خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/28 - 12:33کد خبر29927

جلسه علنى نداشتيم. حدود ساعت نه ونيم به مجلس رفتم. براى كميسيون آیين‌نامه مدتى ‌انتظار كشيدم. نصاب لازم به ‏دست نيامد.

جلسه علنى نداشتيم. حدود ساعت نه ونيم به مجلس رفتم. براى كميسيون آیين‌نامه مدتى ‌انتظار كشيدم. نصاب لازم به ‏دست نيامد. آقاى [احمد] بهشتى نماينده فسا براى پسرش - كه‌ محافظ ايشان بوده و به اتهام همكارى با منافقان بازداشت شده - كمك خواست. آقاى ‌انصارى نماينده نيشابور هم استعفايش را آورده بود. علت آن فشار بعضى از مردم حوزه ‌انتخابيه‌اش، عليه ايشان به خاطر عدم حضورش در جلسه رأى‌گيرى، براى عدم كفايت سياسى ‌بنى‌صدر مى‌باشد. همه جا مردم، اين‏گونه افراد را تحت فشار گذاشته‌اند و محيط بر اين ها تنگ شده. 

بعدازظهر مهندس [مهدى] بازرگان، دكتر [يدالله] سحابى و دكتر [كاظم] سامى آمدند، براى ‌چاره‌جويى در همين زمينه و كم كردن فشار اجتماعى. توقع داشتند امام چيزى بگويد و يا من‌ از آنها تعريف كنم. من گفتم امام راه را باز گذاشته‌اند و پيشنهاد كردم موضع‏شان را در مقابل ضدانقلاب، صريحاً اعلان نمايند. قرار شد چيزى بنويسند . جنايت هولناك انفجار دفتر حزب ‌جمهورى اسلامى و شهادت اين ‏همه نيروهاى انقلاب كه مورد علاقه آن ها هم بوده‌اند، وجدان‏شان را تحت فشار قرار داده.

سفير ليبى آمد و موضع ليبى را در تأیيد ادامه جنگ با عراق تا سقوط صدام، اعلام داشت و از توجه ما به ايشان شكايت داشت. از طرف ما احساس كم اعتمادى مى‌كنند و حمايت‌ كشورهاى عربى در جنگ، براى ما مهم است، چون مانع مى‌شود كه جنگ عرب و فارس تلقى شود؛ آن‏ گونه كه عراق مى‌خواهد.

در جلسه فاتحه‌اى كه امام براى هفتادودو شهيد، در مسجد شهيد مطهرى گرفته بودند، شركت كردم. جمعيت عظيم و پرشورى جمع شده بودند. افطار در منزل همسايه خودمان آقاى‌ فقيهى مهمان بوديم. از همراهان قبل از انقلاب است.
 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا