خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:07کد خبر29555

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. از دیشب تا امروز عصر، یکسره باران مى بارید. تا ظهر چند ملاقات تشریفاتى داشتم؛ بدون وقت قبلى براى تبریک عید آمده بودند. دکتر [محمد علی] نجفى، دکتر [محمد حسین] عادلى، مهندس [حمید] میرزاده، مهندس [منصور] رضوى، مهندس [محمد]

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. از دیشب تا امروز عصر، یکسره باران مى بارید. تا ظهر چند ملاقات تشریفاتى داشتم؛ بدون وقت قبلى براى تبریک عید آمده بودند. دکتر [محمد علی] نجفى، دکتر [محمد حسین] عادلى، مهندس [حمید] میرزاده، مهندس [منصور] رضوى، مهندس [محمد] سعیدی کیا و مدیران دفتر.

[علی محمد] بشارتى و [مرتضی]الویرى آمدند. [آقای بشارتی، قائم مقام وزیر امور خارجه]، گزارش سفر به آفریقا را داد و موفقیت سیاست ها را در سال گذشته تبریک گفت. دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] آمد. قرار شد خانه های سازمانى براى اعضاى دولت بسازیم. عصر شوراى اقتصاد جلسه داشت. در مورد قیمت دوده، لاستیک و نوشابه و جبران کسرى بودجه شهردارى ها تصمیم گیرى شد. شب به خانه آمدم. بچه ها از سفر کیش برگشته بودند.

شب دکتر[حسن] روحانى، [دبیر شورای امنیت ملی] آمد و دربار ة کمک به معارضان عراق مشورت کرد. خبر داد که امروز سپاه بدرى ها به منافقین که نزدیک مرز آمده بودند، حمله و آنها را تارومار کرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا