خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 16:05کد خبر29353

[آقایان کازرونی، کرباسچی و زواره ای] ، وزیر مسکن و شهرسازی، شهردار تهران و رییس سازمان ثبت اسناد و املاک آمدند. پروژه هاى ساختمانى که وزارت مسکن و شهرسازی، با دستور من، براى شهر تهران، به منظور شکستن بحران مسکن تنظیم کرده است، بررسى شد. قرار شد

[آقایان کازرونی، کرباسچی و زواره ای] ، وزیر مسکن و شهرسازی، شهردار تهران و رییس سازمان ثبت اسناد و املاک آمدند. پروژه هاى ساختمانى که وزارت مسکن و شهرسازی، با دستور من، براى شهر تهران، به منظور شکستن بحران مسکن تنظیم کرده است، بررسى شد. قرار شد سازمان ثبت اسناد و املاک و شهردارى تهران همکارى کنند تا سالانه حدود بیست هزار واحد مسکن ارزان قیمت، با انبوه سازى تهیه و عرضه شود و ارز مصالح ساختمانى را دولت بپردازد.

[آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش فروش و طرح ها را داد و براى اخذ ارز بیشتر و همکارى بانک مرکزى استمداد کرد. قرار است روزانه پانصد هزار بشکه نفت اضافه استخراج و ذخیره کنیم که هنگام بروز بحران احتمالى بفروشیم.

آقاى [مسعود روغنی]زنجانى، [معاون رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه] و مشاوران آمدند. دربارة نظارت بر اجراى برنامه، طرحى آوردند و نیز نتیجة رسیدگى به مسأله واگذارى کارخانه هاى دولتى به بخش خصوصى را توضیح دادند؛ اصرار براى انجام دارند.

ظهر براى اصلاح دندان به دندانپزشکى رفتم. دکتر غیرماهرى است؛ خوب کار نمى کند. هیأت عراقى به ریاست آقای طارق عزیز، وزیر امورخارجه، نزدیک ظهر به تهران رسید. در فرودگاه مهرآباد ناهماهنگى بوده. آنها را براى مراعات امنیت، به باشگاه وزارت نفت برده اند؛ چون احتمال مزاحمت بعضى از نیروهاى حزب اللهى شهیدداده مى رود.

عصر هیأت دولت جلسه داشت. شب مهمان آیت الله خامنه اى بودم. آقایان ولایتى و آقازاده، [وزیران امور خارجه و نفت]، تلفنى گزارش مذاکره با عراقی ها را دادند. گفتند آنها مواظبند مطالبى را که احتمال مى دهند با مخالفت ما روبرو شود، مطرح نکنند؛ دست به عصا راه مى روند و بیشتر برتحکیم روابط و صلح تکیه دارند و فقط پیشنهاد فروش فرآوردهاى نفتى اضافى را به ما دارند.

با رهبرى دربارة مسایل منطقه، عراق، آمریکا و اعراب و نیز درباره اعزام خانم ها به مسابقات تیراندازى به چین و سفر آقای حافظ اسد، [رییس جمهور سوریه] به ایران، مذاکره شد. به دفترم برگشتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا