خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:34کد خبر29587

در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. حاجیه والده و همشیره ها، فاطمه و طاهره آمدند؛ عازم سوریه اند. گفتم همراه ما بیایند؛ جواب دادند که با جمعی از مردم نوق با هم اند و نمی خواهند جدا شوند و بهتر است همة هزینه سفر زیارتی با خودمان باشد. عصر هم

در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. حاجیه والده و همشیره ها، فاطمه و طاهره آمدند؛ عازم سوریه اند. گفتم همراه ما بیایند؛ جواب دادند که با جمعی از مردم نوق با هم اند و نمی خواهند جدا شوند و بهتر است همة هزینه سفر زیارتی با خودمان باشد. عصر هم [آقای سید حسین مرعشی]، استاندار کرمان و مهدى هاشمى نژاد، براى مشکل قانونى صندوق قرض الحسنه رفسنجان آمدند. شام ماندند.

[آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران، اطلاع داد که دفتر رهبرى دستور داده که ساخت پارکینگ سبزه میدان متوقف شود، چون کسبه محل شکایت کرده اند که این میدان قدیمى را کور مى کند. با رهبری تماس گرفتم؛ ایشان گفتند شهردار توجیه خودش را بفرستد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا