خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:47کد خبر29697

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده کارها را انجام دادم. آقای آقازاده، [وزیر نفت] آمد. براى ابلاغ پیام من به برخی از سران دربارة فلسطین و نفت و شرکت شان در بازسازى ایران، عازم کشورهاى جنوب خلیج فارس است. دربارة کیفیت مذاکرات توجیهش کردم و موافقت

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده کارها را انجام دادم. آقای آقازاده، [وزیر نفت] آمد. براى ابلاغ پیام من به برخی از سران دربارة فلسطین و نفت و شرکت شان در بازسازى ایران، عازم کشورهاى جنوب خلیج فارس است. دربارة کیفیت مذاکرات توجیهش کردم و موافقت کردم که محسن با او برود.

به دفتر رهبرى رفتم. با هم به حسینیه رفتیم. مدعوین، شخصیت ها و مدیران سه قوه بودند. ابتدا من و سپس رهبرى صحبت کردیم. نماز ظهر و عصر را جماعت

خواندیم. براى ناهار نماندم و به دفترم رفتم. صحبت هاى آیت الله خامنه اى، در توصیه به اتحاد و پرهیز از نزاع و تجمل و تلاش براى جلب اعتماد مردم بود.

عصر دولت جلسه داشت. نزدیک غروب، آقای کمال خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل] آمد. گزارش مذاکرات و تفاهم با دبیرکل دربارة کمک به آزادی گروگان ها را گفت. [آقای خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل سازمان ملل]، پذیرفته است که در مقابل کمک ایران به آزادی گروگان ها، به اجراى بند 6 قطعنامه 598 که مربوط به معرفى متجاوز است، حق ما را ادا کنند و عراق را متجاوز معرفى نماید؛ تشویقش کردم. تاکنون مسأله خوب پیش رفته است. اجازه خواست که در آمریکا در جهت جا انداختن نظرات مان، لابى ایجاد کند.

به خانه آمدم. کسى در خانه نبود. خودم تخم مرغ پختم و شام خوردم. عفت به منزل خانم نقاش رفته بود. آمد و از آنجا برایم شام آورد؛ شام نذرى است، کمى خوردم. با آقاى [علی] فلاحیان، در خصوص [حواشی] قتل بختیار صحبت کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا