خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 19:25کد خبر29628

جمعى از اعضاى انجمن هاى اسلامى اصناف مشهد آمدند. شعرى خواندند. برایشان صحبت کردم. دکتر [هادی]منافى، [رییس سازمان محیط زیست] و معاونان آمدند. گزارش وضع محیط زیست را دادند و استمداد کردند. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی آمد. از وزیر امور

جمعى از اعضاى انجمن هاى اسلامى اصناف مشهد آمدند. شعرى خواندند. برایشان صحبت کردم. دکتر [هادی]منافى، [رییس سازمان محیط زیست] و معاونان آمدند. گزارش وضع محیط زیست را دادند و استمداد کردند.

[آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی آمد. از وزیر امور اقتصادی و دارایى شکایت داشت که با او همکارى نمى کند. گزارشى از کارهاى جهاد داد و پیشنهادهایی براى واگذارى واحدهاى اقتصادى جهادسازندگی به اعضای جهاد داد.

آقای سعودالفیصل، وزیر امور خارجه عربستان آمد. دعوت ملک فهد از من را آورد و دربارة قواعد همکارى دو کشور صحبت شد. تقاضاى جلسه خصوصى داشت که پذیرفتم. دربارة آیندة عراق، مراسم حج، همکارى در اوپک و شوراى همکارى خلیج فارس و همچنین همکارى هاى اقتصادى، فرهنگى، تجارى و فنى تفاهم داشتیم.

آقاى [علی] شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی] آمد. از برنامه هاى دولت تعریف کرد. قرار شد در مراسم فارغ التحصیلى نداجا[=نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی] در بوشهر شرکت کنیم. اعلان آمادگى امکانات نداجا، براى کمک به امور کشورى نمود و براى ساخت ساختمان ستاد نداجا استمداد کرد.

عصر آقای مهدى هاشمى – عموزاده- و دو فرزندش آمدند. به هر نفر ده هزار تومان هدیه دادم. براى بازدید از دفتر بازرسى ویژه رفتیم. محسن[هاشمی، رییس دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور] و همکارانش توضیحاتى دادند؛ بیشتر در مورد کامپیوترى کردن امور گفتند که جالب بود.

عصر به خانه آمدم. عفت هم به مهمانى رفته بود. کمى کتاب خواندم. شب دو نفرى تنها بودیم؛ بچه ها در سفرند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا