به دفترم رفتم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمد. دربارة کمیته [بررسی مسایل]عراق و مسایل منطقه صحبت شد. [آقای حُسنی اولدیدیچ]، وزیر امورخارجه موریتانى به ملاقات آمد؛ حرف مهمى نداشت. تشریفاتى بود. درگذشته موضع خوبى نسبت به ما نداشته اند.[عبدالله نوری]،
به دفترم رفتم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمد. دربارة کمیته [بررسی مسایل]عراق و مسایل منطقه صحبت شد. [آقای حُسنی اولدیدیچ]، وزیر امورخارجه موریتانى به ملاقات آمد؛ حرف مهمى نداشت. تشریفاتى بود. درگذشته موضع خوبى نسبت به ما نداشته اند.[عبدالله نوری]، وزیرکشور، براى امور جارى آمد.
تلفنى با رهبرى صحبت کردم. قرارشد بپذیریم که هواپیماهاى غیرنظامى عراقى به ایران بیایند. یاسر همراه با حسن معادیخواه آمدند؛ از وضع پدرش پرسیدم که دیروز بازداشت شده است. آقاى [مسیح]مهاجرى، [مشاور اجتماعی رییس جمهور]آمد. دربارة مسایل اجتماعى و سیاسى داخلى و منطقه مذاکره شد. ظهر اخوى محمد، [رییس سازمان صدا و سیما]آمد. دربارة سمینار شخصیت زن توضیحاتى داد و خواست شرکت کنم.
عصر دکتر [حسن]حبیبى آمد. گزارش مذاکره با سرگرد [عبدالسلام]جلّود، [نخست وزیر لیبی] را داد و دربارة پیشنهادهاى آنها برای همکارى هاى دو جانبه و منطقه و عراق، مشورت کرد. تا ساعت هفت، کارهاى دفترم را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. روز آخر مهلت عراق براى خروج از کویت است؛ التهاب بالاست و نفت گران تر شده است.
شب مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. مسأله «حق کسب و کار و پیشه» و لایحه ایثارگران در دستور بود. شب در دفترم ماندم. ساعت یازده ونیم خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام