خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:33کد خبر29644

شب به خاطر کولر و وضع بد بالش، ناراحت خوابیدم. معده ام ترش کرده بود. اول وقت با [آقای اسماعیل مفیدی]، استاندار [مازندران]، دربارة اوضاع استان ، وضع ادارات، ارزاق و مصالح ساختمانى و... صحبت کردم. بعد از صبحانه به فرودگاه شهر رفتیم و با هواپیماى بوئینگ 727

شب به خاطر کولر و وضع بد بالش، ناراحت خوابیدم. معده ام ترش کرده بود. اول وقت با [آقای اسماعیل مفیدی]، استاندار [مازندران]، دربارة اوضاع استان ، وضع ادارات، ارزاق و مصالح ساختمانى و... صحبت کردم.

بعد از صبحانه به فرودگاه شهر رفتیم و با هواپیماى بوئینگ 727 دولت، به سوى تهران پرواز نمودیم. در راه با آقاى [علی]شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی] دربارة امور کشور مذاکره کردیم. ماشین ها به فرودگاه نرسیده بودند. مدتى در فرودگاه، معطل ماشین ماندیم.

از فرودگاه به دفترم رفتم و تا عصر کارهاى مانده را انجام دادم. عصر حمام گرفتم و به خانه آمدم. با مهدى و فرشته شام خوردیم؛ از خانة فائزه آورده بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا