوت بود. با اینکه برف زیادی باریده است، اکثر خیابان ها را تمیز کرده اند. [آقایان هادی آرنگ نایب و یحیی عثمان]، دو نفر از رهبران حزب اسلامی [پان] مالزی آمدند. از میهمانان

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. خیابان ها به خاطر تعطیلی[به مناسبت دهه فجر]، خلوت بود. با اینکه برف زیادی باریده است، اکثر خیابان ها را تمیز کرده اند.

[آقایان هادی آرنگ نایب و یحیی عثمان]، دو نفر از رهبران حزب اسلامی [پان] مالزی آمدند. از میهمانان کنگره اندیشمندان هستند. گفتند در ایالت «کلانتان»، حزب شان پیروز شده و در حدود اختیارات ایالتی، مقررات اسلامی مانند حجاب اسلامی، منع مشروبات الکی، بستن آرایشگاه های نامشروع زنانه و... حاکم شده است؛ مدعی اند 25 درصد مسلمانان در سراسر مالزی، به حزب آنها رأی داده اند. از جمعیت 18 میلیونی مالزی، 58 درصد مسلمان هستند. خواستار توسعه روابط اقتصادی و فرهنگی ما با ایالات مسلمان نشین این کشور شدند.

آقای سید[محمدحسین] فضل الله از لبنان آمد و اوضاع این کشور را گفت. نگران وضع شیعه و حزب الله، پس از عادی شدن امور لبنان است. فکر می کند سیاست فعلی حزب الله، مناسب این شرایط نیست و برای آینده برنامه ریزی ندارند. خواست که ما برنامه و طرح بدهیم. برای کارهای فرهنگی اش کمک خواست و از سیاست دولت من و اظهاراتم و برخورد اخیر در سفر به آفریقا تمجید کرد.

آقای فتحی یگن، رییس جمعیت اسلامی شمال لبنان آمد. دربارة حرکت اخوان المسلمین صحبت کردیم. آدم روشنی است. تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران است. آقای [سید محمدباقر] حکیم و برادرش آمدند. گزارشی از آمادگی گروهی از نظامیان عراقی برای اقدام [=کودتا علیه صدام حسین] دادند؛ پیش ایشان، پیکی فرستاده اند و برنامه خود را گفته و کمک خواسته اند. قرار شد موضوع را در شورای عالی امنیت ملی بررسی کنیم. قبلاً وزیر اطلاعات، موضوع را گزارش کرده بود.

جمعی از شعرا و علمای افغانستان آمدند. دو نفر از طرف احزاب اسلامی صحبت کردند و دو نفر از شعرا، شعرشان را خواندند و از کمک های جمهوری اسلامی تشکر کردند و به نوعی از برخورد با بعضی از افغان های متخلف گله نمودند. صحبت کردم و برای اتحاد و آمادگی، برای بازسازی افغانستان نصیحت نمودم. گفتم به هر شاعر یک سکه بدهند. حدود یکصد وچهل شاعر بودند. تا ساعت چهار بعد از ظهر کارها را انجام دادم.

عصر برای افتتاح مراسم جشن ها ی دهه فجر، به هتل لاله رفتم. میهمانان خارجی و داخلی بودند. آقای [سید محمد] خاتمی، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] گزارش کوتاهی داد و من هم مراحل انقلاب و دستاوردها را تشریح کردم. به خانه آمدم.

سرشب از ایوان طبقه بالای خانه، مناظر نورافشانی و آتش بازی [دهه فجر] را دیدم.

جالب است در گزارش ها خبر برگشت، جرج حبش مریض از فرانسه، جلب توجه می کند؛ نشان ضعف دولت و عقب گرد است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا