خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 23:04کد خبر29909

مطابق معمول همه سحرهاى دیگر، یک ساعت قبل از طلوع فجر با زنگ ساعت بیدار شدم. غذاهاى سحر را که عفت قبلاً آماده کرده بود، گرم کردم و چاى درست کردم. سپس یاسر را بیدار کردم. یاسر مطابق معمول، سفره را آماده کرد. سحرى خوردیم. دعایى خواندم و نماز و سپس استراحت.

مطابق معمول همه سحرهاى دیگر، یک ساعت قبل از طلوع فجر با زنگ ساعت بیدار شدم. غذاهاى سحر را که عفت قبلاً آماده کرده بود، گرم کردم و چاى درست کردم. سپس یاسر را بیدار کردم. یاسر مطابق معمول، سفره را آماده کرد. سحرى خوردیم. دعایى خواندم و نماز و سپس استراحت.

عفت براى شرکت در مراسم ختم همسر آقای سید کاظم اخوان مرعشى به مشهد رفت؛ به دلیل عارضه سکته مغزى فوت کرده اند. تا شب در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه گزارش ها گذشت. عصر فاطى براى تهیه افطار آمد. محسن و سعید هم آمدند و بعد از افطار رفتند.

صدور حکم دادگاه ترکیه در مورد کشتى توقیفى قبرسى با کالاهاى ایرانى، مورد توجه بود؛ اقدام خصمانه و نادرستى است. اعتراض کرده ایم. باید فکرى بشود؛ احتمالاً با فشار آمریکا است.

آقاى [محمدرضا]توسلى آمد. براى پذیرفتن نامزدى نمایندگى تهران از سوى روحانیون مبارز مشورت کرد؛ نکات مثبت و منفى را گفتم که خودش نتیجه گیرى کند. مبلغى از کمک هاى مردمى براى جبهه را که از پیش داشت، آورد.

تأکید داشت که من براى رفع اختلاف و ایجاد الفت بین روحانیت و روحانیون تلاش کنم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا