خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:08کد خبر29728

با احساس سرماخوردگى به دفترم رفتم. [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران آمد. از فشار تبلیغاتى که علیه او ایجاد شده شکایت و براى مقابله با آن استمداد کرد؛ توصیه به صبر و مقاومت و مدارا با مردم نمودم. گفتم این وضع به خاطر قرار گرفتن در آستانه انتخابات است.

با احساس سرماخوردگى به دفترم رفتم. [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران آمد. از فشار تبلیغاتى که علیه او ایجاد شده شکایت و براى مقابله با آن استمداد کرد؛ توصیه به صبر و مقاومت و مدارا با مردم نمودم. گفتم این وضع به خاطر قرار گرفتن در آستانه انتخابات است.

آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]آمد. گزارش سفر به مشهد و مذاکره با آستان قدس رضوی براى تصفیه مطالبات از دولت را داد و از طرح هاى خوب و موفق آنجا تمجید کرد. آقاى [سیدرضا]تقوى آمد. راجع به برنامه برگزارى سمینار ائمه جمعه و ضرورت راه اندازى جریان تبلیغاتى در مقابل جریان هاى مزاحم تبلیغات گفت و پیشنهاد تشکیل حزب را داشت.

عصر دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه] براى مسایل کمک به آزادی گروگان ها در لبنان آمد. آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد و خبر تصمیم هیأت رییسه مجلس، براى مقابله با اظهارات دکتر [حسن]حبیبى، در خصوص لازم الاجرا بودن نظر شوراى نگهبان در تفسیر اصل 99 [= نظارت استصوابی] را داد و خواستار علاج شد که علاج کردم.

شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. قبل از تمام شدن جلسه، براى حضور در ملاقات رییس جمهور پاکستان با رهبرى،به دفتر آیت الله خامنه اى رفتم. مذاکرات دوستانه بود. به دفترم برگشتم و تا ساعت هشت شب کارها را انجام دادم. به اقامتگاه سعدآباد رفتم. شام خصوصى با هیأت پاکستانى صرف کردیم. مذاکرات گرمى داشتیم. دربارة شیوه برگزارى انتخابات در افغانستان توافق کردیم. قرار شد حضور آمریکا در مذاکرات را نپذیریم. همچنین قرار شد صنایع دریایى مان همکارى کنند. بعد از شام به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا