تا ساعت هفت و نیم صبح به اخبار گوش دادم و گزارش ها را خواندم. اجتماع سران هفت کشور صنعتى و شوروى در شهر لندن و مسایل عراق در صدر اخبار است. استاندار آمد و نیازهاى استان را گفت.آقاى [محمد]رییسى ، [نماینده شهرکرد آمد و اظهار تأیید کرد؛ چون در ظاهر متمایل
تا ساعت هفت و نیم صبح به اخبار گوش دادم و گزارش ها را خواندم. اجتماع سران هفت کشور صنعتى و شوروى در شهر لندن و مسایل عراق در صدر اخبار است. استاندار آمد و نیازهاى استان را گفت.آقاى [محمد]رییسى ، [نماینده شهرکرد آمد و اظهار تأیید کرد؛ چون در ظاهر متمایل به رادیکال ها است. از عواقب مواضع آنها اظهار نگرانى کرد. در شوراى ادارى استان هم در مقابل جمع، موضع مثبت گرفت و به افراطی ها پرخاش نمود.
به جلسه کمیته برنامه ریزى استان رفتیم. مسئولان سازمان جهاد سازندگی و کشاورزى و صنعت و برنامه و نمایندگان استان و استاندار، اوضاع و برنامه ها را گفتند؛ عموماً رضایت بخش است. از اینکه اداره آب استان، تابع اصفهان است، شکایت داشتند.
آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو]، توضیحاتى داد. قرار شد به نحوى استان را در مدیریت آب شرکت دهند. مدعى اند که مدیریت آب، مصالح استان را در نظر نمى گیرد و بیشتر به فکر بهره گیرى براى خارج از استان است. نُزولات سالانه استان 5/11 میلیارد متر مکعب است که عمدتاً به خوزستان و مقدارى هم به اصفهان مى رود. من هم صحبت کوتاهى کردم و قول اصلاح دادم .
به سوى شهرستان فارسان، یکى از پنج بخش استان پرواز کردیم. با استقبال گرم مردم مواجه شدیم. در مدرسه علمیّه نوساز شهر وارد شدیم. امام جمعه فعالى دارد. پدر شهید است. براى تکمیل مدرسه کمک خواست. فرماندار و نماینده شهر، وضع آنجا و نیازها را گفتند. عده زیادى از مردم شهر در کویت کار مى کرده اند و پول زیادى آورده و در شهر و روستاها به کار بسته اند. صحبت مفصلى کردم.
بلافاصله از آنجا به سوى لرُدگان رفتیم. آقاى [داود]توحیدى، نماینده لُردگان در هلی کوپتر توضیحات مى داد. استان چهارمحال و بختیاری، طبیعت زیبایى دارد؛ رودخانه ها، چشمه ها، جنگل ها، کوه هاى بلند و مزارع. در وسط شهر لرُدگان، چشمه عظیمى از زمین مى جوشد که مزارع برنج اطراف شهر را آب مى دهد. اجتماع باشکوهى از مردم در ورزشگاه بود. گروهى از کودکان، دختران و پسران شهدا، با شاخة گل در دو صف به صورت شعار و جواب شعار، استقبال باحالى نمودند.
مردم، چهره آفتاب زدة رنج کشیده ای دارند. منطقه محروم، ولى خیلى مستعد است؛ با آب و زمین. در صورت اتصال راه خوزستان، تحولى در زندگی شان پدید خواهد آمد. شهرک صنعتى، نزدیک به تکمیل است. مى گفتند داوطلب سرمایه گذارى از بیرون استان زیاد است. امام جمعه و نماینده شهر سخنرانى کردند. خیرمقدم خاضعانه گفتند و نیازها را مطرح کردند.آقاى [داود]توحیدى، نماینده شهر، برادر دو شهید است. سخنرانى گرمى برایشان کردم.
بلافاصله پرواز کردیم. در یکى از دره هاى عمیق کنار رودخانه در بخش عشایرنشین مشایخ، از توابع شهرستان اردل وارد شدیم. در مسیر، آقاى [علی]یوسف پور، نماینده اَردل توضیحات مى داد.
مقدار خیلى کمى از سواحل این رودخانه پرآب جهت کشاورزی استفاده شده، با اینکه برنج و میوه جات خوب جواب می دهد. به خاطر مشکل راه که به تازگی دارد ساخته مى شود. در نقطه اى فرود آمدیم. عشایر از اطراف جمع شده بودند. قربانى هاى زیادى کردند. اصولاً یکى از سنت هاى آنها، قربانى فراوان در مراسم استقبال است؛ چون عشایر دامدارند.
خیرمقدم پرشورى گفتند. برایشان صحبت کردم و تشویق به درس خواندن فرزندان و استقرارشان کردم. در سراسر دره، از کوه هاى بلند، چشمه های فراوانى جارى است که به رود مى پیوندد. از گوشت هاى قربانى ها، کباب خوبى تهیه کرده و به همراهان دادند. به سوى استاندارى پرواز کردیم. بعد از نماز و ناهار و استراحت، گزارش ها را مطالعه نمودم.
با رسانه هاى همراه مصاحبه اى راجع به نتایج سفر کردم. سپس به محل دانشگاه آزاد اسلامى رفتیم که در زمینی به مساحت بیست هکتار، در شمال شهر در ارتفاعات ایجاد شده و رو به توسعه است؛ تشویق شان نمودم. از آنجا به مزرعه امامیه در کنار زاینده رود پرواز کردیم. امام جمعه، مزرعه ای در هفتصد هکتار، با پمپاژ آب از زاینده رود براى کشت بادام کاغذى احداث کرده است که خیلى پُردرآمد و صادراتى است. موقوفه حوزه علمیه است. یک مهندس که طلبه و معمم شده،آنجا را اداره مى کرد. این کار خوبى است که به نظر مى رسد به سرعت توسعه مى یابد. اراضى تپه ماهورى فراوان ساحل زاینده رود با استفاده از آب فراوان، آباد خواهد شد.
مردم روستاهاى اطراف جمع شده بودند. ابراز احساسات داشتند. برایشان صحبت کردم. مزیت زمین مناطق اطراف زاینده رود، این است که بیشتر آب هاى مورد استفاده، دوباره به رودخانه برمى گردد.
در مسیر پرواز کردیم. از فضا، طرح سد چفاخور را دیدیم که پنجاه میلیون متر مکعب آب را به دشت هاى مجاور به راحتى مى رساند. باغ بسیار جالب تیمور بختیار را هم دیدیم که در دست نهادهاى انقلابى است. پشت سد، باتلاق وسیعى است که آب هاى اطراف را جمع مى کنند.
ساعت سه و نیم، در بروجن کنار ورزشگاه فرود آمدیم. جمعیت عظیمى در ورزشگاه منتظر بودند. در میان استقبال پرشورشان وارد شدیم. امام جمعه خیرمقدم گفت و من سخنرانى کردم. جمع بندى سفر را گفتم و نتیجه گرفتم که این استان، مى تواند چیزى شبیه سوییس باشد.
چون نزدیک به غروب بود، بلافاصله به سوى فرودگاه اصفهان پرواز کردیم. به خاطر پرواز زیاد با هلی کوپتر، با صدا و تکان هاى زیاد و سخنرانى هاى مکرر، خیلى خسته بودم. با هواپیما به تهران آمدیم. ساعت نُه شب رسیدم. عفت نبود. همسران سفرایمان را در باشگاه نهاد[ریاست جمهوری] مهمان کرده بود. شام حاضرى خوردم و خوابیدم.
با تلفن فاطى بیدار شدم. مى خواست فردا در خانه به هیأت سودانى که نامه رییس جمهور را دارند، ملاقات بدهم؛ نپذیرفتم. گفتم اگر ضرورت دارند، بمانند و روز شنبه به دفتر بیایند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام