خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/06/19 - 18:43کد خبر30504

پيش از ظهر در منزل براي خطبه‌ها مطالعه مي‌كردم. ظهر عفت و محسن به  مزرعه‌اي در جاده ساوه رفتند؛ ياسر و محسن هم سهمي از آن پسته‌كاري دارند.

پيش از ظهر در منزل براي خطبه‌ها مطالعه مي‌كردم. ظهر عفت و محسن به  مزرعه‌اي در جاده ساوه رفتند؛ ياسر و محسن هم سهمي از آن پسته‌كاري دارند. فائزه و ياسر و بچه‌ها میهمان ما بودند. با فائزه راجع به سفر به نيويورك صحبت شد و قانعش‌كردم كه مصلحت نيست. 

براي اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. قبل از شروع خطبه‌ها، با آقاي [علی‌اکبر] ناطق نوري، [رییس مجلس] كه به نماز آمده بود، دربارة ساختمان جديد مجلس صحبت كرديم. خواست كه براي بازديد بروم و گفت، تا آخر همين دوره تمام مي‌شود و انتقال به آنجا در دورة آينده مجلس خواهد بود. 

عصر مطالعه دربارة علوم اخلاقي را شروع كردم؛ براي يك فصل جديد در خطبه‌هاي جمعه. امروز در خطبه‌ها گفتم كه فصل اعجاز علمي قرآن، با اين خطبه كه دربارة «اصل زوجيت» موجودات در قرآن بود، بسته مي‌شود.  

در اخبار جهاني، اعلان محاكمه سه نظامي آمريكايي در يوگسلاوي داغ شده است. دولت يوگسلاوي مي‌گويد، در صربستان بازداشت شده‌اند و آمريكا مي‌گويد، در مقدونيه بوده‌اند. با نيروهاي سازمان ملل، پخش جلسه ملاقات ابراهيم روگووآ، رهبر ارتش آزاديبخش كوزوو با  [اسلوبودان] ميلوشويچ، ریيس‌جمهور يوگسلاوي، از تلويزيون يوگسلاوي نيز ترديد ايجاد كرده؛ غربي‌ها مي‌گويند، فيلم قديمي است. اعزام كشتي‌هاي جنگي روسيه به مديترانه هم ايجاد نگراني‌كرده و خبر انگليس مبني بر كودتاي يوگسلاوي در مونته‌نگرو نيز مورد توجه است.

ديشب خواب ديدم، در جاده كوهستاني بوديم و يك تروريست ضدانقلاب، براي سوءقصد به ماشين من نزديك شد كه با لگدي او را از كوه به پايين پرت كردم و هواپيمايي هم در بالاي سرم تهديد داشت كه آن هم نتوانست كاري بكند؛ احتمالاً حادثه در پيش باشد. 
 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا