بعد از نماز و صبحانه، خاطرات دیروز را نوشتم. آقاى «عُمرالحسن احمدالبشیر» آمد نیم ساعتى مذاکره خصوصى دربارة وضع سودان و همسایه ها و سومالى داشتیم. با هم به قصر جمهورى رفتیم. با حضور جمعى از وزیران و همراهان دو طرف، مذاکرات رسمى در مورد مسایل کلى، در
بعد از نماز و صبحانه، خاطرات دیروز را نوشتم. آقاى «عُمرالحسن احمدالبشیر» آمد نیم ساعتى مذاکره خصوصى دربارة وضع سودان و همسایه ها و سومالى داشتیم. با هم به قصر جمهورى رفتیم. با حضور جمعى از وزیران و همراهان دو طرف، مذاکرات رسمى در مورد مسایل کلى، در روابط بین دو طرف داشتیم.
بعد از جلسه، دکتر ولایتى تذکر داد که من از موضع بالا و نصیحت گونه صحبت کرده ام و خواست در مذاکرات بعدى جبران کنم. مقابل مقر در ساحل رود نیل، رودخانه عظیم نیل را تماشا کردیم. از آنجا به قصرالصداقه رفتیم. در جمع علما و قضات و ائمه جمعه یک جلسه و سپس در جمع نمایندگان سندیکاها و جیش الشعبى ها، جلسه مفصل دیگرى داشتم. در هر دو مراسم، قرآن، سرود و شعر و شعار و سخنرانى و خیرمقدم و سپس سخنرانى من بود.
در جلسه دوم، یک خانم هم صحبت کرد. در خلال مراسم، دایماً شعار و تکبیر و تهلیل داشتند، شبیه جلسات حزب اللهى پرشور خود ما و به تقلید از ما و خودشان هم مرتباً اظهار مى کردند که الگوی شان انقلاب ما است. معمولاً با اسم امام و ایران و رهبرى و من و... تکبیر مى گفتند و به علاوه تهلیل مى گفتند.
برنامه تا ساعت دو بعد از ظهر طول کشید. بین دو جلسه هم، مقدارى هدیا آوردند و علماى مهم را معرفى کردند؛ یک تسبیح نارنجى و یک لگن چوبى تاریخى. نزدیک به بعد از ظهر به محل اقامت رسیدم؛ نماز و ناهار و کمى استراحت و مجدداً شروع برنامه.
بشیر آمد. با هم براى شرکت در مراسم مردمى به میدانى پشت فرودگاه رفتیم. در مسیر با جیپ رو باز، مردم ابراز احساسات مى نمودند. در میدان خاکى که خیلى وسیع بود، جمعیت خیلى زیادى از زن و مردم جمع بودند و شدید ابراز احساسات مى کردند.
عبایى به من دادند. عصاى عاج و چیزهاى جالب دیگر. قرآن و خیرمقدم و سخنان کوتاه بشیر، مطابق معمول انجام شد و من به تریبون دعوت شدم. جالب اینکه خودش قبل از شروع صحبت، مثل آقای مرتضایى فر شعار مى داد. سخنرانى کوتاهى داشتم که ترجمه مى شد و هر جمله با شعار مردم تعقیب مى شد.
اجتماع خیلى پرشکوهى بود. با بشیر به اقامتگاه برگشتیم. بعد از نماز مغرب و عشا، با دکتر شیخ حسن ترابى که رهبر واقعى انقلاب است، و جمعى از علمایى که همراهش بودند، ملاقات کردم. حدود یک ساعت مذاکره مفید و خوب داشتیم. تحلیل او از وضع جهان اسلام و انقلاب سودان را شنیدم.
در مقابل انقلاب اسلامی ایران خاضع است و نگران وضع سودان و قبول دارد که از ما الهام گرفته اند و تجربه ما و تاریخ ما را تکرار مى کنند. از دولت لیبى بد گفت که در خارج، از آمریکا مى ترسد و در داخل، از مسلمانان و ضد مسلمانان انقلابى است.
سپس جلسه دیگرى با سران دولت سودان داشتیم. تاریخ و اقتصاد و سیاست و سازمان سیاسى، زمین ها و معادن و دام را تشریح کردند؛ جالب بود. خسته شدم. سپس در فضاى باز در چمن هاى حیاط، به صورت سلف سرویس شام خوردیم.
شب مقدارى تلویزیون تماشا کردم .برنامه هاى سفر ما را به صورت کامل پوشش مى دهند. روزنامه ها بیشتر صفحات خود را به اخبار [سفر] ما اختصاص مى دهند. آقاى بشیر تقریباً از هیات جدا نمى شود. اقامتگاه، کنار منزل شخصى اوست. فائزه و یاسر امروز به مکه رفتند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام