خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:07کد خبر29551

ساعت سه و نیم بامداد براى صرف سحرى بیدار شدم. از ساعت چهار صبح، ویژه برنامة تلویزیون براى مراسم تحویل سال نو را دیدم و تا ساعت هفت و نیم که پیام هاى نوروزى پخش شد، بیدار بودم. پیش از تحویل سال، آیت الله خامنه اى تلفن کردند و ضمن تبریک سال نو، خبر دادند که

ساعت سه و نیم بامداد براى صرف سحرى بیدار شدم. از ساعت چهار صبح، ویژه برنامة تلویزیون براى مراسم تحویل سال نو را دیدم و تا ساعت هفت و نیم که پیام هاى نوروزى پخش شد، بیدار بودم.

پیش از تحویل سال، آیت الله خامنه اى تلفن کردند و ضمن تبریک سال نو، خبر دادند که [آیت الله سیدابوالقاسم] خویی در عراق بازداشت شده اند و خواستند که دولت و شورای امنیت، عکس العمل مناسب را بررسی کنند.

به [آقای علی اکبر ولایتی]، وزیر [امور] خارجه و دکتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای امنیت ملی]، گفتم خبر را پیگیرى و بررسى کنند و نظر بدهند. معلوم شد دیشب تلویزیون بغداد، جلسه ملاقات صدام حسین و آیت الله خویى و بخشى از مذاکرات را پخش کرده است. در این ملاقات، آقاى خویى به نحوى عمل مردم [شیعیان جنوب عراق] را محکوم و اقدامات حکومت بغداد در سرکوب قیام مردم را تایید کرده اند.

ظهر این مطلب را با رهبری در میان گذاشتم. با توجه به اینکه قاعدتاً این ملاقات و مصاحبه، تحت فشار و ارعاب بوده است ، تصمیم براین شد که اعتراض شود. دستور دادم وزارت امورخارجه، کاردار عراق را احضار و رسماً اعتراض کند و از طرف دفتر رهبرى هم بیانیه اى صادر شود.

به دیدار [بانو خدیجه ثقفی]، همسر امام رفتم. عفت هم بود. احوالپرسى کردیم؛ ضعف دارند. افطار بچه ها و بستگان آمدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا