خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:27کد خبر29634

ساعت نُه صبح، آقاى کورت والدهایم و همراهان آمدند. به او اطلاع دادم که آمریکا از طریق [سفیر سوییس]، حافظ منافع اش در ایران، اطلاع داده است که هیچ دولتى نماینده آمریکا نیست که دربارة گروگان ها صحبت کنند و لابد منظورش شما هستید؛ خیلى ناراحت شد و تقاضا کرد که

ساعت نُه صبح، آقاى کورت والدهایم و همراهان آمدند. به او اطلاع دادم که آمریکا از طریق [سفیر سوییس]، حافظ منافع اش در ایران، اطلاع داده است که هیچ دولتى نماینده آمریکا نیست که دربارة گروگان ها صحبت کنند و لابد منظورش شما هستید؛ خیلى ناراحت شد و تقاضا کرد که مخفى و سرّى بماند.

وقتى شنید، رادیو اسراییل هم دیشب گفته است که آمریکا به والدهایم اطلاع داده که از سوى آنها صحبت نکند، بیشتر ناراحت شد و گفت آنها از فرط کینه،ترجیح مى دهند اتباع شان در اسارت بمانند، اما به دست او آزاد نشوند.

با هم در مصاحبه مطبوعاتی شرکت کردیم و به سئوالات پاسخ دادیم. در جواب دادن به سئوالات دستپاچه مى شد. بعد از مصاحبه، از آرامش من اظهار تعجب کرد. به نظر مى رسد از صهیونیست ها و آمریکاییان واهمه دارد. با هم به فرودگاه[مهرآباد] رفتیم و پس از مراسم بدرقه، به هواپیمای شان رفتند و به سوى سوریه پرواز کردند.

به دفترم برگشتم و کارها را انجام دادم. عصر در جلسه هیات دولت شرکت کردم و شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا