خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:17کد خبر29558

تنهایى سحرى خوردم. یاسر به اهواز و محسن و مهدى، به همراه تیم وزارت نفت، برای بررسی وضعیت صنعت و چاه های نفت کویت، که در حال سوختن بود و فرایند کمک رسانی و بازسازی و همچنین نحوه خاموش کردن چاه ها، به کویت رفته اند. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم.

تنهایى سحرى خوردم. یاسر به اهواز و محسن و مهدى، به همراه تیم وزارت نفت، برای بررسی وضعیت صنعت و چاه های نفت کویت، که در حال سوختن بود و فرایند کمک رسانی و بازسازی و همچنین نحوه خاموش کردن چاه ها، به کویت رفته اند. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقایان [عطاالله] مهاجرانى، [صباح] زنگنه، [حسین] شیخ الاسلام، [محمد علی] ابطحى، [سیدعلی اکبر] محتشمى، [سیدعبدالواحد] موسوى لارى، [اکبر] پرورش و [ ابراهیم] اصغرزاده، گروه متصدیان برگزارى کنفرانس فلسطین که با تصویب مجلس تشکیل شده، آمدند. دربارة زمان و ترکیب مهمانان و... نظرخواهى کردند؛ گفتم ترجیح مى دهم که براى روشن شدن نظرات مختلف درباره فلسطین به تأخیر بیفتد؛ با آمدن میهمانانی از سازمان الفتح موافقت نمودم.

[آقای جیانی دمیکلیس]، وزیر امورخارجه ایتالیا آمد. خواستار هماهنگى ایران و جامعه اروپا دربارة عراق و امنیت منطقه شد و گفت باید خسارات ایران هم در مسأله غرامت جنگ افروزى عراق منظور شود. او از علاقه به توسعه روابط گفت و من هم در همین مورد تأکید کردم. نظر مرا دربارة مبناى آینده سیاست در عراق خواست. گفتم مبنا باید خواست مردم عراق باشد و چیزى بر آنها تحمیل نشود؛ او هم پذیرفت و گفت تلاش می شود که در کویت هم دموکراسى ایجاد شود.

وقت خصوصى خواست و با حضور دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه] ، پیام [جرج بوش] رییس جمهور آمریکا را داد که خواسته است گروگان ها در لبنان آزاد شوند و روابط ایران و آمریکا بازسازى شود. گفتم به نظر می رسد، لبنانى ها حاضرند در مقابل آزادى زندانى هاى لبنان در اسراییل، گروگان ها را آزاد کنند. آمریکا باید اموال مسدود شده ایران را آزاد کند، تا زمینه براى اصلاح روابط در آینده فراهم شود.

دکتر ولایتى، خواست که براى آزادى [راجر] کوپر کمک کنیم. اخیراً [خانم مارگارت تاچر]، نخست وزیر انگلیس پیغام داده و خواستار وفا به وعدة آزادى [راجر]کوپر در مقابل آزادى [مهرداد] کوکبى شده است. با آقاى [محمد] یزدى، [رییس قوه قضاییه]، تلفنى صحبت کردم. قرار شد براساس موافقت رهبری آزاد شود. همچنین به آقاى یزدى دربار ة پرونده ، استاندار کرمان تذکر دادم که آن را با دقت بررسی کنند.

عصر تا ساعت پنج در دفترم کار کردم. به خانه آمدم. افطار فاطى، اعظم، سعید و بچه ها هم آمدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا