خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اردیبهشت ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:34کد خبر29584

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح ، جمعى از مسئولان جامعه اسلامى دانشجویان آمدند. هدف و مشى خود را گفتند و براى فعالیت هایشان استمداد کردند. از انحصارطلبى دفتر تحکیم وحدت و حمایت آنها از سوى وزارت علوم گله داشتند. براى آنها صحبت کردم و قول بررسی

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح ، جمعى از مسئولان جامعه اسلامى دانشجویان آمدند. هدف و مشى خود را گفتند و براى فعالیت هایشان استمداد کردند. از انحصارطلبى دفتر تحکیم وحدت و حمایت آنها از سوى وزارت علوم گله داشتند. براى آنها صحبت کردم و قول بررسی کمک دادم.

[آقای ویلیام گونته]، رییس مجلس سیرالئون آمد. نامة رییس جمهورشان را آورد و براى دفاع در مقابل خطر حمله شورشیان لیبریایى به کشورشان استمداد کرد؛ قول کمک دادم.

اعضای هیأت مدیره جامعه الزهراء(س)آمدند. گزارش وضع تحصیلى خانم ها را دادند و براى حل مشکلات استمداد کردند؛ قول کمک دادم. [آقای جبرائیل امینو]، وزیر نفت نیجریه آمد. نامة رییس جمهورشان را آورد و از نقش ما در بحران خلیج فارس و مسأله عراق تمجید نمود و خواستار جدیت بیشتر براى ایجاد آرامش شد.

ظهر، محسن، [رییس دفتر بازرسی رییس جمهور] آمد. گزارش سفر به کره جنوبى را داد؛ تحت تأثیر موفقیت صنایع کره قرار گرفته است و پیشنهاد همکارى بیشتر دارد.

عصر شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. دربارة آوارگان عراقى و پیشنهاد ایتالیا و فرانسه براى ایجاد اردوگاه در ایران یا عراق، بحث و تصمیم گیرى شد. شب مجمع تشخیص مصلحت براى حل مشکل بازسازى جلسه داشت. [خانم دانیل میتران]، همسر رییس جمهور فرانسه، مهمان عفت بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا