خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:59کد خبر29547

آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران]، اطلاع داد که نیروهاى آمریکایى در عراق، زبیر را گرفته اند و به بصره رسیده اند و نیروهاى عراقى را خلع سلاح مى کنند. صبح به دفترم رفتم. مقدارى از کارهاى عقب مانده را انجام دادم. ساعت نُه ونیم، جمعى از روحانیون

آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران]، اطلاع داد که نیروهاى آمریکایى در عراق، زبیر را گرفته اند و به بصره رسیده اند و نیروهاى عراقى را خلع سلاح مى کنند. صبح به دفترم رفتم. مقدارى از کارهاى عقب مانده را انجام دادم. ساعت نُه ونیم، جمعى از روحانیون تهران آمدند. براى آنها مفصلاً صحبت کردم و وضع منطقه و عراق را تشریح نمودم.

[آقای ناکاجیمو]، مدیرکل سازمان بهداشت جهانى آمد. از خدمات انسانى ما به آوارگان تشکر کرد و وعدة مساعدت بین المللى داد . اعضای هیأت رییسه مجلس خبرگان آمدند و براى نقشه ساختمان مجلس خبرگان در قم مشورت کردند. ناهار را با من خوردند و رفتند.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. شب آیت الله خامنه اى، مهمان من بودند. دربارة وضع عراق، کمک به مردم عراق، مسأله کویر، لزوم انضباط سپاه در کمک به عراق و مسایل دیگر مذاکره کردیم. ایشان امشب به مشهد مى روند و پس از زیارت برمى گردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا