خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:12کد خبر29506

ساعت هشت و نیم صبح به هتل استقلال رفتیم و در جشنواره خوارزمى شرکت کردیم. گزارش شنیدیم، جوایز مخترعان و مبتکران را دادم و صحبت کوتاهى نمودم و سپس به دفترم رفتم. [آقای احمدآلپ تموچین]، وزیر امورخارجه ترکیه آمد . دربارة اوضاع منطقه و جنگ و آینده

ساعت هشت و نیم صبح به هتل استقلال رفتیم و در جشنواره خوارزمى شرکت کردیم. گزارش شنیدیم، جوایز مخترعان و مبتکران را دادم و صحبت کوتاهى نمودم و سپس به دفترم رفتم. [آقای احمدآلپ تموچین]، وزیر امورخارجه ترکیه آمد . دربارة اوضاع منطقه و جنگ و آینده عراق و مسایل بین الشطین مذاکره شد؛ مدعى است که همه متحدین برحذف صدام توافق دارند.

عصر آقاى عباس مدنى، رهبر نهضت اسلامى الجزایر آمد . سئوالات زیادى دربارة مواضع و برنامه های نهضت و روابط آنها با کشورهاى عربى، منجمله عربستان سعودى و مراکش و چند موضوع دیگر از او کردم؛ به موضع دفاعى افتاد و موقعیتى به دستش نیامد که توقع همکارى بیشتر ما با صدام را بنماید.

مواردى مثل مسلمانان زندانى در عراق و مسیحى بودن وزیر امورخارجه عراق و نظایر آن، زبان اینها را مى بندد که اسلامى بودن رژیم بعث را ادعا نمایند. قرار شد برود و کمک هاى مردم الجزایر را براى مردم عراق بفرستد.

تا ساعت هشت و نیم شب، در دفترم کار کردم و به خانه آمدم. دکتر ولایتى، [وزیرامورخارجه]، گفت که از عراق اطلاع داده اند، سعدون حمادى، [معاون نخست وزیر]، روز شنبه با پیام کتبى صدام به ایران مى آید؛ موافقت کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا