خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:49کد خبر29526

ساعت شش صبح با زنگ آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک بیدار شدم. خبر داد که حمله زمینى متحدین به عراق آغاز شده ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها نیروهاى متحدین خبر شکستن خطوط دفاعى عراق را دادند. [آقای

ساعت شش صبح با زنگ آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک بیدار شدم. خبر داد که حمله زمینى متحدین به عراق آغاز شده ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها نیروهاى متحدین خبر شکستن خطوط دفاعى عراق را دادند.

[آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور و معاونان و استانداران آمدند. برایشان صحبت کردم و سیاست هاى داخلى و خارجى و شرایط بین المللى و منطقه اى را گفتم . [آقایان سیهافوم، مُصیب جعفر و خاشبات]، سفیران آکرودیته لائوس، آلبانى و مغولستان به ملاقات آمدند؛ مختصر و تشریفاتى بود. با آنها گرم گرفتم. [آقای مک]، وزیر امورخارجه اتریش آمد. راجع به روابط دو طرفه و مسایل جنگ صحبت شد.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. سرشب، وزیران امورخارجه هند و یوگسلاوى و کوبا آمدند . قرار است به عنوان اعضای کمیسیون ویژه جنبش عدم تعهد،

همراه دکترولایتى به بغداد بروند؛ منتظرند ببینند صدام مى تواند با آنها ملاقات کند، یا نه؟ اگر امکان ملاقات باشد، فردا مى روند. مشورت کردند و از مواضع ما تشکر داشتند.

شب مهمان آقاى خامنه اى بودم. راجع به آیندة عراق، جنگ جارى، انتخاب شوراها، برنامه هاى رادیو و تلویزیون، مسایل اقتصادى و مجلس مذاکره کردیم. به خانه آمدم. اخبار کانال دو را گرفتم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا