خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 22:41کد خبر29878

دیشب برف آمده و امروز هم در شمیران می بارید و هوا سرد بود. برای شرکت در مراسم راهپیمایی[بیست و دوم بهمن]، تا نزدیک میدان آزادی با ماشین رفتیم و در میان مردم راهپیمایی کردیم. مردم خیلی پرشور برخورد نمودند. جمعیت خوبی آمده بودند و مراسم با حالی

دیشب برف آمده و امروز هم در شمیران می بارید و هوا سرد بود. برای شرکت در مراسم راهپیمایی[بیست و دوم بهمن]، تا نزدیک میدان آزادی با ماشین رفتیم و در میان مردم راهپیمایی کردیم. مردم خیلی پرشور برخورد نمودند. جمعیت خوبی آمده بودند و مراسم با حالی بود. من هم صحبت کوتاهی کردم.

با هلی کوپتر از بالا اجتماع مردم در خیابان ها را دیدم. در این سرما، خیلی زیاد شرکت کرده اند. عفت و بچه ها هم شرکت کرده بودند و از کثرت جمعیت در این سرما تعجب داشتند. سرشب حاجیه والده و همشیره ها - فاطمه و طیبه- آمدند. والده و طیبه با تعدای از بستگان، عازم سفر عُمره هستند. حال والده خوب است. مقداری احوال پرسی کردیم. شام نماندند. در منزل محمد - همشیره زاده- قرار دیدار با دیگر بستگان دارند. والده و همشیره حاضر نیستند از روستای بهرمان مهاجرت کنند و علاقه مند به زندگی روستایی با معاش کشاورزی اند.

آقای [محمود] واعظی تلفنی اطلاع داد که برای کارشکنی در امر اجتماع سران اکو در تهران، وقت جلسه کشورهای عضو مشترک المنافع را تغییر داده اند که سران آنها نتوانند به تهران بیایند؛ قرار شد برای حل مشکل پیگیری شود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا